کتاب‌درمانی[1]

 استفاده از مطالب خواندنی به‌منظور درمان بیماری‌های جسمی و روانی کتاب‌درمانی نام دارد و به‌عنوان رشته خاصی از کتابداری بیمارستانی و سازمانی به‌شمار می‌رود. اصطلاح کتاب‌درمانی ترکیبی از واژه‌های یونانی بیبلوس[2] به معنی کتاب‌ها و تراپیا[3] به‌معنی درمان است.

تاریخچه
کتاب‌درمانی مفهوم جدیدی نیست، بر کتیبه سردر کتابخانه شهر باستانی تبس (در سواحل نیل) نوشته شده است: "شفاخانه روح". ارسطو معتقد بود که ادبیات اثر درمانی دارد، همچنین رومیان باستان دریافته بودند که میان خواندن و درمان ارتباط وجود دارد. یادداشت‌های "کالبدشناسی مالیخولیا"[4] اثر رابرت برتون، ارجاعات بسیاری را در زمینه کاربرد ادبیات در کاهش آشفتگی‌های روحی ارائه کرده است. برتون، کتاب مقدس را به داروخانه‌ای تشبیه کرده است که در آن داروی هر نوع بیماری یافت می‌شود. ارتباط مذهب با کتاب‌درمانی، شاهدی دال بر قدمت حضور کتابخانه‌ها در بیمارستان‌هاست. یکی از قدیمی‌ترین پیشینه‌های استفاده از کتاب‌درمانی در قرون وسطی و در قرن سیزدهم یافت شده است. در بیمارستان المنصور که در قاهره ساخته شده بود، در طول مراقبت‌های پزشکی، خدمات خواندن قرآن توسط روحانیون برای بیماران ارائه می‌شد. بنجامین راش در 1810، کتاب خواندن را به‌عنوان بخشی از طرح معالجه بیمار و شیوه‌ای دگرسوگرانه به‌منظور دور نگه‌داشتن ذهن بیماران از آشفتگی پیشنهاد کرد. اثری که راش منتشر کرد تأثیر بسزایی در تمرین‌های روان‌پزشکی داشت و موجب شد خدمات کتابخانه‌ای به بیماران روانی در اواخر قرن نوزدهم به‌طور شگفت‌آوری پیشرفت کند. نخستین مقاله درباره کتاب‌درمانی در 1848، توسط جان مینسن گالت، در همایشی که توسط انجمن مدیران مؤسسات پزشکی امریکایی برگزار شده بود، ارائه شد. در مقاله او اصول و کاربرد کتاب‌درمانی، گروه‌های بیماران، و نوع خواندنی‌های مناسب هر گروه معرفی شده بود. گالت در 1853 عملا برای درمان بیماران روانی از کتاب خواندن بهره می‌گرفت. چون در کتاب‌درمانی علاوه بر شناخت بیماری، شناخت کتاب نیز ضرورت داشت و از طرفی باور به تأثیر این فن افزایش پیدا می‌کرد، کم‌کم ضرورت نوعی همکاری میان پزشکان و کتابداران احساس شد، به همین دلیل پس از مدتی کتاب‌درمانی به‌عنوان جنبه‌ای از حرفه کتابداری شناخته شد. نخستین همکاری بین کتابداری و روان‌پزشکی در بیمارستان مک‌لین در ویورلی[5] ماساچوست آغاز شد. انجمن کتابداران امریکا*، یکی از نخستین سازمان‌های حرفه‌ای بود که فعالانه کتابداری را از طریق ایجاد کتابخانه‌هایی در بیمارستان‌ها و یا مؤسسات، پیش از قرن بیستم، رواج داد. نوشته‌های ای. کتلین جونز نخستین پیشینه‌های کتابداری هستند که با همکاری روان‌پزشک، نقشی مؤثر در درمان بیماران روانی از طریق کاربرد کتاب‌ها داشته است. اصطلاح کتاب‌درمانی به شکل فعلی در منابع چاپی، نخستین‌بار در یکی از مقالات ساموئل مک کورد کرادرز، در 1916 به‌کار رفت. گرچه پیش از این روان‌پزشکان ضمن استفاده از این فن، به‌ترتیب آن را "خوانش ـ درمانی"[6] و پس از آن "مشاوره از طریق کتاب"[7] نیز می‌نامیدند. در ابتدای این قرن بسیاری از پزشکان ]خواندن [کتاب را برای حل مشکلات هیجانی بیماری‌های روانی توصیه کردند. افراد برجسته‌ای نظیر کارل و ویلیام منینگر، که هر دو پزشک بودند، ضمن اینکه مطالعات پژوهشی بالینی را درباره اثربخشی این‌گونه درمان در مطالعات 5 ساله خود طی دهه 1930 هدایت کردند، کاربرد کتاب‌درمانی و رشد کتابخانه را در کلینیک منینگر نیز توسعه دادند. در حوزه تعلیم و تربیت، آموزگاران، کاربرد کتاب‌درمانی را از دهه 1940 آغاز کردند. در طول دهه 1950 مطالعه گروهی به درمان افراد الکلی افزوده شد. در دهه 1960 کتاب‌درمانی در برخی زمینه‌ها نظیر اعتیاد به مواد مخدر، ترس، تغییرات نگرشی، بلوغ اخلاقی، مرگ، و همه موارد استثنایی پیشرفت کرد. در 1961، به‌عنوان یک واژه متعارف توسط «واژه‌نامه بین‌المللی وبستر» پذیرفته شد. در دهه 1970 یکی از نخستین کلاس‌های اصول نظری کتاب‌درمانی تدریس شد. از این زمان به بعد روان‌شناسان، مربیان تربیتی، و صاحبان مشاغل مرتبط، به کتاب‌درمانی علاقه‌مند شدند تا جایی که طی ده‌ها سال، مقاله‌های متعددی در این زمینه منتشر شد، اگرچه بسیاری از این مقاله‌ها حاکی از عدم‌اعتماد به این روش درمانی جدید بود، اما تمایل قطعی برای توسعه آن ابراز می‌شد.

