1-    مقدمه

2-    سرفصلها

 ·      تاريخ اينترنت

·      عرصه هاي تحول و مفاهيم اينترنتي

·      اينترنت و تحولات اجتماعي

·      اينترنت و سياست و روابط بين الملل

·      اينترنت و ارتباطات  ·      اينترنت و اقتصاد ·      اينترنت و حقوق ·      اينترنت و مديريت ·      اينترنت و هويت

 3-    نتيجه كَيري

   4- منابع و مأخذ

 مقدمه

 اينترنت به عنوان پديده اي كه ربع سوم قرن بيستم پا به عرصه وجود گذاشت تحولات شگرفي در همه ابعاد زندگي ايجاد نمود و با ورود خود بيم ها و اميدهاي فراواني را مانند همه تحولات مدرن ايجاد نمود.

عده اي عقيده دارند كه با ورود هر پديده مدرن به عرصه زندگي انسان ماشيني شدن پنجه خود را بر وجود آدمي مي افكند و باعث حذف شغلها، ايجاد بيكاري واليناسيون مي گردد.

گيدنز اما اين سؤال اساسي را چنين مطرح مي كند :" گسترش كامپيوتر و خودكاري در توليد صنعتي ميانگين كار روزانه بيشتر جمعيت را به شددت كاهش خواهد داد." و چنين پاسخ مي دهد :"اين فرض به آينده اشاره دارد. دلايل كافي وجود دارد كه دست كم درباره اين نتيجه محتاط باشيم. صنايع كاملاً خودكار هنوز نسبتاً مقدور هستند مشاغلي كه در نتيجه خودكاري حذف مي شوند ممكن است با مشاغل جديد كه در جاهاي جديد ايجاد مي شوند جايگزين گردند. ما هنوز نمي توانيم مطمئن باشيم ويكي از وظايف جامعه شناسي اين است كه به مدرك واقعي درباره مسايلي از اين گونه نگاهي جديد بيندازد. بديهي است نتايج جامعه شناسي هميشه با باورهاي معمول تناقض ندارد."1

گيدنز ديدگاهي خوش بينانه دارد به عبارتي ديگر درست است كه ورود تكنولوژي بعضي مشاغل و جوامع را در مرحله قهقرايي قرار مي دهد ولي نفس و ماهيت تكنولوژي خوب است و با ورود خود شغلهاي جديد و متخصصين جديد را مي طلبد و گيدنز آينده را با بهره كيري از ابعاد مثبت تكنولوژي روشن تصور مي كند.

اينترنت نه تنها در عرصه زندگي بشر تحول ايجاد نمود بلكه ماهيت ديگر دستاوردهاي مدرنيته را زير سؤال بود بدين صورت كه به عنوان يك وسيله ارتباطي فضاها، عنوانها و سرفصلهاي متنوعي را در همه زمينه هاي سياسي، اجتماعي، ارتباطي، فرهنگي، اقتصادي، علمي و نظامي ايجاد نمود.

هدف از اين تحقيق نماياندن و معرفي تحولاتي است كه اين پديده مدرن در همه زمينه ها ايجاد نموده است. تحولي كه در ماهيت، زير مجموعه ها، اندكس ها و تعاريف همه شاخه هاي ادبي، اقتصادي، اجتماعي، ارتباطي و سياسي در چند سال اخير خود باعث ايجاد مفاهيم و متخصصين متناسب با آن شده.

علوم انساني در شوري همراه با گيجي در تبيين اين پديده افتاده اند. تحولات دنياي اقتصاد در اتاقهاي 4×3 رقم مي خورد كه فارغ از دردسرهاي بوروكراسي هستند.

ماهيت نئوليبراليسم به سايبرنئوليبراليسم تغيير يافته و كوچكترين تحولات به مصداق يك شعار قديمي ارتش كه تنبيه براي همه، تشويق براي يك نفر تمام افراد دخيل در مجموعه را متحول و متأثر مي سازد.

هدف از تحقيق بيان اين مطلب است كه اينترنت به راستي در اندك زماني آن چنان تحول شگرفي در همه ابعاد زندگي بشر ايجاد شود كه مي توان گفت پس لرزه هاي آن تاريخ زندگي و علم بشر را به لرزه در آورد.

پديده اي كه تمام دستاوردهاي علمي بشر را زير پروبال خود گرفت و درجه ارتباطي به تلويزيون، سينما، راديو، فاكس، تلفن و تلگراف دهن كجي مي كند. وهمه آنها را زيرپروبال خود قرارداده است. اينترنت فرزند خلف تلفن آنچنان بر مادر خود شوريد كه مسند سلطنت را ازاو و خانواده ارتباطي اش ستاند.

 تاريخچه اينترنت

 تاريخ تولد اين كودك نوپا كه عمري كمترازعمر اكتشافات فضا يي دارد، يك شبه مانند ني خيزران رشد خارق العاده اي نمود و شاخ وبرگ آن مانند لوبياي سحرآميز قصه هاي كودكان همه جا را زير سايه خود گرفت.

اگرخيلي سخت بگيريم بايد به سال 1948برگرديم. درست زماني كه اروپا براثرجنگ ازنظر اقتصادي و علمي فلج شده بود وداعيه داران علم به دنياي جديد يعني آمريكا مهاجرت كرده بودند. واروپا زير حمايت وبال وپروكمكهاي اقتصادي آمريكا قرارگرفته بود. فكر استفاده از ماشين كه امورات روزمره انساني را انجام دهد و مسايل علمي را حل نمايد وكارهاي يدي را انجام دهد شكل گرفت.

اهالي نيويورك شبهاي سال 1948هنگامي كه با تاريكي و قطعي برق مواجه مي شدند حدس مي زدند كه تنها كامپيوترساخت بشر به ابعاد 4×3 وسروصداي لوكوموتيوهاي قديمي و گرمايي درحد شومينه هاي خانگي كه سعي در حل كردن ابتدايي ترين جمع و تفريقهاي رياضي داردبه كار افتاده است.

سال 1957كه اسپروتينگ"1" روسها به فضا پرتاب شد، يانكي ها را به خود آورد. زيرا هدايت و پرتاب اين سيستم مستلزم تكنولوژي انفورماتيك خارق العاده اي بود. در سال 1969كه يوري گاگارين پا به عرصه ماه گذاشت دهان غربيها بيشتر بازماند. از اين زمان بود كه بخشي از بازيهاي جاسوسي غرب و شرق صرف يافتن يافته هاي سري انفورماتيك و تكنولوژي كامپيوتري شد و چنين شد كه درابتداي دهه 70غربيها گوي سبقت را از روسها ربودند.

در سال 1973به عنوان تلاشي درجهت برقراري ارتباط ميان شبكه " ARPANET" وزارت دفاع آمريكا با "PRNET" شبكه راديويي و "SATNET" شبكه ماهواره اي موضوع اينترنت به عنوان يك پروژه مطرح گرديد.

هرچند كه اكنون اين سه شبكه از بين رفته اند. اما اين قراردادها همچنان در اينترنت مورد استفاده هستند.

دراين ميان "ARPANET" يك شبكه نظامي بود كه براي مسئله قطع ارتباطات به هنگام ارسال اطلاعات ميان ايستگاههاي فرستنده و گيرنده به وجود آمد.

پروتوكل اينترنت (IP  ) با توجه به مزايايي كه داشت به سرعت به روي تعداد بسياري از سيستمهاي كامپيوتري پياده شد. زيرا تنها پروتوكلي كه بر روي كامپيوترهاي ساخته شده توسط شركتهاي مختلف امكان برقراري ارتباط باهم را مي دارد.

