تاثیرموسیقی  برسلامت روان

 استاد راهنما:جناب آقای رحیمی

 پزوهشگر:نسرین یاوری

 رشته :روان شناسی عمومی

 پاییز89

 عنوان                                                                                 صفحه

مقدمه..................................................................................2

روان شناسی موسیقی...............................................................3

تعریف درمانی موسیقی درمانی..................................................3

تاریخ موسیقی درمانی فرهنگ های کهن واولیه..............................4

فرهنگ روم ویونان.................................................................6

پیشینه موسیقی درمانی در تاریخ ایران.........................................7

ادراک موسیقی.......................................................................8

اهداف موسیقی درمانی...........................................................10

درمان خود باموسیقی درمانی....................................................12

موسیقی در همه جا هست.........................................................13

گوش کردن سلامت بخش به موسیقی در زندگی روزمره..................13

موسیقی ارام بخش...................................................................15

نغمه قران..............................................................................15

موسیقی های دیگر...................................................................17

تاثیر اواز خواندن برسلامتی.......................................................20

اواز خواندن برای سالخوردها.....................................................20

اوازخواندن وبیماری الزایمر.......................................................22

موسیقی تایید زندگی است...........................................................23

خلاصه ای ازویزگیهای روان شناختی سه دستگاه موسیقی ایرانی..........23

فهرست منابع...........................................................................25

چرا موسیقی؟!

آن روز که حرفهای (ناگفته) در گلویم می خشکید

آن روزکه احساس ازترس (سکوت) را فریاد می کشید;       

آن روزکه حرف می زدم,اما صدایی نداشت;     

آن روز که گم شدم در(هیاهوی جمع!)     

آن روزکه نتوانسته ام بگویم(آه)...ونتوانستم بگویم(هورا!)         

آن روزکه نتوانستم (شاد) باشم...و...(بگریم)

آن روزکه (زمان) نمی گذشت ولحظه ها خشکشان زده بود;                                      

آن روزکه...  به راه افتادم; 

بازهم (رفتن);(شدن);( حرکت)             

(رقص لحظه ها);(فریاد احساسهای خفته);

                                                   (موسیقی!)      

یک لحظه(فکر)پرسید: (چرا موسیقی؟)  

 

نمی دانم راستی(چرا موسیقی؟!)                      

هرروزبعدازقدم زدن روی شستیهای پیانو,در راهروهای تنگ وتا ریک (فکر)م راه می رفتم تا شاید بفهمم:

   (چرا موسیقی!)                                                                                

 مقدمه:

موسيقي يك بسط استعاري است، بي آنكه استعاره چيزي باشد؛ تمثيلي موسيقایي كه نمي دانيم چه را دارد توصيف مي كند.البته همراه شدنش با شعر و نمايش، در آواز و اپرا، گاه

 اين گونه مي نماياند، كه معلوم است چه چيز را توصيف مي كند.اما موسيقي استعاره اي انتزاعي تر از آن است كه تن به روايتهايي چنين ساده بدهد و از اين جهت ارتباطي بسيار مستقيم تر،‌عاطفي تر و مبهم تر از كلام با ما بر قرار مي كند. احساس ها بدون واسطه

 اشياء و مفاهيم و تنها از طريق باز آفريني صوتي شان انتقال مي يابند و به همين دليل چنان دزدانه وارد حريم روان مي شوند كه پيش از آنكه آگاه شويم و فرصت تحليل بيابيم يا حتي مقاومتهاي ناهشيار برانگيخته شود، اثر خود را القا و ما را با حال و هواي خويش همساز كرده اند.

تعجبي ندارد اگر چنين رسانه اي با چنين راه ميانبري كه به جهان پديداري ما مي گشايد، در هدايت شناختي- رفتاري انسانها به كار گرفته شود.در حالي كه اثرات هماهنگهاي مكانيكي صوتي چنان كه پژوهشهاي شاياني در اين زمينه صورت گرفته است به حوزه شناخت و رفتار هم محدود نمي شود و چنان كه فرايندهاي فيزيولوژيكي گياهان و حيوانات را تعديل مي كند مي تواند تاثيرات مستقيمي بر عملكرد دستگاههاي حياتي بدن داشته باشد. از همين روست كه امروزه موسيقي درماني يكي از روشهاي كنترل ذهن- بدن به حساب مي آيد.

 روان شناسي موسيقي

روان شناسي،‌علم بررسي رفتار فرايندهاي ذهني و هشياري است علمي كه بررسي رفتارهاي انسان و ساير موجودات در هر زمان (گذشته،‌حال،‌آينده) و هر مكان؛ خواه درون رواني، خواه برون رواني،‌خواه بهنجار و خواه نابهنجار مي پردازد و امروزه هر كجا كه رفتاري رخ مي دهد،روان شناسي آن نيز شكل گرفته است (همچون روان شناسي صنعتي،‌روان شناسي سياسي، روان شناسي سينما و ...) و هنر،‌محركي به رفتارهاي بسيار و رفتاري به محركهاي بسيار؛ ميداني است گسترده و ژرف براي روان شناسي و موسيقي نماينده اي از هنر، در پيوند با روان شناسي،‌تولد روان شناسي موسيقي و حتي موسيقي روان شناسي را نويد مي دهد، جايي كه موسيقي از نگاه رويكردهاي روان شناسي بررسي مي شود و روان شناسي از آهنگ موزون و نظمي هارمونيك بهره مند!

روان شناسي موسيقي، ميداني بينا رشته اي براي مطالعه و بررسي اثرات روان شناختي موسيقي است كه در آن اركان موسيقي همچون ملودي، ريتم و سازها از جنبه هاي زيستي، روان شناختي و اجتماعي مورد بررسي و مطالعه قرار مي گيرند.

منبع: كتاب تم درماني، نويسنده: رضا جوهري فرد، صفحات 1-2و7

تعريف موسيقي درماني

اگر چه از سال 1950 موسيقي درماني به صورت يك ارگان منظم حرفه اي درآمد؛ اما هنوز عده زيادي از مردم برداشت مختصري از مفهوم موسيقي درماني دارند و حتي ممكن است از وجود چنين سازماني بي اطلاع باشند.

 

موسيقي درماني را مي توان چنين تعريف كرد استفاده تجويز شده و سازمان يافته از موسيقي يا فعاليتهاي آن براي تغيير حالات ناسازگاري زيرنظر پرسنل آموزش ديده (موزيك تراپيست )، براي كمك به مراجعين در رسيدن به اهداف درماني است. اين تعريف داراي پنج جزء كليدي است كه بايد رعايت شود تا فعاليتي تحت عنوان «موسيقي درماني» در نظر گرفته شود.