هدف از کتاب‌درمانی
در کتاب‌درمانی، کتاب‌ها به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای هدایت اندیشه و تفکر خوانندگان درنظر گرفته می‌شود. در «واژه‌نامه تعلیم و تربیت» هدف از کتاب‌درمانی این‌گونه مطرح شده است: نفوذ کامل از طریق فرایندی تعاملی میان خواننده و نوشتاری که مورداستفاده واقع می‌شود، به‌منظور سنجش شخصیت، رشد، سازگاری، و تعدیل بیماری‌های روانی یا مغزی ذهن. کتاب‌درمانی می‌تواند یک یا بیش از یک هدف داشته باشد از توسعه خودپنداره فردی[8] و افزایش آگاهی و درک مسئله گرفته تا تغییر در عملکرد یا تغییر نگرش و رفتارهای خواننده. کتاب‌درمانی را می‌توان با دو رویکرد و دو هدف کلی انجام داد: 1) در کتاب‌درمانی پیشگیرانه[9] به خواننده رویکردهای جدیدی برای فائق شدن بر مشکلاتی که در آینده با آنها مواجه خواهد شد، ارائه می‌شود؛ و 2) مددجو درباره شخصیت‌هایی مطالعه می‌کند که شرایط مشابه او را دارند و از این طریق برای حل مشکلات خود در زندگی واقعی اقدام می‌کند.