دراوايل دهه 1980سيستم يونيكس بركلي ( Unix Berkely ) با بكارگيري پروتكل اينترنت عرضه گرديد و امكان داد كه شبكه هاي ايستگاههاي مختلف با كامپيوترهاي مركزي مرتبط شوند به شبكه عمومي مخابرات متصل شد. در1980پست الكترونيك ( e-mail ) ساخته شد و دانشگاه شيكاگو با دانشگاه بركلي به طور آزمايشي مرتبط گرديدند.

"NSFNET" " بنياد ملي علم " آمريكا در 1987با اعطاي تسهيلات مالي به دانشگاهها امكانات اينترنت را كه قبلاً در اختيار معدودي از پژوهشگران و مسئولين حكومتي آمريكا بود، همگاني كرد.

در حال حلضر اينترنت متشكل از "NEFNET" شبكه بنياد ملي علم آمريكا، شبكه آكادميك و پژوهش استراليا "NSI"، اينترنت علمي ناسا، شبكه وزارت دفاع آمريكا "ARPANET"

شبكه آكادميك و پژوهش سوئيس "SWITCH" و چند ميليون شبكه كوچك و بزرگ تجاري و پژوهشي ديگر مي باشد.

در دهه 90 پس ازاتمام جنگ سرد اينترنت ازپرده آهنين عبوركرد وبيش از50 كشوروارد شد. درارپا در1989"RIPE" " شبكه اروپايي اينترنت " آغازبه كاركرد. اكنون 25درصد مراكزاطلاعاتي جهان دراروپا مستقراست.

درفرانسه قبل ازاينترنت شبكه ميني تل "Minitel" به وجود آمد به اين ترتيب بايد آن بايد آن را از پيشگامان اينترنت دانست.

قبل از گسترش اينترنت شبكه مستقيم بعضي از شركتها ساخته شده بود. مايكروسافت، شبكه مخصوص به خود "MSN" " شبكه مايكروسافت " را ساخت ودر1994هم "WEB" ساخته شد.2

در ايران درسال 1374 به طور آزمايشي شهرداري يكي ازمناطق تهران و بانك ملي براي امورات داخلي ازآن استفاده كردند. اكنون درجهان بيش از155كشور از اين دستاورد علمي استفاده مي كنند. به علاوه شركتها و مؤسسات علمي درداخل خود هم شبكه اينترنت "Internet" شبكه ارتباط سازماني را راه اندازي نموده وبه طوروسيع هم ازمزاياي اينترنت استفاده مي كنند. درايران درحدود 7/1 ميليون كاربر به آن دسترسي دارند و براساس گفته هاي مسئولين وزارت ارتباطات تا سه سال ديگر به بيش از 15ميليون كاربرميرسد.

هم اكنون بسياري از دانشگاههاي ايران و جهان وافراد حقيقي و حقوقي به اين پديده دسترسي دارند. برآورد شده است كه تعداد صفحات شبكه وسيع جهاني "World Wide Web" مجموعاً 400 ميليارد صفحه مي باشد واين حجم اطلاعات عملاً فضاي مجازي را پركرده است كه در مقايسه با حجم حتي يك كتابخانه كوچك شخصي هيچ است.

مزيت منحصربه فرد اينترنت اين است كه بر خلاف بسياري ازپديده ها و شغلها نياز به تخصص براي استفاده از آن ندارد. بلكه داشتن سواد استفاده از آن و وجود يك دستگاه كامپيوتر و خط تلفن و يك مودم ودركنار آن دانستن يك زبان بين المللي كه معمولاً انگليسي مي باشد، به راحتي كاربررا وارد دنياي شگرف اين پديده مي نمايد.

 اينترنت و تحولات ايجاد شده

تحولاتي كه اينترنت درهريك ازعرصه هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي وهنري و... ايجاد نمود شگرف وعظيم بوده به طوري كه متخصصين هريك ازاين رشته ها را وادار به تعريف تئوريك وعلمي ازشاخه ها واندكس هاي تازه وتربيت نيروي متخصص لازم دربعد عملي نمود.

مهمترين تحولات اينترنت درعرصه هاي زيرميباشند:

 1.    اجتماعي و فرهنگي

·        تحول و شوكي كه اينترنت با ورودش ايجاد كرد

·        اينترنت ونابرابريها ( تشديد يا تضعيف )

·        اينترنت و ارزشها

·        اينترنت و كودكان

·        اينترنت سازمانها و ساختارهاي كلاسيك (حذف، تغييرماهيت، يا بازتوليد )

·        اينترنت و حذف يا ايجاد شغلها

·        اينترنت و مشاركت يا انزوا

·        جهاني سازي يا جهاني شدن          Globalism or Globalization

 2.    درحوزه سياسي وروابط بين الملل

·        حكومت الكترونيك                     e-governing

·        دولت الكترونيكي                       e-government

·        احزاب وگروههاي الكترونيكي       e-parties

·        سايبرتروريسم                          syber terrorism

·        تروريسم الكترونيكي                   e-terrorism

 

3.    درحوزه ارتباطي

·        تغيير در ماهيت ارتباطات

·        سايبرژورناليسم                         syber journalist

·        فضاهاي مجازي                        syber space

·        آموزش الكترونيك                      e-learning

·        اينترنت وسانسور

·        گروههاي گفتمان                       Discussion groups

·        هكرها

·        جامعه اطلاعاتي                       Information society

 

4.    درحوزه اقتصادي

·        خدمات الكترونيكي                    e-services

·        تجارت الكترونيكي                    e-bussinese يا-commerc e

·        جهاني سازي اقتصادوخصوصي سازي           privitization

 

5.    دربعد حقوقي

·        ماليات اينترنتي                        internet tax

·        ماليات الكترونيكي                     e-tax

·        ماليات معنوي                          Copy right

·        حقوق از راه دور                      Tele communication low

·        حقوق سخت افزار و نرم افزار      Soft ware and Hard ware low

·        حقوق اينترنت                          Internet law

·        حقوق درمان از راه دور              Telemedicine law

·        حقوق تكنولوژي زيستي             Biotechnolegy law  

·        حقوق نانوتكنولوژي                   Nanotechnology law

·        حقوق فضاي مجازي                  Syberspsce law

 

 1. تحولات اجتماعي و فرهنگي اينترنت

 ·        تحول و شوكي كه اينترنت با ورودش ايجاد كرد:

 دانش كتابت صدها سال طول كشيد تا جهان گسترشد وهرچند كه با خودهدايايي رابه ارمغان آوردازآن جمله حفظ ميراث گذشتگان، موثق بودن اين دانش ها، درآمدن انحصار دانش كه به طورشفاهي به نسابان وبزرگان قوم اختصاص داشت، ولي به خاطرتنوع خط وزبانها همچنان تكثروتنوع را درميان اقوام وملل حفظ نمود.

ارتباطات كلامي هزاران سال، ارتباطات مكتوب صدها سال، ارتباطات شفاهي از طريق راديو وتلويزيون كمتراز30 سال، تلويزيون وماهواره درحدود20 سال و اينترنت دركمتر از10 سال عالم گيرشدند و مسير تكاملي خود را طي نمودند.

اينترنت مانند يك جرقه رعدوبرق تمام عالم را دركمترازيك دهه درنورديد اين درحالي بود كه عده اي هنوزنمي دانندچه برآنان گذشته وگيج ومنگ به دنبال پاسخ اين پديده ازديگرانند ياميخكوب شده اند وعده اي هم خود رابا حذيان آن هم سو نمودند.