 تاريخ موسيقي درماني  فرهنگهاي كهن و اوليه

از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفا استفاده مي كرده است. در فرهنگ ابتدايي آفريقا و قبايل قديمي آن، «شامان» (طبيب جادوگر) رهبر موسيقي، طبيب و روحاني قبيله بود. شامان از موسيقي در ارتباط با معجزه و مراسم مذهبي براي خروج امراض از كالبد بيماران استفاده مي كرد. قبايل سرخپوست آمريكا نيز آوازهاي مخصوصي داشتند كه مردان طبيب از آنها براي شفاي مريضان استفاده مي كردند  (آپل1972) در همه جاي دنيا، در آمريكاي شمالي، جنوبي، آفريقا و آسيا ريتم طبلها مهمترين نقش را براي مراسم شفا بخش جادوگران و درمانگران بازي مي كرد (هامل، 1976/1979) شامانها به وسيله علائم مخصوص طبلها با خدايان تماس مي گرفتند و بين زمينيان و آنها كه در آسمانها بودند و موجوداتي كه در قسمت زيرين زمين قرار داشتند رابطه برقرار مي كردند. شامان به وسيله مراسم و تشريفاتي توام با ريتم طبلها، زنگها، حركات و مراسم مخصوص در رقص و خواندن سرود به هوشياري و خودآگاهي جادويي مي رسيد(هامل،‌1976/1979) و جذبه و خلسه حاصل از تغيير خودآگاهي، موجب شفا و رفع ناراحتي و بحران مي شود (كوخ 1985) موزيك شناسان و انسان شناسان دريافته اند كه هنوز در فرهنگهاي بدوي، موسيقي همراه با مراسم شفا بخش مورد استفاده قرار مي گيرد (نقل، 1956) در شواهد موجود در تورات مي توان مشاهده كرد كه موسيقي قسمت عمده اي از زندگي عبريان را تشكيل مي داده وقتي كه خداوند از مردم عبري خواست رويدادهاي مخصوصي را به خاطر بسپارند به موسي (ع) دستورد داد كه  به مردم آوازي بياموزد كه به منزله ي ياد بودي از رويدادهاي همه آنان باشد (تورات، سفر تثنينه، باب 31 آيه 19). در مراسم مذهبي عبريان موسيقي جايگاه خاصي داشت تشكيلات معابد آنها داراي دويست و بيست و هشت موزيسين تمام وقت بود كه شغل آنان پيشگويي و كمك به مردم در رسيدن به خدا بود. منبع قدرت و شفاي آنها به موسيقي ارتباط داشت  (تورات، ‌كتاب اول تواريخ ايام، باب 25، آيه 1 تا 8).

عبريان همچنين معتقد بودند كه موسيقي مي تواند نتايج آرامبخشي در زندگي روزمره مردم داشته باشد. وقتي كه روحي شيطاني وجود ساول شاه را آزار داد خادمين او مامورين را به دنبال مردي به نام داوود فرستادند كه در نواختن چنگ ماهر بود تا ساول را آرام و شاداب كند و داوود او را با نواختن چنگ صحت داد (تورات، كتاب اول سامويل، باب 16،آيه 14 تا 23)

در فرهنگ باستاني مصر و بين النهرين، موسيقي و شفا با معبد و مراسم مذهبي گره خورده بود زنگوله ها و راتلزها در موسيقي تشريفاتي مذهبي براي تسخير روح شيطاني به كار برده مي شد (آپل، 1972) مصريان معتقد بودند كه موسيقي در حكم طاس و طلسم چينيهاي قديم و  هند نيز موسيقي را شفا بخش مي دانستند در قرن دوم قبل از ميلاد در چين درباره‌ »ارتباط موسيقي و روح بشر و استفاده از موسيقي براي القاء اعتدال،‌سخنرانيهاي جامعي شده» (آپل،1972، ص 159) زير وبم هاي پياپي كيهاني بخشي از افكار و تمرينات موزيكال چينيان را تشكيل مي داد و ا ز ارتباط عواطف با مقامهاي موسيقي در نمايشهاي موزيكال استفاده مي شد. در هنر باستان نيز از فرمولهاي مخصوص موزيكال در كمك به هندوها براي كسب يگانگي با وحدت عالم در رسيدن به تصوف، خودآگاهي معنوي،‌بهبود سلامتي ذهن، روح و خلوص بيشتر ضمير باطن استفاده مي شد. جملات فوق الذكر آشكار مي سازد كه در تمدنهای اوليه و كهن از مراسم مذهبي در مسايل طبي و سلامت رواني وحالت سلامتي و خوشي استفاده مي شده است. با كسبرگر (1962) دريافت رابطه موسيقي با مراسم عبادت معابد نشان مي دهد كه چرا چنين همبستگي عميق و جدا نشدني در تمرينات طبي فرهنگهاي قديمي مردم وجود داشته است.

 فرهنگ روم و يونان

در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي و شفا وجود داشت. اين همبستگي به يكي از خدايان يونان آپولو شخصيت و شكل داده است. آپولو هم خداي موسيقي و هم خداي طب بود يونانيان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هارموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي و اخلاقي خود مي تواند در برگرداندن هارموني و نظم در نتيجه سلامتي در مردم مورد استفاده قرار گيرد. بنابر نظريه اتوس موسيقي داراي نيروي مؤثري است كه باسيستم طبيعي آدمي مرتبط است و مي تواند در آن حال و خصوصيات و هدايت فرد تاثير بگذارد (گروت 1973)

از زماني كه يونانيان دريافتند موسيقي و و مقامهاي متفاوت آن اثرات قابل پيش بيني در هدايت و عواطف بشر دارد از آن در درمان و پيشگيري بيماريها استفاده نموده اند.

فيثاغورث معتقد است كه موسيقي تجويز شده مخصوص مي تواند به سلامتي فرد منجر شود و او را به سمت اصواتي هدايت كند كه پايه ی سيستم تونال موسيقي امروزي را توسعه دهد (مونرو و مونت،1978) يونانيان از برنامه هاي موزيكال و دراماتيك براي تصفيه و پالايش احساسات استفاده مي كردند. اسكولاپوس از موسيقي و تخليه براي درمان افرادي كه ناراحتيهاي هيجاني داشتند استفاده مي كرد. آنها آن را در سلامت رواني بسيار مهم مي دانستند. اسكولاپوس موسيقي را براي درمان آشفتگيهاي عاطفي مردم تجويز مي كرد ( كلارك، به نقل از آلوين 1975). دوفيلسوف يوناني پلاتو و آ‍ ريستوتيل درباره تاثير موسيقي واهمیت ان درسلامتی بسیارسخن گفته اندواز موسیقی کنترل شده برای درمان استفاده می کردند باكسبرگر،1962، گورت، 1973، شوليان و شون، 1948). بنابر نظر آلوين (1975) پلاتور و آريستوتيل را مي توان از پیشروان موسیقی درمانی به حساب اورد.روميها نيز به قدرت شفا بخش موسيقي  اعتقاد داشتند. به عنوان مثال آنها معتقد بودند كه موسيقي مي تواند مار گزيدگي را علاج كند. و با طاعون مبارزه نمايد. روميها همچنين اعتقاد داشتند كه موسيقي بي خوابي را درمان مي كند. اسليپياديس پزشك رومي جنون را با اصوات هارمونيك درمان و افراد متمرد و سركش را با تغيير در موسيقي يا نواختن آهنگ خاص، آرام مي كرد (باكسبرگر،1962) سلسيوس كه هنرمند برجسته علم طب شناخته شده متذكر شده است كه موسيقي سنجها و اصوات در دور ساختن افكار ماليخويايي ناشي از بعضي بيماريها ي رواني مورد استفاده قرار گرفته است.