اجرای کتاب‌درمانی و مراحل آن
هیچ روش ویژه‌ای برای کتاب‌درمانی تدوین نشده است. تشکیل کتابخانه می‌تواند فراگیرترین بخش این فعالیت باشد. این کتابخانه‌ها با کتابخانه‌های عمومی تفاوت دارند؛ زیرا هدف‌های خاص را تعقیب می‌کنند. این دوره درمانی چیزی فراتر از اختصاص دادن یک کتاب خاص به فرد است. کتاب‌درمانی، دوره کنکاشی است که نیاز به طرح‌ریزی دقیق دارد و در آن دو طرف (مددکار و مددجو) باید با کتاب‌درمانی موافق باشند. اگرچه نظرهای متعددی درباره مراحل کتاب‌درمانی وجود دارد، لیکن 5 مرحله بین همگان مشترک است:
1) شناسایی[10]؛
2) انتخاب نوشتار؛
3) ارائه و همانندسازی؛
4) پالایش[11] (تخلیه هیجانی)؛
5) بصیرت[12].
در طول دو مرحله اول، نیاز مددجو شناسایی شده و کتاب‌های مناسب بر اساس مسائل او انتخاب می‌شود؛ این انتخاب باید با آگاهی و مهارت صورت گیرد تا موجب ایجاد امید و احساس کاذب در مددجو نشود. تاکنون معیاری برای انتخاب کتاب با هدف درمانی تعیین نشده است، تنها گاه‌به‌گاه کتابداران، پزشکان، و سایرین مواردی از کاربرد ادبیات و متون نوشتاری را که مزایا و منافعی در درمان بیماران مورد معالجه آنها داشته است، ذکر کرده‌اند. مرحله همانندسازی، زمانی رخ می‌دهد که خواننده خود را با شخصیت یا شرایطی خاص در کتاب پیوند می‌دهد؛ در مرحله پالایش، مددجویان به‌صورت شفاهی از طریق شرکت در بخش‌ها ــ یا به‌صورت نوشتاری و یا شیوه‌های هنری نظیر اجرای نقش شخصیت‌ها ــ به تخلیه هیجانی خود می‌پردازند؛ بصیرت، مرحله‌ای است که مددجو به فهم بهتری از شرایط خود، بعد از همانندسازی و پالایش، می‌رسد. در این مرحله ممکن است مددجو قادر به دیدن انگیزه‌های پنهان اعمال خود و یا قادر به کشف راه‌های جدیدی برای حل مجدد مسائل خود شود. این بینش، ابزاری است که به مددجو امکان کنترل شرایط و پیامدهای خاص را می‌دهد.

کتاب‌درمانی توسط چه کسانی اجرا می‌شود؟
فرد کتاب‌درمان ممکن است آموزگار مدرسه، کتابدار، و یا متخصص بهداشت روانی باشد. نکته مهم آن است که کتاب‌درمانی می‌بایست با ظرافت بسیار انجام شود و هر کسی نمی‌تواند عهده‌دار اجرای آن باشد. هر فرد علاقه‌مند را که دارای ویژگی‌های ثبات و استواری شخصی و علاقه واقعی به‌کار با دیگران بدون قدرت‌نمایی، تهدید، و یا اخلاق‌گرایی باشد، می‌توان برای این فرایند توصیه کرد. به‌علاوه، کار با مراجع و متخصصان حوزه‌های مختلف نیز توصیه می‌شود، مانند گروهی که شامل کتابدار، مشاور، یا روان‌شناس مدرسه است. این همکاری به توازن فرایند کتاب‌درمانی کمک می‌کند، به‌طوری که هیچ‌کس مسئول نیست.