 ·        اينترنت ونابرابريها ( تشديد يا تضعيف ):

      تقسيم ايدئولوژي جهان به دوقطب شرق وغرب دردوره بعدازجنگ دوم جهاني، وتقسيم اقتصادي شمال وجنوب كشورهاي جهان همواره تداعي گرپارادايم تضاد وكشمكش است.

اينترنت به عنوان پديده اي كه ازغرب آمده وشعاربانيان و متوليان آن حداقل درظاهر جريان آزاداطلاعات بوده است. آيا واقعاً درجهت اين هدف است؟ آيا باعث تقسيم بندي ديگري درعرصه جهاني با سرفصل جوامع غني اطلاعاتي وفقيراطلاعاتي نمي گردد؟

به نظر مي رسد كه اين پروسه هم اكنون كم كم پيش مي رود وتبديل به يك پروژه شده بدين ترتيب كه گرچه قبلاً تقسيم شرق وغرب وجنوب وشمال ازبعد اقتصادي يا ايدئولوژي بود.

ولي امروز اطلاعات همه چيزاست بنابراين خطرات آن متوجه همه مي باشد وبالتبع نتايج آن اگرمتوازن نباشد وباعث فقروغناي اطلاعاتي گردد آن چنان سريع است كه فاصله ها را به طورباورنكردني افزايش مي دهد وازآن طرف چون پديده اي است كه همه ابعاد زندگي انسان را تحت الشعاع قرار مي دهد، منجر به اختلاف شديد طبقاتي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، آموزشي و رفاهي مي شود.

به عبارت ديگر به جرأت مي توان گفت فقريا غناي اطلاعاتي درجامعه اطلاعاتي امروزه تمام معادله هاي جهاني را بر هم مي زند برخلاف چند دهه پيش كه تقسيم بندي سياسي يا اقتصادي همه را دربرنمي گرفت ويك كشورمي توانست جزءِ هردوتقسيم بندي يا جزءِ هيچكدام نباشد ويا جزءِ يك تقسيم بندي باشد وازجنبه اي ديگر جبران نمايد.

امروز قانون همه يا هيچ حاكم است. يك كشوريا جامعه يا با فقراطلاعاتي مواجه مي شود كه اين به معناي ماندن از قافله است درهمه جنبه ها ويا غناي اطلاعاتي نصيبش مي شود كه اين يعني پيشرفت درهمه موارد. به اين معني كه همه روابط جهاني دنباله روجريان اطلاعات هستند يعني ماجامعه اي با فقراطلاعاتي وغناي اقتصادي يا سياسي نخواهيم داشت يا برعكس. واين يك پارادوكس حقيقي خواهد بود دردهه آينده.

 

·     اينترنت وارزشها: ( Internet & Valuse )

 

اينترنت به عنوان پديده اي كه تمام معادلات فرهنگي راهم مي ريزد آيا پديده اي است كه

بايد به ديدي بدبينانه به آن نگريست يا خوش بينانه.

به نظرمي رسداينترنت به عنوان پديده اي كه خواستگاه آن غرب است در جهت ترويج ارزشهاي غرب است بخصوص با تكيه بر زبان انگليسي.

در اين ميان سه گزينه درمقابل كشورهاي جهان سوم در موضع گيري به اين پديده وجود دارد:

1.     بي تفاوتي

2.     تقبل واستقبال

3.     مقاومت

     گزينه هاي يك وسه اصلاً معقول به نظر نمي رسند؛ بيتفاوتي باعث ماندن از قافله پيشرفت بشري مي شود. به طوري كه درعرض سه يا چهارسال ابعاد فاجعه به طوري مشهود ميگردد كه يك كشوررا فلج مي كند، دربعد مقاومت هم بسيار غيرمعقول به نظر مي رسد چون اينترنت كاربران را درمحدوده اي فيزيكي بسياركوچك قرارميدهد وقدرت مانوركاربربسيار زياد است وجزءِ حريم شخصي مي باشد ومانند ماهواره نيازي به ديش(dish) ويا مانند تلويزيون نيازي به آنتن ندارد ومدتها استفاده ازآن هيچ اثرعيني باقي نمي گذارد گزينه مقاومت را غيرمعقول وغيرعملي مي سازد. اما دراين ميان استقبال وتقبل بسيارمعقول وناگزيرمي نمايد.

هرپديده مدرني با خود اثرات منفي ومثبت دارد. تعارضات ومناقشاتي را برمي انگيزد دراين ميان جوامع مصرف كننده بايد فرهنگ سازي كنند تا كاربران آنها دست به انتخاب بزنند وجنبه هاي مثبت را بگيرند. متوليان اطلاع رساني بايد جامعه رابراي پذيرش واستفاده مفيد آماده كنند.

 

·   اينترنت وكودكان (Internet children):

 

     كودكان به عنوان نسل آينده يك جامعه درمواجهه با اينترنت چه حقوق ومزايايي دارند. به نظرمي رسد خطرات اينترنت بيشترازهمه كودكان را تهديد مي كند. به عنوان فضايي كه دسترسي به آن آسان است وهيچ محدوديت موضوعي ندارد كودكان را كه كمتر به خيروصلاح خود آگاهند درمعرض خطرقرارمي دهد. اينترنت مانند تلويزيون قفل كودك ندارد هرچنداستفاده ازآن به مراتب ازروشن كردن تلويزيون براي كودكان سخت تراست، ولي بحثي كه هست نحوه تصويروارائه كودكان دراينترنت است.

در باب سوء استفاده هاي جنسي از كودكان وزنان در اينتزنت وازآن طرف هم نبود هيچ گونه مرزمشخصي در استفاده بزرگسالان وكودكان ازاينترنت بيم ها واحتياطهاي زيادي را دراستفاده ازاين پدهده به عرصه ميكشد. دربعضي سايتها يك دستوركه ازكاربرمي خواهد كه به اقتضاي سن، يعني كمتراز18سال نباشد وبا رعايت نكات اخلاقي ازسايت استفاده نمايد وجود دارد ولي با توجه به نبود فرهنگ استفاده صحيح ازاينترنت دربعضي جوامع وافراد وجود دوگزينه Agree(قبول دارم) و Disagree(قبول ندارم) درانتهاي Home page اين سايتها بسيارفانتزي وكليشه اي مي نمايند.

 

·   اينترنت ساختارها وسازمانهاي كلاسيك ( حذف، تغييرماهيت، يا بازتوليد ):

 اينترنت بشررا همانند كتاب بارديگربه سمت انزوا وفردگرايي مي كشد. چه مي توان بدون

 مواجهه با مخاطبان درگوشه يك اتاق مدتها با جهان ارتباط داشت. ولي آيا ماهيت اين ارتباط، ماهيت همان ارتباط face to face يا چهره به چهره مي باشد؟ مسلماً خير

چون عاطفه وfed backهاي احساسي دراين نوع ارتباط اصلاً دخالت ندارند.

ازدواجهاي اينترنتي، واحد ويك زبان شدن كاربران(به نظرمي رسد زبان انگليسي حرف اول را مي زند)، عدم حضورفيزيكي براي امورات روزمره وبسياري ديگرازكارهايي كه قبلاً نيازبه وجود فرد داشت اكنون ازراه دورقابل انجام است. نهادهاي خانواده، جامعه وشخصيت افراد را درمقابل پرسشهايي چون حذف، تغييرماهيت يا بازتوليد قرارداده است.

به طوركلي آيا اينترنت درجهت خدمت يا خيانت به اين نهادهاست؟ سؤالي است كه با گذشت زمان اندك، ودرجوامع مختلف پاسخهاي گوناگون دارد زيرا اين اثرات به شدت بسته فرهنگ هراجتماع دارد كه خود بحث مفصلي است.