ذينقراطيس رومي با موسيقي ارگ و كاليوس اوليانوس با آهنگهاي فلوت و تمرينات آوازي جنون را درمان مي كردند. آريستدس كوينتليانوس نوشت كه موسيقي مي تواند در درمان هيجانهاي نامتعادل بيماران رواني تاثير مناسبي داشته باشد و به وسيله تاثير در ناخودآگاه، هيجانهاي متراكم را به صورت متعادل در آورد (شوليان وشون 1948). از نظر اريستدس استفاده كنترل شده از موسيقي براي نوعي روان درماني ضروري بوده است . او عقيده راسخ داشت كه موسيقي مانند دارو نه تنها قدرت پيشگيري دارد بلكه درمان كننده نيز هست.

منبع: كتاب مقدمه اي بر موسيقي درماني، نويسنده: ژاكلين پترز، ترجمه و تاليف علي زاده محمدي

پیشینه موسیقی درمانی در تاریخ ایران                                  

 نخستین سیستم نظام یافته اکادمیک موسیقی درمانی در ایران باستان بنا گردید.براساس کتیبه هایی که در سال  1349یافت گردیده است در دانشگاه جندی شاپور اهوازدانش موسیقی       و درمان با موسیقی از دپارتمان هایی بوده است که هر دانشجوی پزشکی آن زمان( 1500الی1390 )سال پیش باید آن را می گذرانده نکته جالبی که وجود دارد این  است که پرستارهایی که برای بیمارستانهای آن زمان پرورش می یافتند می بایست در نواختن چند ساز اصلی تبحرداشته باشند وبر این اساس موسیقی تجویز شده از پزشک راارایه می کردند.ازلحاظ پیشینه موسیقی ارام بخش در ایران باستان باظهوردین زرتشت اغاز شد.

 وایران به عنوان یکی از تمدنهای کهن علاقه وقابلیت فرهنگی خود رادر استفاده از موسیقی نشان داده ودر زمینه های درمانی روحی وعاطفی ازاین پدیده استفاده کرد. مراجعه به گذشته تاریخی ودانشمندان مشهوری چون فارابی  وابوعلی سینا صریحا اهمیت موسیقی وتاثیر ان برجسم وروح را به ما اثبات می کندبه طور مثال فارابی در کتاب موسیقی الکبیروابوعلی سینا درکتاب قانون به این نکته اشاره می کند. فارابی تحقیقات گسترده وارزشمندی در این مورد انجام داده ویافته های اوسالها مورد توجه دانشمندان وکشورهای دیگر دنیا قرارمی گیرد.همچنین(ابن سینا) در (کتاب قانون) تاثیر موسیقی رادر اعضای بدن ورفع امراض جسمانی بیان می کند .فارابی سه خاصیت رابرای موسیقی در نظر می گیرد;احساس انگیزه,نشاط اور وخیال انگیزوگاه موسیقی قادر است هرسه این خصوصیات را با هم دارا می باشد.      

 چونان خورده شد خوان بیاراستند  می رودورامشگران خواستند  فردوسی                                                                                                      منبع :روزنامه ایران                                      

ادرا ک موسیقی:

فرایند ادراک عبارت است از اگاهی یافتن از کیفیت,کمیت اختلافها وشباهتهای محرکهای محیطی به وسیله اندامهای حسی( ایروانی وخداپناهی1371).این فرایند شامل احساس کردن,پدیده پیشرودرک واندریافت,به معنای اگاهی هشیارانه به محرک درک شده است (پورافکاری1375 )    

 مطالعه وبررسی فرایندادراک موسیقی به عنوان پدیده قابل تامل در روان شناسی موسیقی مطرح وبخش عظیمی از پزوهشها را در بر می گیرد در این فرایندموسیقی به عنوان محرک بیرونی به طور عمده از طریق اندام گوشی (حس شنوایی) وسپس پوست (حس لامسه)ودیدن سازها(حس بینایی) دریافت می گردد.عمده ترین بخش ادراک موسیقی از طریق حس شنوایی به وسیله گوش داخلی صورت می گیردوبراساس یک الگوی کالبد شناختی ادراک صداهای زیر (کلید سل) در قسمت بالای لوب  گیجگاهی وادراک صداهای بم (کلید فا) دربخش زیرین این لوب صورت مگیرد.(رادمنش

 1373 )               

بخشهای گوناگون مغزدر تحلیل وادارک موسیقی مشارکت دارند نیمکره چپ مغز با شنیدن موسیقی به تجزیه وتحلیل اصوات موسیقی می پردازدونیمکره راست هماهنگی وگشتالت صدا وعواطف را ادراک می کند (گیثروبرادشو1977)                                        

 به بيان ديگر ،نيمكره راست در دريافت كلي پيامهاي موسيقي،‌تركيب فضايي روابط و درك موسيقي مؤثر است (اسپرينگرودوچ1985) زاتور( 1984 از زاده محمدي 1381) نيز نيمكره راست را در خواندن بدون كلام،‌درك الگوهاي كلي، رنگ آميزي بلندي صدا ساختارهارموني صداها و جنبه هاي غير كلامي آن مؤثر مي داند به عبارت ديگر اگر فردي راست دست اشعار يك سروده را به آرامي و بدون ريتم و آهنگ بخواند نيمكره چپ مغز خود را به كار انداخته است چنانچه همين فرد بدون خواندن شعر تنها ريتم يا آهنگ آن را زمزمه كند نيمكره راست مغز را فعال كرده است در صورتي كه او شعر را همراه با آهنگ و ملودي بخواند در شرايط هم زمان از كلام و موسيقي هر دو نيمكره مغزي او فعال شده است (هيلگارد 1375)ضايعه درلوب گيجگاهي غالب، موسيقي پرشي (آگنوزي موسيقي) ناميده مي شود كه شامل ناتواني در ناميدن نشانه هاي موسيقي و يا خواندن و نوشتن موسيقي است و ضايعه درلوب گيجگاهي غير غالب، شامل عدم توانايي در تشخيص ملوديها و ساير كيفيات غير لغوي موسيقي است (هاريسون 1994).