تأثیرات کتاب‌درمانی
مطالعه کتاب، آن هم کتابی خاص یا بخش خاصی از متن کتاب که توسط درمانگر به‌مراجعه‌کننده خاصی توصیه می‌شود، می‌تواند این اثرها را داشته باشد:
1) توسعه شناخت و آگاهی؛
2) آشنایی با سرگذشت زندگی دیگران و اینکه چه راهکارهایی را برای غلبه بر مشکلات در پیش گرفته‌اند؛
3) الگو قرار دادن و همانندسازی با شخصیت‌هایی که مددجو در کتاب با آنان آشنا می‌شود؛
4) آموختن دستورالعمل‌هایی برای زندگی بهتر و تقویت تفکر مثبت؛
5) تداعی آزاد هنگام برخورد با مفاهیمی که برای خواننده معنای ویژه‌ای دارند؛
6) تحریک خواننده به تفکر، تحلیل نگرش‌ها، و رفتارها؛
7) فراخوانی احساسات و تجربه‌های مخفی شده به سمت آگاهی؛
8) کمک به شناخت علل رفتار خود و دیگران و تأمین سازگاری مطلوب؛
9) کمک جستن از کتاب به‌عنوان پناهگاه امنی که آرزوها و رویاهای ما در آن به تحقق می‌پیوندد و پایان خوش آنها به ما امید می‌بخشد و پناهگاهی که به هنگام نیاز، فارغ از واقعیت‌های روزمره به آنها روی می‌آوریم.
لازم به ذکر است، با وجود گذشت چندین دهه از تدوین پایه‌های نظری کتاب‌درمانی، هنوز تمامی جنبه‌های کاربردی و تأثیر آن در افراد نابهنجار و بیمار شناخته نشده است.

کتاب‌درمانی به‌عنوان نوعی کودک‌درمانی
از نظر تاریخی، ادبیات کودکان و نوجوانان، در ابتدا، راهکاری بود برای کمک به قالب‌ریزی ذهن آنها. به‌علاوه، نوجوانان به کمک داستان، نکات اخلاقی و آموزنده را نیز فرا می‌گرفتند. امروزه، ادبیات کودکان محدوده وسیعی از موضوعاتی را دربرمی‌گیرد که پیش‌تر گفت‌وگو درباره آنها منع شده بود. در کتاب‌های تخیلی و غیرتخیلی از مرگ، طلاق، روابط جنسی، اعتیاد، و دیگر نگرانی‌ها و دلمشغولی‌های کودک سخن گفته می‌شود. کودکانی که به توان نهفته در کتاب‌ها پی می‌برند، از آن به‌عنوان وسیله‌ای مفرح برای رفع تعارض، کاهش اضطراب، تخلیه هیجانات و احساسات، و کسب آرامش استفاده می‌کنند، کودکی که این شیوه حل مسئله را فرا گرفته است در بزرگسالی نیز آن را به‌کار خواهد بست. در کودک‌درمانی بهتر است از کتاب‌درمانی به‌عنوان شیوه‌ای جانبی و همراه با سایر شیوه‌های درمانی نظیر اقدامات دارویی و روان‌شناسی فردی، گروهی، و خانوادگی استفاده کرد. سه نوع کتاب‌درمانی با هدف کودک درمانی برای کودکان آسیب‌دیده هیجانی، کودکان با مشکلات سازگاری جزئی، و کودکان با نیازهای اساسی رشد وجود دارد.