 ·   اينترنت وحذف يا ايجاد شغلها:

 اينترنت به عنوان پديده اي كه بسياري ازامورات را با سرعت وهزينه كم وبدون نيازبه

 حضورفيزيكي افراد انجام مي دهد آيا خطري براي بعضي شغلها وافراد جامعه وصنايع دستي

 به حساب نمي آيد؟ جواب اين سؤال هم مثبت است هم منفي.  

 بسته به نوع برخوردي كه صنايع بومي وشغلهاي سنتي ومتوليان اين شغلها با پديده اينترنت     

 دارند اين شغلها مي توانند درآستانه حذف ونابودي ويا جهاني شدن قرارگيرند.

شما مي توانيد با اينترنت صنايع دستي قبيله اي دربرزيل را ببينيد وسفارش دهيد وچند روزبعد دم در منزل شما، امضاء تحويل را به پستچي بدهيد. البته اگرصاحب آن حرفه اينترنت را به خدمت گرفته باشد.

درست است كه اينترنت بسياري ازفاصله ها وحرفه ها را درآستانه حذف وتغييرقرارداده ولي خود نيزمستلزم افراد متخصص دربعد نرم افزاري وسخت افزاري است ازطرفي خود باعث ايجاد شغلها وفرصتهاي اقتصادي فراواني مي شود كه قبلاً وجود نداشته است.

 ·   اينترنت مشاركت يا انزوا:

      رفتن دريك اتاق وتهيه يك كامپيوتروخط تلفن مي تواند مدتها آدمي را دورازهياهوي جهان وجامعه نگهدارد. ليكن اين به معني هجران اطلاعاتي وانزواي اجتماعي نيست.

سؤال اين است كه صرف عدم حضورفيزيكي دربين افراد جامعه هرچند كه فرد به طوردائم ارتباط اينترنتي داشته باشد خطرناك است يا اثرمنفي ندارد؟

به نظرمي رسد جواب دادن به اين سؤال بايد احتياط بيشتري صورت گيرد. ازيك طرف كلاً فرد هرچندحضورفيزيكي درجامعه ندارد ولي همين خزيدن درگوشه اتاق فرصت آشنايي با گروههاي اجتماعي فرامرزي وفرااجتماعي ديگررا مي دهد. به عبارت ديگرعدم حضورفرد درجامعه خود وازبين رفتن ارتباطات چهره به چهره منجربه آشنايي وحضورسنجي درجوامع ديگرمي گردد كه قبلاً امكان مشاركت درآنها نبود يعني انزواي فرد درپشت كامپيوتريك امرنسبي است.

 ·   جهاني سازي يا جهاني شدن: (Globalism or Globalization)

دنياي امروزدنياي مدرنيته است. وآخرين فرآورده اين جهان، يعني جهاني شدن ظاهراً

اجتناب ناپذيربه نظرمي رسد. صرفاً نظرازمطلوب بودن يا نبودن آن اين پروسه پيش ميرود

 جهاني شدن وصف جهاني است كه درآن دوپديده كاملاً تحقق مي يابند: اول پديده اي كه هرقدر ريزوكوچك باشد اگردرگوشه اي ازجهان رخ دهد تأثيرات درشت يا كلان، كم يا بيش خود را برابعاد ديگرجهان مي گذارد. دوم اينكه هرفرد درهرجاي جهان زندگي كند مي تواند ازهرنقطه ازجهان وحوادث آن آگاهي يابد.

جهاني شدن يعني بزرگترشدن هرچه بيشترجهان Subjective يا جهان انفسي وكوچكترشدن جهان Upjective يا جهان لفافي.3

جهاني شدن يا Globalism يك پروسه است كه درآن نيازمندي انسانها را به هم نزديك كرده، نيازهايي كه جهاني شده اند وهيچ نگرشي مبتني برسلطه دروراي اين فرايند وجود ندارد.

امروزه مسايل كوچك محلي مانند يك بحران زيست محيطي كوچك تمام جهان را تحت الشعاع قرارمي دهد.

ما جهاني سازي يا Globalization به عنوان يك پروژه مبتني است برتلاش قدرتهاي برتربراي كسب سلطه جهت نيل به منافع خودشان. بر اين اساس اينترنت كه ازفرهنگ غرب آمده آيا سعي درجهاني سازي دارد يا پروسه جهاني شدن را تسريع ميكند؟4

مي توان پا سخي محتاطانه به اين پرسش داد. درست است كه مشرب ومصدراينترنت جامعه اي است كه سعي درهژموني اطلاعاتي وفرهنگي دارد ولي گيرندگان بنا به ماهيت ارتباطات اينترنتي كه تعاملي وفعال مي باشد مي توانند اين پروسه را به پروژه يا برعكس تبديل كنند وروند آن را تسريع يا كند نمايند. 

 

2. درحوزه سياسي وروابط بين المل

 ·   حكومت الكترونيك :

      با ورود اينترنت به عرصه جهاني ادبيات سياسي هم مثل همه جنبه هاي حيات انساني دچارتغييرشد. نهاد دموكراتيك سياست به صورت كلاسيك با رأي گيري درپاي صندوقها وانتخاب نمايندگان يك ملت دريك مكان فيزيكي وتجمع وتصميم گيري آنان درباره قوانين جامعه تشكيل نهاد قضائي وقوه مجريه برشهروندان ونظم اجتماعي اعمال نظارت مي كند مكانيسم هاي كنترل دراين حالت شامل حضورعوامل دولت درصحن جامعه ووجود پليس وقوانين مكتوب مي باشد. ما با ورود اينترنت ازبدوشكل گيري پايه هاي دولت يعني رأي گيري مي توان تغييرايجاد كرد.

انتخابات رياست جمهوري 2001 آمريكا ويك مورد هم دربرزيل به كمك اينترنت نمونه اي ازحضوراينترنت درعرصه سياست است. هزينه هاي اين كاراولاً باعث ازبين رفتن حجم زيادي ازكاغذ، نيروي پليس وناظران داخلي وبين المللي، هدرنرفتن وقت شهروندان، صرفه جويي هزينه، نتيجه گيري بسيارسريع ودهها فايده ديگرمي گردد.

دربعد قانون گذاري درسطح نمايندگان هم مزايايي دارد بدين صورت كه هرمجلسي براي رسميت بخشيدن به جلساتش نيازمند حضوردرصد يا كسري ازنمايندگان درصحن مجلس مي باشد. به نظرمي رسد دردسترس بودن يك دستگاه Laptap براي هرنماينده اين اصل را براي هميشه لغومي كند. زيرا نماينده مجلس درهرموقعيتي باشد مي تواند بدون حضورفيزيكي درتصميم گيري هاي مهم هميشه شركت كند.

نهاد قضايي هم ازاينترنت مي تواند فايده هاي بسيارببرد. كنترل شهروندان ازطريق ارزيابي

 

نظرات آنان درنظرسنجي ها ميزان علاقه آنان به سايتهاي بخصوص عملاً هزينه حضورفيزيكي پليس را تقليل مي دهد.

دربعد بين المللي هم درصحنه ها ومواردي مانند ارسال مدارك وتبادل اطلاعات با پليس بين الملل (Interpol)، شناسايي مجرمان، عملاً فرصت حذف مدارك جرم وتكرارجرم را ازمجرمان مي گيرد. وبروكراسي رد وبدل نمودن اين مدارك عملاً حذف مي شود. رأي گيري، ارزيابي افكارعمومي وقانونگذاري ونظارت وكنترل اجتماعي وظايف حكومت ونهاد سياست هستند كه به كارگيري اينترنت آنها را تسريع ونتايج موثق تري به بارمي آورد.