 اهداف موسيقي درماني

از نظر انجمن موسيقي درماني آمريكا (2008) اهداف موسيقي درماني عبارتند از:

1-  تحول جسماني: در اين هدف به منظور بهبود، هماهنگي شيوه حركت و انعطاف پذير ي جسماني تمرينات و حركات ريتميك هدايت شده و به جهت افزايش مهارتهاي حركتي دستكاري سازها و ابزارهاي موسيقي تجويز مي شود.

2-  تحول اجتماعي: انواع گونه هاي جا به جايي در خلال بازيهاي موسيقايي ميدان توجه آگاهي فرد را نسبت به محركهاي اجتماعي افزايش مي دهد و بداهه نوازي (گاه به صورت آهنگسازي )، مهارتهاي كلامي و غير كلامي را بهبود مي بخشد. از سوي ديگر به منظور افزايش مهارتهاي گفتاري و زباني خواندن اشعار ترانه ها همراه دوگاهي بدون) موسيقي مي تواند مفيد باشد.

3-  تحول شناختي

آهنگسازي و ساخت قطعات موسيقي، منجر به افزايش مهارتهاي شناختي و تفكر انتقادي مي شود. استفاده از ريتم و خواندن قطعات موسيقي،‌هماهنگي چشم و دست را افزايش مي دهد به طور كلي هر گونه فعاليت موسيقايي مانند گوش كردن به موسيقي نواختن خواندن حركات بدني و نظير آن بر فعاليت امواج مغزي تاثير دارد پژوهشها نشان مي دهد فراگيري مهارتها ي موسيقي مهارتهاي استدلال منطقي و رياضي را بهبود مي بخشد

4-  بيان - خود، خود- آگاهي خلاقيت

اين اهداف از طريق ساخت آهنگهاي هارمونيك، ترسيم موسيقي و اشعار آن حركات همراه با موسيقي براهه نوازي بحث درباره اشعار موسيقي و بالاخره آواگري انجام مي شود

5-  برخورد با استرس آرام سازي هدايت شده همراه با موسيقي حركات هدايت شده با موسيقي و آواگريهاي هدايت شده منجر به به افزايش حس آرامش و كنترل ومديريت هيجان خواهد شد همچنين و اين (2002) با مروري بر اهداف موسيقي درماني در سراسر جهان بهبود مهارتهاي زير را از اهداف موسيقي درماني مي داند:

-  مهارتهاي ارتباطي: شامل بهبود بيان احساسات بهبود ادراك زبان بهبود ارتباطات كلامي و گفتاري و استفاده مؤثر و دقيق تر از ارتباطات غير كلامي

-  مهارتهاي آموزشگاهي/ رفتاري: شامل افزايش توانايي تقليد كردن بهبود مهارتهاي نوشتاري افزايش توانايي شمارش و ارتباط اعداد با مفاهيم افزايش توانايي تفسير رنگها بهبود عملكرد حافظه افزايش مشاركت كاهش رفتارهاي مداخله جويانه

-  مهارتهاي حركتي: شامل نگهداري وبهبود عملكرد و حركتي مناسب افزايش شناخت اعضاي بدن نگهداري و بهبود دامنه حركتي افزايش هماهنگي چشم و دست بهبود ادراك شنيداري و ديداري

-  مهارتهاي هيجاني: شامل افزايش بيان كلامي و نيزغیر كلامي احساسات افزايش عزت نفس، افزايش كنترل تكانشگري، افزايش دامنه توجه بهبود مهارتهاي سازگاري، كاهش استرس و اضطراب،‌آموزش آرام سازي،تسهيل كشف و درك مفاهيم معنوي.

-  مهارتهاي اجتماعي: شامل بهبود و روابط بينا فردي، افزايش تماس چشمي مناسب،‌افزايش توانايي پذيرش افزايش همكاريهاي اجتماعي، افزايش توانايي پذيرش و پاداش و دادن پاداش به ديگران كاهش انزوا و گوشه گيري،‌ايجاد روابط جديد.

-  ساير مهارتها: شامل سازماندهي اوقات فراغت، كاهش درد،‌آموزش مهارت مديريت درد، افزايش استقلال فردي و بالاخره توسعه خلاقيت و هويت فردي.

منبع: كتاب تم درماني، نويسنده: رضا جوهري فرد، صفحات 16-14 و 38-37

 درمان خود با موسيقي درماني

اگر موسيقي را با مجموعه اي از اصوات موزون و داراي ريتم تعريف كنيم مي توان ادعا كرد كه اصولاً زندگي هر انساني با موسيقي آغاز مي شود چرا كه صداي موزون ضربان قلب هر مادري براي فرزندي كه به دنيا خواهد آورد مي تواند به عنوان موسيقي آرام بخش تلقي شود.

در حال حاضر آنچه در روان شناسي به عنوان موسيقي درماني نام برده مي شود عبارت از بهره گيري از روش هايي است كه با گوش دادن و توجه به موسيقي به عنوان يك درمان جانبي و اغلب در كنار درمان هاي دارويي مورد استفاده قرار مي گيرد.

پژوهش هاي انجام شده نشان مي دهد كه غده تالاموس به عنوان مهم ترين غده در مغز انسان محرك هاي صوتي را به وسيله سيستم هاي عصبي دريافت و در كنار حافظه و تخيل به آن ها پاسخ مي دهد غده هيپوفيز نيز كه از غده ي تالاموس فرمان دريافت مي كند به محركهاي صوتي موزون پاسخ مثبت مي دهد، موجب بروز ترشحاتي مي شود كه نتيجه آن آزاد سازي ماده ي آرام بخش به نام آندروفين خواهد بود. با توجه به اينكه مهم ترين اثرماده ي مزبورتس  كين  درد در انسان است به سادگي مي توان به ارزش موسيقي درماني كه عملاً موجب آزادسازي ماده ي آندروفين كه علاوه برتس كين درد موحيات انبساط و شادي را در انسان فراهم مي سازد پي برد.

نكته ي جالب تر اينكه در هنگام اضطراب و ترس كه غده فوق كليوي اقدام به ترشح ماده اي به نام كاتولومين (آدورنالين و نوآدورنالين) مي كند و به عبارتي ترشح مواد مزبور موجب ايجاد ترس مي شود موسيقي باعث مي شود كه ترشح و آزاد سازي اين ماده اضطراب را كاهش يافته در نتيجه ميزان ضربان قلب و فشار خون پايين آمده به حالت عادي برگردد.