امتیاز کتاب‌درمانی بر سایر روش‌های درمانی
کتاب‌درمانی را می‌توان یک فن درمانی معرفی کرد که می‌تواند در خدمت نظام‌ها و روش‌های درمانی مختلف قرار گیرد. کتاب‌درمانی امتیازهایی بر سایر روش‌های درمانی دارد که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:
1) فراگیر بودن. تعداد افرادی که از مشکلات روان‌پریشی رنج می‌برند، بسیار زیاد است. غیر از این گروه، افراد دیگری وجود دارند که به‌علت وجود موانعی در رشد و آگاهی‌شان، از تمام ظرفیت خود برای شاد، فعال، و مؤثر بودن استفاده نمی‌کنند، کتاب‌درمانی برای این گروه عظیم نیز مؤثر است؛
2) پاسخ به نیازهای زیبایی‌شناختی. کتاب بهترین وسیله برای انتقال بسیاری از زیبایی‌هاست. به‌وسیله کتاب می‌توان زیبایی‌های تفکرات فلسفی، طنزهای گویا و معجزه‌گر، کلام موزون و دلچسب، تجسم یک صحنه اوج، و درک یک مفهوم عارفانه را ممکن ساخت که در دیگر روش‌های درمانی مقدور نیست؛
3) ارتباط مهرآمیز و گسترده با مردم. داستان‌ها می‌توانند خواننده را آنچنان در جریان حادثه‌های ریز و درشت، غم‌ها و شکست‌ها قرار دهند که خواننده قادر شود افراد واقعی جامعه را با آنان همسان ببیند و همان احساس محبت و پیوستگی را که در زمان خواندن رمان، نسبت به قهرمان‌های داستان دارد، به‌این افراد واقعی انتقال دهد؛
4) رسیدن به مرحله انتخاب. در کتاب‌درمانی می‌توان فرد را به میزانی از شناخت و آگاهی رساند که خود انتخابگر باشد. امتیازهای کتاب‌درمانی منحصر به موارد مذکور نیست. درک این امتیازها برمبنای تجربه‌های تاریخی و شخصی دست‌اندرکاران "کتاب" و مشاورانی است که از فن کتاب‌درمانی استفاده کرده‌اند.

محدودیت‌های کتاب‌درمانی
کتاب‌درمانی در کنار مزیت‌های آن، محدودیت‌هایی نیز دارد، مانند:
1) کاربرد آن در مورد بی‌سوادان و کم‌سوادان محدود است؛
2) تعداد کتاب‌هایی که تمام جنبه‌های درمانی را فرا بگیرند، اندک‌اند؛
3) بیشتر کتاب‌های مربوط به شناخت و درمان بیماری‌های روانی و کتاب‌های مشابه در این زمینه برای تدریس در دانشگاه نوشته شده‌اند و متن آنها برای عامه مردم ساده نشده است؛
4) ممکن است برخی مددجویان پس از شروع کتاب از ادامه مطالعه خودداری کنند و از خود مقاومت نشان دهند؛
5) در روش کتاب‌درمانی مشاهده زبان بدن[13] برای ارزیابی دقیق‌تر میسر نیست؛
6) عادت به مطالعه در بسیاری جوامع رواج ندارد و افرادی که توان خواندن دارند با روش صحیح مطالعه آشنا نیستند؛
7) به‌دلیل کمبود روان‌پزشک امکان تعامل درمانی با بیماران کم است؛
8) کتاب‌درمانی در درمان بیماری‌های حاد پاسخ نمی‌دهد؛
9) کتاب‌درمانی را علم نمی‌دانند، بلکه ابزاری برای ایجاد تغییرات رفتاری و احساسی معرفی می‌کنند؛
10) بررسی‌های موجود، کتاب‌درمانی را روشی غیرقطعی اعلام می‌کند؛
11) استانداردهای لازم برای فنون کتاب‌درمانی وجود ندارد؛
12) کتابداران آموزش دیده و ماهر به انجام کتاب‌درمانی، کم رغبت دارند؛
13) هیچ دوره رسمی برای کتاب‌درمانی ایجاد نشده است و در حال حاضر نیز مدارس کتابداری اندکی دوره‌هایی را که به آموزش کتاب‌درمانی یا راهنمایی مددجویان روانی بپردازد، ارائه می‌کنند؛
14) دانش مشاوران کتاب‌درمانی نسبت به نیازهای مطالعاتی مددجویان و دلایل گرایشات آنها به اثری خاص محدود است؛
15) پژوهش‌های اندکی درباره جنبه‌های مختلف فن کتاب‌درمانی صورت گرفته است.