 

·   دولت الكترونيك (e-government) :

 اين مقوله عملاً به معني تغييرماهيت وكابينه قوه مجريه است با دخالت مستقيم اينترنت.

دولت مجازي (syber goverment) يا دولت الكترونيكي به معني انجام وظايف وكاركردهاي قوه مجريه است. بدون الزام حضورفيزيكي گردانندگان، سازمانها، ساختمانها وحتي نظام عريض وطويل بوروكراسي است ويا درصورت وجوداينها حجم فيزيكي آنها به حداقل برسد.  حذف سفرهاي تشريفاتي، حضورهمه جايي وهيچ جايي اعضاي مسئول قوه مجريه، نظارت كلي واصولي رئيس قوه مجريه بركابينه وارزيابي لحظه به لحظه نهادها وزيردستان وادارات دولتي توسط رأس هرم اين قوه كاركردهايي هستند كه با دخالت اينترنت فراهم مي شوند. دولت الكترونيكي عرضه خدمات قوه مجريه است درحداقل زمان وحداقل امكانات وبيشترين كاركرد وبا دخالت كمترين افراد واين چيزي نيست جزبهره وري ومعناي آن.

 ·   احزاب وگروههاي الكترنيك (e-parties يا syber parties) :

 سازمانها واحزاب مجازي؛ گروهها وتشكلهايي هستندكه بدون نيازبه حضورفيزيكي ومكان

مشخص، همان كاركردهاي احزاب واقعي را ارائه مي دهند. چارت وچارچوب سازماني وآئين نامه رسمي اين احزاب حتي بدون شناسايي يك ليدرواقعي مي تواند تدوين شود. مطالعه اين سازمانها كارسختي است به علت كمبود مطالعات تجربي وبه وجود نيامدن يك چارچوب تئوري درمورد اين سازمانها مطالعه آنها مشكل است.

سازمانهاي مجازي به مجموعه اي از سازمانهاي مستقل اطلاق مي شود كه به طورموقت با هم همكاري مي كنند. دوايرتجاري مستقل ويا افرادي هستند به طورمرتب ولي ازطريق تكنولوژي اطلاعات وارتباطات (ICT) با هم كارمي كنند كه بتوانند دردنياي فعلي برديگرسازمانها برتري داشته باشند آنها توانايي هاي خود را با هم جمع كرده وبه صورت يك سازمان كارمي كنند. سازمانهاي مجازي به گروهي ازمردم ويا سازمانها اطلاق مي شود كه استفاده آنها ازتكنولوژي (ICT) به مراتب بيش ازسايرين است وبه همين دليل نيازبه حضور فيزيكي را براي انجام كارگروهي كاهش داده وبراي رسيدن به يك هدف يكسان تلاش مي كنند. سازمانهاي مجازي به شكل جديدي ازسازمانها اطلاق مي شود كه ازمشخصه هاي آن جمع شدن گروهي ازافراد است كه ازنظرجغرافيايي پراكنده اند وبه سازمانهاي يكساني نيزوابسته نبوده وبراي رسيدن به يك هدف واحد ازطريق تكنولوژي اطلاعات وارتباطات با هم درتماس باشند.

سازمانهاي مجازي يك اتحاد پويا بين سازمانهاي مختلف است كه باعث تجمع توانايي ها ومنابع مختلف اين سازمانها شده است.5

 مشخصات اين نوع سازمانها

 1.     نداشتن حد ومرزفيزيكي تعيين شده

2.     يكپارچه كردن توانايي ها ومنابع واستفاده مشترك ازآنها

3.     عدم تمركز ازنظرجغرافيايي

4.     تغييرشركتها وافراد

5.     برابري حقوق افراد وشركتها درسازمان

6.     ارتباطات ازطريق تكنولوژي ارتباطات واطلاعات (ICT)

7.     موقتي بودن6

 

مروري اجمالي برتعاريف وخصوصيات سازمانهاي مجازي صرفه جويي ها ومزايا وكاركردهاي اين نهادها را كه با دخالت اينترنت وتكنولوژي اطلاعات فراهم مي آيند به خوبي روشن مي كند.

 ·   سايبرتروريسم (syberterrorism) وتروريسم الكترونيكي (e-terrorism) :

 فروريختن برجهاي تجارت جهاني (wto) مقوله ها و عبارات جديدي را وارد  صحنه

ژورناليستي جهان نمود. ازآن جمله مي توان به سايبرتروريسم وتروريسم الكترونيكي اشاره نمود. به طوركلي هرنوع دخل وتصرف دراطلاعات واسرارمحرمانه شركتها، وزارت خانه ها، فرودگاهها، قرارملاقات ها واسرارنظامي كه ازجانب يك پارازيت يا عامل خارجي غيررسمي سازمان صورت گيرد به نحوي كه درروند ارتباطي ازپيش تعيين شده بين فرستنده وگيرنده اخلال ايجاد شود يا باعث گردد كه گيرنده fed backهاي نادرست ارائه دهد ويا فرستنده fed backهائي غيرازآنچه گيرنده گسيل مي دارد، دريافت كند وبه واسطه اينترنت وتكنولوژي اطلاعاتي با هدف اخلال واختلال صورت گيرد، تروريسم الكترونيكي يا سايبرتروريسم خوانده مي شود.

 3. اينترنت وحوزه ارتباطات

 ·   تغييردرماهيت ارتباطات :

 درارتباطات face to face؛ نوع ارتباط مستقيم، بدون فاصله ومتعامل است وfed back

هايي كه بين مخاطب وفرستنده رد وبدل مي شوند بسيارسريع واثرات آنها زود جلوه گرميشود. تلويزيون وروزنامه وراديوبه عنوان رسانه هاي يك جانبه، فاقد گرفتن بازخوردهاي آني وتأثيرگذاري آنها هستند. ضمن اينكه ارتباط غيرمستقيم است وازتبادل عواطف واحساسات به طورمتعامل خبري نيست. اما اينترنت به عنوان رسانه اي molty media داراي ويژگيهاي صدا، تصويرونوشتاراست وچون ارتباطات آن اكثراً ماهيت on line دارد. fed backها درحداقل زمان ظهوركرده واثرات خود را بروزمي دهند. ماهيت ارتباطات دراين نوع ارتباط متعامل است با اين تفاوت كه به علت وجود فاصله ونبودن ارتباط چهره به چهره عواطف انساني اصالتاً رد وبدل نمي شونداما وجود tele confrance  كه مبادله هم زمان صدا، تصوير ونوشتاررا به طورزنده امكان پذيرمي سازد ماهيت ارتباطات كامپيوتري را به ارتباطات انساني مستقيم وبي واسطه نزديك كرده است. بخصوص اينكه اخيراً شنيده مي شود

"sensor"هايي (حس گرها) دراينترنت قابل نصب هستند كه احساسات انساني را هم مبادله مي كنند.

 ·   سايبرژورناليسم :

      گرايش به سوي روزنامه نگاري سايبرورسانه هاي سايبريگ گرايش وتمايل غيرقابل انكاراست ودلايل خاص خود را نيزدارد. استقبال روزنامه هاي نوشتاري ازاينترنت نيزحاكي ازهمين روند است. كساني كه با اينترنت كارمي كنند با سه نوع روزنامه الكترونيك مواجه مي شوند؛ نوع اول فقط يك نسخه فشرده اينترنتي است، يعني نسخه اي كه شامل همه مطالب روزنامه نوشتاري نيست. نوع دوم اگرچه فقط برخي ازمطالب نسخه نوشتاري خود را دارد اما لحظه به لحظه تغييرميكند و بالاخره نوع سوم كه كادرجداگانه اي دارد وعلاوه برمطالب نسخه نوشتاري، مطالب خاص خود وسرويس هاي مستقل را نيزعرضه مي كند به اين نوع روزنامه نگاري، روزنامه نگاري سايبرژورناليسم مي گويند.