منبع: سايت  www.sad barg.com

 

موسيقي در همه جا هست

هر جا كه برويم موسيقي وجود دارد موسيقي به تمام جنبه هاي زندگي رسوخ مي كند. نمي توان از موسيقي گريخت حتي در سكوت نيز صدا وجود دارد و هر جا صدا وجود داشته باشد زمينه مستعدي براي موسيقي نيز وجود دارد. اين استدلال دليل اينكه چرا هر آنچه را كه ما در طبيعت تجربه مي كنيم داراي موسيقي است توجيه مي كند ما شايد اصوات اطراف خود را به عنوان موسيقي تلقي نكنيم ولي هر صدايي در طبيعت حضور موسيقيايي دارد پرنده مي خواند،‌آب جاري مي شود، اگر به دقت گوش كنيد موسيقي آنها را خواهيد شنيد. اشياي درست شده توسط انسان نيز موسيقي دارند و شايد ما صداي آژير اتومبيل را موسيقيايي ندانيم ولي حتي در اين صدا جوهر موسيقي وجود دارد هر چيزي در زندگي داراي ريتم است اگر موسيقي موجود در زندگي و پيرامون خود را پيدا كنيد مي توانيد كليد سلامتي خود را در دست گيريد.  وقتي به موسيقي زندگي خود دسترسي پيدا كنيد براي زندگي خود، زيبايي، شادي و سلامتي به ارمغان خواهيد آورد.

 گوش كردن سلامت بخش به موسيقي در زندگي روزمره

موسيقي صبحگاهي: روز خود را با نشاط شروع كنيد.

هر صبح يك شروع تازه محسوب مي شود وهر شروع تازه اي با فرصت شروع كارهاي جديد همراه است و در طرح وسيع زندگي هر روزي يك حادثه مهم به حساب مي آيد همه افراد نياز به شروع روز خود به طريقي دارند كه صلح و آرامش همراه داشته باشد. حتي براي كساني كه زندگي آنها تابع هيچ گونه نظمي نيست شروع ‌آرام روز ضروري است نياز به آرامش صبحگاهي علت بيولوژيكي دارد ما براي آمادگي پيدا كردن براي فعاليت روزانه به زمان نياز داريم تحقيقات نشان داده است كه اشخاصي كه ساعت كاري آنها متغير است زماني كه سيكل خواب طبيعي خود را از دست مي دهند دچار سردرگمي مي شوند. صبح از هر ساعتي كه شروع شود بايد محترم شمرده شده و با دقت شروع شود صبح مي تواند زمان خطرناكي براي سلامتي باشد اغلب سكته هاي مغزي صبح اتفاق مي افتد صبح اولين روز هفته شايع ترين زمان براي سكته هاي مغزي به شمار مي آيد سكته مغزي از نظر فيزيكي خونريزي رگهاي مغز مي باشد كه به عنوان حمله مغز نيز شناخته شده است بعضي اوقات اين حملات خفيف و گذرا هستند و صدمه زيادي به مغز نمي رسانند. سكته مغزي مي تواند صدمات مادام العمري به مغز وارد كند ناحيه اي از مغز كه آسيب ديده است مي تواند بر روي بخشهاي ديگري از بدن اثر بگذارد اين بخشها ممكن است شامل گفتار،‌قدرت حركت،  حافظه و بينايي شخص باشد قابل توجه است بدانيد كه خيلي از اين سكته ها و در نتيجه عوارض آن قابل پيشگيري هستند. سكته هاي قلبي نيز اكثراً صبح اولين روز هفته رخ مي دهند. حملات قلبي از خيلي جهات شبيه به حملات مغزي هستند. حملات قلبي معمولاً قابل پيشگيري هستند و مي توانند بر اثر شيوه زندگي و عوامل ژنتيكي و گاهي اوقات بر اثر عصبانيت و منش رخ دهند.

سكته هاي قلبي اغلب در ميان افرادي كه سالمند رواج دارد ولي با اين حال هيچ يك از گروههاي سني از اين مساله در امان نيستند مطالعات اخير نشان داده است كه در بعضي از جوامع اروپاي شرقي سكته قلبي كمتر ديده مي شود و اين مسئله ريشه در رژيمهاي غذايي،‌شيوه زنگي و مسايل ژنتيكي آنها را دارد. يك سوم حملات مغزي و نيمي از حملات  قلبي در سنين زير شصت و پنج سال به وقوع مي پيوندد مسايل ژنتيكي، تغذيه، وزن و شيوه زندگي از عوامل مؤثر در اين حملات هستند. تنشها و عصبانيتها نيز عوامل قدرتمندي در سكته هاي مغزي و قلبي به شمار مي آيند. گوش كردن به موسيقي ممكن است بر روي مسايل ژنتيكي و شيوه زندگي اثر نگذارد، ولي مي تواند در كنترل سطح تنشها و عصبانيتها اثر بسزايي داشته باشد.

منبع: كتاب موسيقي و سلامتي، نويسنده: دكتر جوزف سي فالگر و دكتر ميتواچ. ام.لي  ترجمه: آذر عمراني گرگري،‌صفحات 24-124و123

 موسيقي آرام بخش

موسيقي درمانگرها عقيده دارند كه موسيقي مي تواند تغييرات مسلم جسماني درمان به وجود آورد،‌نه تنها در نقاط آشكاري نظير ضربان قلب و ضرب آهنگ تنفس،‌بلكه در واكنش هاي پوستي،‌فشار خون و فعاليت امواج مغزي كه همه ي آنها بستگي به احساس تنش و اضطراب ما دارند.

به موسيقي هاي سنتي گوناگون از قبيل آثار شوپن، شوبرت،‌باخ و بهتوون گوش كنيد. يا يكي از موسيقي هاي مخصوص مراقبه يا موسيقي هاي آرامش بخش كه در بازار پيدا مي شود گوش دهيد.اگر هيچ يك از اين شيوه هاي مؤثر نیفتادمي توانيد صداي نسيم ملايم باد را امتحان كنيد. مكان آرامي پيدا كنيد و با چشمان بسته بنشينيد و به موسيقي مورد علاقه تان گوش دهيد.

تنفس عميق را شروع كنيد.

بعد از چند دقيقه توجهتان را از تنفستان متوجه موسيقي كنيد.

خودتان را به آهنگ بسپاريد. سعي كنيد نت هايي را كه مي شنويد «حس كنيد» سعي كنيد پس از دريافت آن ها را «ببينيد».

هر چه بيشتر موفق شويد نت ها را «حس كنيد» يا «ببينيد» اضطراب و تنش بيشتر از بدنتان دفع مي شود.

منبع: كتاب آرامش در زندگي،‌تدوين: حميدرضا شيرازي صفحه 47

 

نغمه قرآن

قرآن نغمه اي است فرحبخش و روح افزا كه ديگر نغمه ها را رسوا ساخته روان آدمي را آرامش بخشيده از آلايش ها و پليديها پاكيزه نموده و درخشش داده و به سوي فضاي لايتناهي آسمان معنويت به پرواز در مي آورد اين نغمه غذاي روح است كه روان آدمي را نويد خوشبختي مي دهد. سعادت، طهارت و قداست ارزاني مي دارد.