وضعیت فعلی
در حال حاضر، کاربرد کتاب‌درمانی محدود به کتابداران و پزشکان در بیمارستان‌ها و مؤسسات درمانی نمی‌شود. آموزگاران، روان‌شناسان، جامعه‌شناسان، و مشاوران نیز اصول کتاب‌درمانی را به‌کار می‌برند. همچنین از آن در حوزه‌های جامعه‌شناسی روانی و زندگی اجتماعی هم استفاده می‌کنند، زیرا امروزه بهداشت روانی خارج از مؤسسات درمانی، به‌عنوان مسئله‌ای اجتماعی مطرح است. در این زمینه کتاب‌درمانی به مدارس، مؤسسات تأدیبی، و مؤسسات بیماران کندذهن راه پیدا کرده است. در حوزه ادبیات کودکان نیز کمیته‌هایی از کتابداران که در زمینه کودکان فعالیت دارند، به‌طور مستمر فهرست کتاب‌هایی را که در شرایط ویژه و خاص کاربرد دارند، گردآوری و تهیه می‌کنند. طی دهه گذشته یا پیش‌تر، تحقیقات روان‌شناسی بیشتر بر روی استفاده کتاب‌درمانی از انواع آثار مکتوب به‌جای ادبیات سنتی متمرکز بود. یافته‌های ابتدایی، موفقیت بیشتر آثار غیرداستانی نسبت به آثار داستانی و شعری را نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر برخی خطوط، هر چند نه چندان آشکار، میان کتاب‌درمانی و جنبش "خودیاری"[14] مشاهده شده است. گرچه چندین دهه از پذیرش کتاب‌درمانی به‌عنوان بخشی از روند درمان گذشته است، ولی مطالعه درباره آن همچنان در مرحله آزمایشی و تجربی باقی مانده و کاربردهای بالقوه آن کشف نشده است.

مآخذ :
1) "بخش نخست: مفهوم و ارزش کتاب‌درمانی". ترجمه میترا آل‌یاسین. تربیت. س.شانزدهم (آذر 1379): 36-39؛
2) تیرگر، مژگان. "کتاب‌درمانی". گلبانگ، 3. {بی‌تا}: 43-45؛
3) سلطانی، پوری؛ راستین، فروردین. دانشنامه کتابداری و اطلاع‌رسانی. ذیل "کتاب‌درمانی"؛
4) "نمونه‌های کاربردی کتاب‌درمانی". ترجمه میترا آل‌یاسین. تربیت. س. شانزدهم (اسفند 1379): 32-37؛
5) Elkins, Hope. "Ten Key Questions (and Ansewers) About Bibliotherapy", 1999. [On-line]. Available: http://www.indiana.edu/~1525/x425-1525/m8bib2.html. [10 Dec. 2004];
6) Hayati, Abdullah: "Bibliotherapy". [ERIC DIGEST]. 2002 [On-line]. Available: http://www.reading.indiana.edu/ieo/digests/d177.html. [10Dec.2004];
7) Kortner Aiex, Nola."Bibliotherapy". [ERIC DIGEST].1993[On-line]. Available: http://www.indiana.edu/~eric-rec/ieo/digests/d82.html. [10Dec.2004];
8) Salyp, Bernice J.; Salup, Alane. "Bibliotherapy: An Historical Overview". [ERIC DIGEST]. 1978 [On-line]. Available: http://www.learnwell.org/biblio.htm. [2 Nov. 2004];
9) Tews, Ruth M. "Bibliotherapy". Encyclopedia of Library and Information Science. Vol 2, PP. 448-457.

پی نوشت:
[1]. Bibliotherapy
[2]. Biblos
[3]. Therapia
[4]. Anatomy of Melancholy
[5]. Waverley
[6]. Therapeutic Reading
[7]. Bibliocounseling
[8]. Self - Concept
[9]. Preventive Bibliotherapy
[10]. Identification
[11]. Cathalsis
[12]. Insight
[13]. Body Language
[14]. Self - Help

● برگرفته از دایرة المعارف کتابداری و اطلاع‌رسانی، http://portal.nlai.ir/daka نوشته افسانه محسن‌زاده