مزاياي غيرقابل انكارآن چنين اند:

     1. آزادي اززمان ومكان : زمان ومكان هردودراينترنت نابود شده اند اختلاف ساعت معني ندارد. براي روزنامه هاي سايبراين به آن معني است كه آنها لحظه به لحظه درمعرض ديد مخاطب قراردارند وبه عبارت ساعت انتشاربراي آنها كه معمولاً براي رسانه هاي نوشتاري پس ازچاپ شدن مي باشد هيچ مفهومي ندارد. علاوه برآن روزنامه هاي سايبرمشكل توزيع ندارند.

   2. نزديك بودن وبي واسطه گي : ازمزاياي ديگرروزنامه سايبراين است كه بين رسانه ومخاطب هيچ واسطه اي وجود ندارد وامكان پس فرصت لحظه به لحظه وجود دارد.

   3. تعامل يا كنش وواكنش متقابل ودوسويه : به وسيله "e-mail" بازخوردهاي مخاطبين دراسرع وقت دريافت مي شود. ورابطه اي متعامل درروزنامه سايبرايجاد مي شود.

   4. فرامتن (Hypertext) : استفاده ازاين امكان درروزنامه سايبربه معني دستيابي مخاطب به ادبيات جهاني يك واژه است. به عبارت ديگرهرواژه فرامتني امكان دستيابي شما را به تمام اسناد مربوط به آن واژه دراينترنت فراهم مي سازد. درحاليكه براثرهيچ روزنامه نوشتاري اين امكان فراهم نيست.

   5. گرافيك متحرك، موسيقي، صدا وتصوير : ازموارد فوق تنها تصويراست كه دررسانه هاي سايبر، گرافيك هاي متعدد ومتحرك تصاويرتغييريابنده، صدا وموزيك هم به كمك خبرها، مقاله ها وگزارش ها مي آيند تا تأثيرگذاري مطلب به اوج خود برسد.

    6. شخصي شدن : روزنامه هاي سايبرحتي مي توانند براي يك نفرانتشاريابند به اين معني كه شما مي توانيد به سايت مورد استفاده روزنامه اينترنتي خود دستوربدهيد كه چه نوع اطلاعاتي را دراختيارتان قراردهد وچه نوع اطلاعاتي را قرارندهد. البته چيزي كه روزنامه هاي چاپي را تهديد مي كند روزنامه هاي سايبرنمي باشند بلكه خطرازجانب سايت هاي پرقدرت نظيرياهو(yahoo) مي باشند كه با ايجاد اتصالهاي تخصصي (منابع اطلاع رسان تخصصي) خوانندگان روزنامه ها را به خود جذب مي كنند.

 براي مثال وقتي قاضي كن استار(kan starr) دراجراي كلينتون- لوينسكي گزارش مربوطه را دريك فلاپي 119059 واژه اي ريخت درعرض 48ساعت حدود 24/7 ميليون نفردرسراسرجهان ازآن ديدن كردند چيزي برابرتيراژ50 روزنامه آمريكا. يعني مشروعيتي كه ترورجان اف كندي وجنگ خليج فارس به رسانه هاي چاپي دادند، گزارش استاربه اينترنت داد شايد ازاين جهت بتوان گفت تلقي آنتوني اسميت درقبال سه انقلاب ارتباطي (خط، چاپ وكامپيوتر) تا حدودي درست بوده است ولي اوازاينترنت خبرنداشت كه چگونه انقلاب سوم يعني كامپيوترها را هم بلعيد.

     7. نسلها وكادرها : به نظرمي رسد زمان هم به نفع رسانه هاي سايبراست. جوان امروزي روزنامه خوان نيست اوبه رسانه هاي ديجيتالي به خصوص كامپيوترگره خورده است ازديگرسوي كهنسالان نيزبه تدريج ازخط خريد روزنامه ها خارج مي شوند بدون آنكه جايگزيني براي آنها پيدا شود.

انقلاب ديجيتال؛ كادرها وحتي محتواي رسانه هاي چاپي را هم غارت كرده است اين انقلاب حتي آگهي ها را ازچنگ رسانه هاي چاپي خارج كرده است.

    8. توزيع افقي وبدون سلسله مراتب : ارتباطات جمعي ازابتدا حالتي يك طرفه داشته است. ازمدلهاي ارتباطي شانون و ويوز تا نظريه هاي گلوله هاي جادويي همه وهمه جريان هايي يكطرفه بوده اند. حال آنكه دررسانه هاي سايبرگيرنده يك مشاركت گر فعال است كه مثل فرستنده درتوزيع اطلاعات شركت دارد.9

اولين روزنامه وب شده دردنيا روزنامه Mondiovision مي باشد اولين روزنامه سايبردرايران درروزجمعه 19مهرماه به همت دكتريونس شكرخواه برروي اينترنت قرارگرفت. ايشان براي اولين باردرايران روزنامه جام جم را به صورت سايبربا آدرس اينترنتي  به جهانيان عرضه داشت. به عقيده ايشان قالب سياستگذاري روزنامه سايبربا روزنامه معمولي يكي است اما چون با شهروند طرف نيست وبا كسي كه اهل كاربا شبكه واينترنت است طرف مي باشد. جنس مخاطب آن متفاوت است وفارغ ازجغرافياست. محدوديت فضا براي آن وجود ندارد. ميزان انعطاف بالاي فضاي سايبر، توليد محدود براي جمعي گسترده واينكه روزنامه نگاري سايبرميتواند درآينده به روزنامه نگاري عمومي بينجامد، ازخصوصيات روزنامه سايبرمي باشند ازنظردكترشكرخواه.10

 ·   فضاهاي مجازي (Syber Spaces) :

      محيط Chat درهرسايت باعث مي شود افرادي كه وارد فضاي اينترنت مي شوند بسته به امكانات دردسترس بتواند Voice chat، Chat مثلاً درمحيط Javo يا Chat نوشتاري را انتخاب كنند وبا ديگرافراد همزمان درسراسردنيا بحث وتبادل نظرنمايند. حذف فاصله ها ومباحثه همزمان با چندين نفربرحسب موضوعات مورد علاقه ودرصورت تمايل شنود صدا وديدن تصويرمخاطبان (Voice chat) و(Vidio chat) ازديگرتسهيلاتي است كه اينترنت براي افراد فراهم كرده است. برآورد شده سالانه جوانان ايراني مبلغي معادل 8/2ميليارد تومان Chat مي كنند. به علاوه استفاده ازاينترنت با هزينه بسياركم به جاي تلفن مزيت ديگرارتباطي اينترنت مي باشد. شما مي توانيد با ورود به هرسايتي درصورتي كه حداقل به يك زبان موجود دراينترنت مسلط باشيد دوستان زيادي را كه علاقه مند به بحث درموارد مختلف هستند براي خود يافته وe-mail واطلاعات رد وبدل كنيد وبه دين صورت فضايي مجازي كه دوستانه است وحول اشتراك يك يا چند موضوع وبحث درباره آن است ايجاد نماييد.