در تلاوت قرآن ترجيع (صدا در گلوگردانيدن) بايد رعايت گردد، زيرا خداوند صوت نيكو را دوست دارد كه در آن ترجيع به كار رود.

( م14:ص 616)

و در حديث آمده است: «يس منا من لم تيغ بالقرآن»

از ما (زمره مسلمين) نيست آن كسي كه قرآن را با لحن موسيقي اش دوست ندارد. (م 13. ص190) قاريان مصري،‌پيش از آنكه در دارالقرآن پذيرفته شوند بايد داراي ليسانس دارالفنون باشند تا با فنون ترانه ها و انواع آهنگها آشنا گرديده و بتوانند قرآن را با زيباترين نغمه ها وشيو اترين آهنگها تلاوت كنند و كلام الهي را به وجه احسن به ترنم در آورند. م 3 ص 181

و در روايت است كه امام سجاد (ع) صوت بسيار زيبايي در تلاوت قرآن داشته بطوريكه گاهي مشاهده می شد فروشندگان دوره گرد با شنيدن صوت جذاب حضرت از حركت باز مي ايستادند و لذت مي بردند و گاه غش مي كردند و از هوش مي رفتند.

و در روايت ديگر آمده است كه امام باقر (ع) بهترين صدا را داشتند. م 18.ص 12

ا زجمله موسيقاي دلپذير و آهنگ تاثير گذارنده آن يكي از اين زيبايها و جلوه هاي دلپذير چينش واژه ها و...

 از اين منظر آيات نظمي آهنگين و آهنگي دلپذير دارد چنين است كه هيچ متني در بلند خواندن مانند قرآن آهنگ پذير و تاثير گذار نيست توصيه هاي مؤكد براي زيبا خواني قرآن تغني بدان از سوي رهبران الهي به لحاظ توجه به اين ويژگيهاي قرآن است.

بسيار بوده اند و هستند كسانيكه با آهنگ زيبا، صداي دلپذير و موسيقاي سحر آفرين جانها را از عشق به قرآن آكنده و دلها را سوزانده اند اين قاريان چه بسيار اشكها بر چشمها نشانده و قلبها را سرشار از خشوع خشيت ساخته اند، يكي از بلبلان خوش سراي قرآن و نغمه آفرينان كه در كشيدن يكي از بلندترين وجوه زيبايي قرآني تلاش عيني دارند قاري بزرگ مصر شحات محمد انور است.

در بياني هم از پيامبر اكرم (ص) وارد شده: در بهشت،‌محفلي از حورالعين وجود دارد، كه آنان دست جمعي و با صداي بلند آواز مي خوانند،‌به گونه اي كه تا آن روز کسي چنين نغمه هايي را نشنيده است، آنان فرياد مي زنند ما هميشه جوان هستيم و كهنه و پير نمي شويم،‌ما هميشه نرم و لطيف هستيم و هرگز فرسودگي و پژمردگي نداريم، ما هميشه خوشحال و رامشگر هستيم و هرگز خشمناك و عصباني نمي شويم.

1-  كيني، محمد، اصول كافي،‌ترجمه سيد هاشم، سومي،‌ج ع،‌ تهران انتشارات مسجد چهارده معصوم(ع)

2-  علامه مجلسي،‌محمد باقري الانوار- ج 89، بيروت،‌مؤسسه اوفاء 1402

3-  ايراني،‌اكبر،‌ حقيقت موسيقي، نائي،‌تهران: انتشارات تبليغات اسلامي 70

4-  كليني،‌محمد، اصول كافي، ترجمه سيد هاشم رسولي،‌ج ع- تهران انتشارت مسجد چهارده معصوم(ع)

5-  كتاب زيبايي هاي بهشت، مؤلف: احمد صادق اردستاني صفحه 98

موسيقي هاي ديگر

علاوه بر تلاوت قرآن كريم به عنوان يك موسيقي عميق و دلپذير عرفاني مراسم دعا و نيايش، نوحه خواني،‌تعزيه، مراسم كليساي و بودايي از تشكلهاي ديگر موسيقي مذهبي است. در جنگ،‌موسيقي براي همگام و يكنواخت كردن رفتار رواني- حركتي يا يورشي سربازان مورد استفاده قرار گرفته است.

اذان و قرآن برخوردار از يك موسيقي عام پسندي است كه سلسله ارتباط جامعه را در تاريخ و قرون نشان ميدهد، هيجان كيفيت عارفانه و از خويش مادر شدن كه در عامه مردم در شنيدن اذان و آيات قرآن كريم مشاهده مي شود جذبهء همبستگي عقيدتي مذهبي را مطرح و تاكيد مي كند.(م9 ص 35)

مهمترين استفاده گسترده موسيقي امروزه در كاهش اضطراب است زنان عشاير و بعضي قبيله ها چند ساعت قبل از زايمان محلي را در كنار آبشار انتخاب مي كنند كه صداي آبشار با موسيقي و ريتم طبيعي فرد فعاليت الكتريكي و شيميايي ساخته مغز و ارتباطش با قشر مخ را بنحوي تغيير مي دهد كه اولاً آرامش و ثانياً كاهش درد را باعث مي شود.

در عمل نحوه استفاده ا ز موسيقي در زمينه هاي درماني،‌آموزشي و غيره مبتني بر بررسيهاي دقيق عملي با روش آزمايشگاهي است بدين ترتيب كه مثلاً در مورد كاهش اضطراب قبل از عمل جراحي با در نظر گرفتن و ضعيت فرهنگي،‌ آموزشي،‌تيپ عصبي و شخصيتي و آزمودن انواع موسيقي متخصصين تصميم مي گيرند موسيقي مورد نظر را مثل دارو تجويز نمايند.

در دانشگاه هامبورگ انجمن موسيقي شناسي مجهز به داروخانه موسيقي است و موارد استفاده معقول يا عدم استفاده از موسيقي هاي متنوع را ارزيابي مي نمايد. معمولاً پخش موسيقي كافي نيست در بهره گيري عملي براي درمان بيماريها واختلالات گوناگون از موسيقي زمينه اي،‌موسيقي با روش ايجاد تامل و تفكر،‌ موسيقي درماني تركيبي،‌ موسيقي درماني اجرائي و موسيقي درماني ابداعي استفاده مي شود در يك آ‍زمايشگاه تحت شرايط ثابت براي اشخاصي كه آموزش و سواد موسيقي دارند و نيز اشخاصي كه آشنائي دقيقي با موسيقي ندارند توسط گوشي،‌موسيقي هاي متفاوت از جمله موسيقي ارتشي،‌مذهبي آشنا و نا آشنا به مدت 15 دقيقه تا 45 دقيقه پخش مي شد و همزمان توسط دستگاههاي دقيق، ريتم تنفس، نبض،‌مقاومت الكتريكی پوست،‌پتانسيلهاي فرا خوانده مركز شنوائي در قشر مخ بررسي مي شوند، در تغييرات مواد شيميايي كه مرتبط با كاركرد اعصا ب در بدن ترشح مي شوند نيز اندازه گيري مي شد.