 تالارهاي گفتمان و((Discusioan grup اين فرصت را به فرد مي دهند حتي درصورت نبودن همزمان درپاي اينترنت به آرشيو موضوع مورد بحث مراجعه كند ويا تمام نامه هايي را كه همزمان درپاي اينترنت به آرشيو موضوع مورد بحث مراجعه كند ويا تمام نامه هايي را كه همزمان ودرطول مدت اشتراك ردوبدل شده هريك نسخه اي را دريافت كند. ودرصورت تمايل با قرارقبلي دريك مكان افراد گرد هم آمده وهمديگررا به كافه وقهوه دعوت نمايند.

درحدود 2300 گروه موضوعي وdiscusion grup فقط درايران درسايت yahoo براساس موضوعات وجنس وموارد علاقه تشكيل شده اند كه به آساني مي توان بدون شناخته شدن درآنها عضوشد وحتي بدون اينكه ديگراعضا بفهمند ازتمام مراودات بين آنها با خبرشد.

 ·   آموزش الكترونيك (e-learning) :

 نقش اينترنت درايجاد ارتباط بين مدارس، دانشگاهها ومراكزآموزش عالي وارتقاي سطح علمي آنان مسئله اي است كه به عنوان يك اصل بديهي درنهاد آموزش وپرورش ازسطح والزام وپذيرش عبوركرده ودرمقطع برنامه ريزي وطرح ريزي است.

با ورود اينترنت مقوله تعليم وتربيت هم مفهومش تغييريافته است. گسترش فن آوري پيشرفته به اين معنا نيست كه نقش معلم واستاد به عنوان يك انتقال دهنده دانش وعلم به دانشجوتغييرمي كند. اينترنت دربعد آموزشي دردومقطع مدارس ودانشگاهها مي تواند كه به كمك آموزش وپرورش بيايد. مؤسسه فني ماساچوست يا دانشگاه (MTT) به عنوان بزرگترين مؤسسه آموزشي وسردمدارنسل جديد دانشگاههاي بازيا open universities چندي پيش اعلام نمود كه قصد دارد بزرگترين مجموعه دانشگاه مجازي دنيا را احداث كند درايران هم براي اولين باردردانشگاه علم وصنعت توسط دكترجلالي شيوه آموزش ازراه دوروارد عرصه دانشگاه شد. عدم نيازبه حضورفيزيكي استاد ودانشجودريك مكان مشخص، عدم نياز به اختصاص يك مكان به ساختمان دانشگاه، كم كردن سفرهاي رفت وبرگشت به كلاس، امكان دستيابي سريع دانشجويان واساتيد به مراكزعلمي ديگردانشگاهها وكم كردن هزينه هاي جنبي سفروخوابگاه ازاثرات مثبت آموزش مجازي ياالكترونيكي مي باشد. استاد دراين شيوه تنها يك انتقال دهنده نيست بلكه نظارت وسمت وسودهي دانشجوودانش آموز را دراستفاده صحيح ازاطلاعات را برعهده مي گيرد.

اگراينترنت درمقطع مدارس به خدمت گرفته شود ودانش آموزان ازابتدا با آن آشنا شوند درمقطع دانشگاه استفاده وكنارآمدن با آن بسيارساده وعلمي تراست. درمقطع مدارس معلم به عنوان كنترل گر اطلاعات وبه عنوان صافي عمل كرده ودانش آموزان را ازاستفاده اطلاعات مصموم برحذرمي دارد. علت اينكه هنوزدرسطح مدارس ايران اين پروژه توفيقي نداشته ويا شروع نشده است اين است كه اولاً پديده جديد است. ثانياً معلمان و دانش آموزان اغلب احساس نياز نمي كنند. ثالثاً وزارت متولي برنامه اي اصولي درنظرنگرفته است. امكان مالي وسخت افزاري وتأمين امكانات رايانه اي درمدارس ايجادنشده. درصد عظيمي ازمعلمان هم با اين پديده تماس نداشته اند وآموزش نديده اند.

دراينترنت موتورهاي جستجوووصليه ها(Link)ها وجود دارند ولي اطلاعات كم فارسي دراين سايتها وعدم آشنايي دانش آموزان به زبان انگليسي مشكل را حادتركرده است. آموزش وپرورش هم بايد خود به ايجاد سايت وبرنامه هاي آموزشي كند وموتورهاي جستجوي فارسي مانند Roshd.ae.ir را كه متعلق به اين وزارت خانه مي باشد تقويت كند.

گروههاي خبري (usenet) شبكه هاي گپ زني و Chat roomها با هزينه كم برروي Serverهاي اينترنتي قابل نصب هستند.

 

IRCها و اتاقهاي گفتگويا خطوط بلادرنگ (online) به همراه صدا، تصويرومتن كه اكثراً هم رايگان است به دانش آموزان ودانشجويان كمك مي كند كه به تمام همكاران خود درايران ودنيا تماس بگيرند ومسايل علمي را به كند وكاو بگذارند.

نرم افزارهاي ساده اي چون front page express به همراه سيستم عامل ويندوزيا كمي حرفه اي ترMS front page ويا Macremedia Dream weaver كاركرد ساده اي دارند كه كمي آشنايي با windows مشكل را براي محصل حل مي كند. بايد فرهنگ سازي ازجانب معلمان ومسئولين آموزش وپرورش صورت گيرد تا دانشجوازاينترنت نامحدود استفاده صحيح وعلمي بكند.

دراين راه مسايلي وجود دارند كه پيشرفت را كند كرده اند :

   1. مشكل اقتصادي درآماده سازي زيرساختهاي فني واجتماعي وفرهنگي

   2. خطوط مخابراتي قديمي- كمبود بودجه آموزش وپرورش- كمبود سهم آموزش خانواده ها درسبد مصرفي خانواده ازاين موارد است.

عدالت آموزشي بخشي ازعدالت اجتماعي است. دردول پيشرفته براي روستائيان وكساني كه درمناطق سخت جغرافيايي هستند فراهم مي شود وامتحان خود را پس داده ونتيجه بخش هم بوده اما به نظرمي رسد وضعيت درجهتي معكوس پيش مي رود واين پديده همانند ديگرموارد مدرنيته به طور نابرابرتهران وشهرهاي بزرگ را درمي نوردد درحاليكه جلوه آنان درمناطق محروم نيازبه آينده اي دارد كه بستگي به برنامه ريزيهاي آموزش وپرورش وارتباطات وفن آوري كشوردارد.11

 

·   اينترنت و سانسور :

     هرزمان، درهرجا، وازطريق هرنوع رسانه اي اطلاع رساني صورت گيرد سانسور همنشين هميشگي آن بوده وهست. اينترنت دراين ميان با توجه به منحصربه فرد بودنش درميان ساير رسانه ها بحث سانسوردرآن فرق مي كند.

آزادي بيان موجود دراينترنت يكي ازدلايل مهم بروزواكنش ازسوي صاحبان قدرت درتقابل با اين رسانه نوين است. درواقع نهادهاي حاكم برجوامع با هدف كاهش هزينه هاي ناشي ازشفافيت اطلاعاتي كه حاصل محيط آزاد وكنترل ناپذير اينترنت است اقدام به طرح مواردي ازقبيل امنيت كودكان وكنترل مرزهاي فرهنگي ويا حفظ امنيت اطلاعاتي كشورها كرده اند. كه اين موضوع ازابعاد مختلف قابل واكاوي است.