در اين آزمايش مشاهده شد كه انواع مختلف موسيقي در زمينه هاي مختلف فرآيندهاي رواني تاثيرات متفاوتي مي گذارد بايد تاكيد كرد كه غير از نوع موسيقي،‌تيپ شخصيتي و وضع سواد و آموزش فرهنگي و هنري،‌خلق و هيجانات و آگاهي و هشياري آزمودني شاخص هايي هستند كه در تاثير موسيقي دخالت دارند(م 9: ص36)

بنابراين با علم توجه به اصل تاثير موسيقي و مكانيسم آن در كاهش درد كه امروزه در كشورهاي ديگر از انواع موسيقيها براي اين منظور استفاده مي شود،‌پژوهشگر با توجه به اصالت موسيقي قرائت قرآن و وسعت توجه عامه مردم به آن و تقدسي كه بين جامعه دارد آواي قرآن كريم در كاهش درد تاثير دارد.

در تحقيقي كه در سال 1990 توسط دكتر امام تحت عنوان درمان سرطان به روش طب سوزني را ديوفركانس با استفاده از تلاوت قرآن مقدس انجام گرفت 86 بيمار مورد مطالعه قرار گرفتند كه 64 نفر از آنها در مراحل پيشرفته بودند و قبلاً توسط سرطان شناسان با استفاده از وسيله اي به نام ترانس ديوكر آيات معيني از قرآن كريم را (آِیات 19-1 سوره يس ) به شكل امواج راديوئي در نقاط طب سوزني خود مي كرد پس از 8 تحقيق مؤلف متقاعد گرديد كه هنگاميكه بيماران سرطاني بوسيله اين روش تحت درمان قرار گرفتند بهبود علامتي و با ليني قابل توجهي مخصوصاً كاهش درد قابل ملاحظه اي را از خود نشان دادند كه اين تسكين سريعتر از هنگام مصرف ضد دردهاي قوي حاصل مي گرديد .

محقق در گوشه اي از مقاله تحقيقي خود چنين آورده است:

«قرآن كتاب مقدس مسلمانان است با محتوي قرآن به سبك نظم عربي است وقتي آيات قرآن با قرائت صحيح و با صوت خوش تلاوت مي شود موجب آرامش روح قاري و مستعمين مي گرددقرآن خود در مورد فوايدش در بهبود بيماريهاي روح و جسم صحبت مي كند.»

منبع: كتاب مجموعه مقالات آسيب شناسي (اجتماعي- رواني- ديني- سازماني- فرهنگي) جلد 7 تهيه و تدوين: فيض ا... رحيمي

 تاثير آواز خواندن برسلامتي

اگر تا به حال ميل به آواز خواندن به شما دست داده است چه زير دوش حمام ، چه در اتومبيل يا شايد هم درمهماني كه هيچكس را آنجا نمي شناختيد بايد با آعوش باز پذيراي آن باشيد اين هنر باستاني نه تنها حس خوبي به آدم مي دهدبلكه مي تواند سلامتيتان را هم تقويت كند احساس درد و ناراحتيتان را بر طرف كند حتي عمرتان را طولاني تر كند.

اگراز صدايتان به جز صحبت كردن براي آواز خواندن هم استفاده كنيد فوايد بسيار زيادي نصيبتان مي شود سوزاناهانسر رئيس دپارتمان موسيقي درماني در دانشگاه موسيقي بر كلي مي گويد «وقتي به جاي حرف زدن آواز مي خوانيد در صدايتان آهنگ موسيقي اوج دارد كه باعث مي شود بتوانيد خود را عميق تر بيان كنيد. از آنجا كه خواندن عملي دروني است ( كه به بدن ما مربوط مي شود) مطمئناً تغييراتي را در جسممان پديد مي آورد

آواز خواندن استرس و درد را كاهش مي دهد

بر اساس گفته هاي پاترشيا پرستون رابرتز يك متخصص موسيقي درماني در شهر نيويورك تحقيقات و مطالعات ثابت كرده است كه آواز خواندن موجب پايين آوردن ضربان قلب فشار خون و استرس مي شود او از آواز براي كمك به بيماراني كه از انواع مختلف بيماري ها و مشكلات روحي و فيزيكي رنج مي برند استفاده مي كنند

او مي گويد «برخي افرادي كه دچار آسيب هاي رواني شده اند گاهي اوقات دوست دارند بدن فيزيكيشان را ترك كنند به نظر مي رسد كه آواز خواندن خيلي از راههاي عصبي كه درد ا زآن عبور مي كند را مي بندد»

آواز خواندن براي سالخورده ها

به نظر مي رسد كه آواز خواندن مخصوصاً به صورت دسته جمعي فوايد بسيار زيادي را براي افراد سالخورده به همراه دارد در تحقيقي كه براي بررسي تاثير آواز خواندن برسلامت افراد 55 سال و بالاتر انجام گرفت در مدرسه موسيقي در واشنگتن يك گروه آواز خواني مخصوص سالخوره ها شكل گرفت افراد سالخورده اي كه در اين گروه آواز شركت داشتند (به همراه سالخورده هاي ديگري كه در گروههاي نويسندگي و نقاشي شركت داشتند) در مقايسه با افرادي كه در گروه كنترل بودند پيشرفت بسيار قابل ملاحظه اي در وضعيت سلامتي خود داشتند از جمله پيشرفتهاي آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد

- 30 مرتبه ويزيت دكتر كمتر

- مشكلات بينايي كمتر

- بروز افسردگي كمتر

- نياز كمتر به دارو

حتي محقق اصلي اين تحقيق دكتر كوهن رئيس مركز پيري و سلامتي در دانشگاه جورج واشنگتن هم از تاثيرات شگرفي كه تحقيق به اثبات رساند متعجب بود او در این رابطه مي گويد :« تعجب من به خاطر اين نيست كه آواز خواندن عملي فايده بخش است تعجبم از شدت تاثير آن بر وضعيت سلامت شركت كننده است .سن متوسط اين شركت كننده ها 80 سال بود اين سن همانطور كه مي دانيد بالا تر از سن قابل انتظار است بنابراين اگر بخواهيم واقع بينانه نگاه كنيم اگر قرار باشد تاثيري ايجاد شود انتظارمان اين خواهد بود كه مرگ و مير گروه شركت كننده نسبت به گروه كنترل كمتر بوده است اينكه پيشرفت وضعيت سلامتي خود مشاهده كردند كه از قرار زير است

-  داشتن احساس بهتر هم در زندگي روزمره و هم هنگام آواز خواندن

-  ارتقاءكيفيت صداي عاديشان

-  پير نشدن صداي صحبت كردنشان

-  تنفس آسانتر

-  فرم بدني بهتر

 آواز خواندن و بيماري آلزايمر

دكتر اسميت از انجمن آلزايمر خواست بيشتر روي تاثير آواز خواند ن و دربرداشتن احساس بهتر تحقيق كند گروه آوازي براي افراد مبتلاً به جنون مشكلات حافظه و بيماري آلزايمر بر پا كرد

او در اين رابطه مي گويد  ما با اشتياق و علاقه زيادي كار گروه را دنبال مي كرديم خانواده ها باور دارند كه اين گروه زندگي آنها را بهتر كرده و به طريقي باعث شده كه افراد حال بهتري داشته باشند و بيشتر عمر كنند

كليوبالارد رين انجمن تحقيقات آلزايمر مي گويد:«قسمت هايي از مغز كه با حرف زدن عمل مي كند متقاوت از قسمتي است كه روي موسيقي پردازش مي كند كه آن قسمتي است كه اين امكان را فراهم مي كند كه حتي افراديكه قادر به حرف زدن نيستند هم بتوانند از موسيقي لذت ببرند مردم از انجام كارهاي گروهي لذت مي برند و شواهد زيادي وجود دارد كه ثابت مي كند فعاليت اجتماعي براي افراد مبتلاً به زوال عقل مفيد است»

مربي آواز ليزمك ناتن در اين زمينه مي گويد:«اين جلسات تاثيرات مفيدي بر قدرت شناخت توانايي هاي فيزيكي و احساسي شركت كننده ها داشته است به نظر مي رسد كه موسيقي توانايي دست يافتن به كلمات رادارد موسيقي آنقدر قدرتمند است كه حتي افراديكه توانايي حرف زدن خود را از دست داده اند هم مي توانند به آوازه ها و اشعار آن دست پيدا كنند

آواز خواندن سيستم ايمني و سلامت عمومي بدن را ارتقاء مي دهد

تحقيقات مختلفي نشان داده است كه آواز خواندن مي تواند سيستم ايمني بدن را هم تقويت كند تحقيقي در دانشگاه فرانفورك در آلمان انجام گرفت نشان داد كه مقدار هموگلوبين A و كورتيزول نمادهاي تقويت سيستم ايمني اعضاي يك گروه بعد از خواندن يكي از آوازهاي موتزارت بالارفته است فقط گوش دادن به موسيقي به تنهايي اين تاثير را به دنبال ندارد

منبع:سايت  WWW.aftab.ir  سايت مردمان پورتان جوانان

موسيقي تاييد زندگي است

موسيقي مي تواند در ديدن زيباييهاي زندگي به ما كمك كند ما مي توانيم توسط موسيقي نگرش جديدي نسبت به جايگاه خود در جهان پيدا كنيم ما مي توانيم لذت و شادي خود را با موسيقي تاييد كنيم موسيقي مي تواند كمك كند كه ما با خود صادق باشيم والهامات جديدي از آن بگيريم ما با موسيقي جشنها عزاها و ساير مراسم خود را تاييد مي كنيم موسيقي مانند يك موجود زنده است كه مي تواند حركت كرده و راههاي جديدي را براي بيان غم و شادي ما به وجود بياورد ما احساسات زيادي را در زندگي خود تجربه مي كنيم موسيقي به ما كمك مي كند كه احساسات خود را تاييد كنيم و به آنها اعتبار دهيم زماني كه موسيقي را وارد زندگي  خود مي كنيم در واقع جايگاه خود را در جهان تاييد مي نماييم

منبع: كتاب موسيقي و سلامتي،‌نويسنده: دكتر ميو اچ. ام. لي و دكتر جوزف سي ناگلر ترجمه: آذر عمراني گرگري صفحه 25

 

خلاصه اي از ويژگيهاي روان شناختي سه دستگاه موسيقي ايراني

ماهور: مايه هاي اصلي دستگاه ماهور آرام بخش،‌ متعادل و با ثبات هستند و احساس به متانت و آرامش از آن عبور مي كند علت اين تعادل و ثبات در يكسان بودن فواصل فيزيكي بين دانگ اول و دانگ دوم اين دستگاه است به طور كلي،‌ماهور از تنش و هيجانهاي نامطلوب دور بوده و مي تواند فرد را در حالتي متعادل و پايدار نگه دارد.

همايون:اين دستگاه تركيبي است از دانگ شور و چهارگاه و بنابراين احساس هر دو دستگاه شور و چهارگاه را مانند حزن، حساسيت و انبساط و گرمي را تواماً داراست مايه هاي همايون حالت سرخوشي،‌دلدادگي و به قول قدما ماليخوليايي دارد دستگاه همايون به علت نوسان زياد بين حالات چهارگاهي و شور حالت ادوارخويي يا شيدايي و به اصطلاح علمي تر سيكلوتمي دارد نغمه فرعي آن اصفهان نام دارد كه ثبات و تعادل بيشتري نسبت به همايون دارد

سه گاه: اكثر گوشه هاي سه گاه مانند دستگاه شور است،‌اما به جهت كوك خاص و گردشها و الگوهاي متفاوت،‌حالت و رابطه عاطفي و روان شناختي متفاوتي نسبت به شور دارد اوج آن در گوشه مخالف است سه گاه شكوه خود را با ناله و فغان و شكايت توام مي كند و مانند نوا آن روحيه خود دارو متين را ندارد

منبع: كتاب تم درماني، نويسنده: رضا جوهري فرد،‌صفحه 25

 فهرست منابع

-  مقدمه اي بر موسيقي درماني،‌نويسنده: ژالكين اشميت پترز،‌مترجم و تاليف علي زاده محمدي،‌چاپ زمستان 71

-  مجموعه مقالات آسيب شناسي (اجتماعي- رواني- ديني- سازماني- فرهنگي) تهيه و تدوين فيض ا... رحيمي مرداد 85،جلد7

-  موسيقي و سلامتي،‌نويسنده:دكتر جوزف سي نالگر و دكتر ميتو اچ.ام.لي، ترجمه:آذر عمراني گرگري انتشارات ارسباران، بهار 84

-  تم درماني (جستاري درر وان شناسي و روش شناسي موسيقي درماني)،‌نويسنده: رضا جوهري فرد، در آمد از: دكتر فرزاد گلي، مشخصات نشر: تهران،‌آسيم 1388

-  آرامش در زندگي،‌مؤلف: حميد رضا شيرانی  انتشارات پویش اندیشه

-  زیبایی های بهشت مولف :احمد صادق اردستانی ناشر:موسسه انتشاراتی امام عصر عج

-  روزنامه ايران

www.sadbarg.com

www.aftab.ir سايت مردمان پورتال جوانان

باتشكر از جناب آقاي فيض ا... رحيمي كه منابع با ارزشي را در اختيار -   اينجانب قرار دادند.