درحال حاضربسياري ازكشورها تحت عنوان پاكسازي فضاي اينترنت حركتي را آغازكرده اندكه به شددت مورد انتقاد آزادي بيان قرارگرفته است. اين حركت كه با همكاري پليس، نهادهاي ارائه دهنده خدمات اينترنتي وسازمانهاي دولتي صورت گرفته به گفته آگاهان هدف عمده اش براي جلوگيري ازتبادل مطالب مستهجن وهرزه نگاري دراينترنت است. وشعارآنها حول جلوگيري ازاغفال كودكان ونوجوانان مي باشد. اين درحالي است كه منتقدان اين حركت جديد را بهانه اي براي سانسورپذيري وكنترل ارتباطات ايننترنتي مي دانند وباعث مي شود اينترنت هم مانند تلويزيون درحيطه نهاد قدرت وثروت درآيد. ماهيت وپيامد سانسوردراينترنت فرق مي كند چرا كه اينترنت به مخاطبان خود اين فرصت را مي دهد كه گيرنده صرف وبي اختياراطلاعات نباشند وبتوانند درفرآيند توليد وتبادل اطلاعات سهم داشته باشند. درچنين شرايطي بسياري ازنظامهاي غيردموكراتيك درفضاي آزاد وشفاف اينترنت بخش عمده اي ازاقتداروفرصتهاي خود را ازدست داده وملزم به رعايت قواعد عدالت اجتماعي مي شوند. درمقابل سانسور اينترنت دودسته وجود دارند؛ عده اي معتقدند كه حفظ امنيت وعدالت جامعه وحمايت ازگروههاي آسيب پذيرآنقدراهميت دارد كه بايد آزادي بيان موجود دراينترنت رافداي

 آن كرد. ودسته دوم موضعي تدافعي ومخالف اين گروه دارند. آمارها نشان مي دهد كه ازمجموع اطلاعات وجود دراينترنت سهم بسيارناچيزدرحدود سه دهم درصد به اطلاعات منافي اخلاق وديدگاههاي مربوط به آنارشيسم، سكس ويا خشونت اختصاص دارد. ازطرفي سازش انسان با شرايط مبتني آزادي بيان وجريان آزاد اطلاعات باعث شده تا ضريب امنيت كاربران درمواجهه با موارد سوءاستفاده ازاين محيط افزايش يافته وبه نوعي خودسانسوري درونگرا درافراد منجرشود.12

به اين ترتيب مي توان گفت گرايش شديد دولتها براي دخالت مستقيم وسركوب جريان آزاد اطلاعات مخرب وغيراخلاقي ناشي ازاصطكاك منافع آنها با آزادي بيان ودموكراسي حاكم براينترنت است. دولت انگليس اخيراً با طرح سيستم عامل جديدي موسوم به MOOT درتلاش است تا به تفتيش فعاليت كاربران اينترنتي بپردازد ودولت آمريكا هم پس از حادثه 11سپتامبرتدابيرامنيتي را دراينترنت تدارك ديده است. ولي به نظرمي رسد مناقشه بين دوطرف چالش درنهايت يك برنده داشته باشد؛ آزادي بيان وعدالت اجتماعي.

 

·   اينترنت وهكرها :

     كنجكاوي صفتي است كه درهرزمان ومكان وحالتي همراه هميشگي بشربوده وهست. يافتن معادلات بين پديده ها به طريق عقل، اقتضاي انساني است. دراثناي ارضاي همين نيازبوده كه سيرتاريخ بشرآكنده ازاكتشافات واختراعات است. گاهي اين حس به طريق ديگرنمودپيدا ميكند هرچه يك پديده يا يك سؤال جالبتر، همه گيرترومرموزترباشد افرادي كه سعي دريافتن اندرون آن هستند بيشترند اينترنت به عنوان پديده اي كه درنوع خود دريچه اي بي نظيررا درحيطه كنجكاوي بشرگشود. مهمترين مقوله علمي دهه90 ميلادي است. اينترنت به عنوان پديده اي كه دربدو ورود استيلا وتسلط بربشرايجاد نمود به سختي مورد غضب اين موجود ازخود راضي قرارگرفته است. با تأثيرات عظيمي كه برفرد وجامعه مي نهد وازآن جمله بازگشت آدمي به دوران فردگرايي وانزوا وبريدن فيزيكي ازجمع است. اولين دردسرها را ازناحيه بشركنجكاو براي خود تراشيد. هكرها يا نفوذگران اينترنت منارياني هستند كه درميدان رجزخواني اينترنت قبول دوئل نمودند وهويت اينترنت را متحول ساختند. هكرها بازيگران دوئل جالب ودر عين حال خطرناك دراينترنت عليه اينترنت هستند. بازيگراني كه با اسلحه ماوس(موشواره) ونشستن دركنج اتاق رگ وپي اينترنت را كالبدشكافي مي كنند. اصولاً چون اين افراد علاقه وتخصص شديد به اينترنت وتكنولوژي انفورماتيك دارند با اتصال به شبكه جهاني سعي دراختلال درنظم اين مجموعه دارند. حال براي مطرح كردن خود يا نفع شخصي يا ضربه زدن به ارگان، سازمان يا كشورخاصي مي باشد يا صرفاً براي سرگرمي.

الان بزرگترين معضل شبكه ها وسازمانهاي تجاري وسري ونظامي نگراني ازدستيابي هكرهاي گمنامي است كه دردورترين نقطه دنيا با كشف passwordها دسترسي به مسايل فوق سري پيدا مي كنند ودرمواردي با ريختن آنها درسايتهاي عمومي وموتورهاي جستجو تمام نقشه هاي اين سازمانها را برآب مي كنند. سازمانهاي تجاري وبانكها مورد توجه خاص هكرهاي طماع هستند. بازكردن حساب انتزاعي وغيرواقعي شخص وبرداشت پول ازحسابهاي اشخاص ومؤسسات تقريباً مورد عادي است كه هرچند وقت يك باردررسانه ها منعكس مي شود. سوءاستفاده ازكارتهاي اعتباري "credit cards" نمونه ديگري ازهنرنمايي هكرهاست. يك آمريكايي درسال97 اطلاعات 120هزاركارت را بدست آورد وبا آنها خريد كرد.

خبري چندوقت پيش درروزنامه ها منتشرشد با اين عنوان كه يك هكرگمنام انگليسي دريكي ازنقاط دورافتاده انگليس توانست به درون اسرارمحرمانه اينترنتي نفذ كند. ازآن جمله توانست e-mail صدام حسين وتمام نامه هاي اورا بخواند وي خودش گفت وقتي كلمه رمزصدام حسين را ازكامپيوترمادردردبي كه كلمه press بود بيرون كشيدم ازشادي به هوا پريدم وگفتم آقاي صدام من نامه هايت را خواندم.

خطرديگري كه ازجانب هكرها اينترنت وسايتهاي اطلاعاتي را تهديد مي كند، وارد كردن يك ويروس به چند سايت يا چند شبكه است به طوري كه اطلاع رساني را براي مدت نامحدود يا موقت مختل يا قطع كند. نكته مهمي كه هست اين است كه هكرها وآثاردخالت آنها دراينترنت زماني آشكارمي گردد كه تمام امورات انجام شده ومعمولاً طرف مورد حمله زماني كه به تمامي ضربه را خورده است به خود مي آيد ومي فهمد. البته اگرزماني طرف يك هكريك سازمان يا كشورپرنفوذ باشد به سختي مجازات خواهد شد. نمونه هاي آن مجازات هكرهايي بودند كه به اطلاعات سري سازمان اطلاعات مركزي آمريكا (CIA) وپليس فدرال (FBI) دسترسي پيدا كردند وصدها هزاردلاربه اين مؤسسات ضربه زدند البته نتيجه آن زندانهاي طولاني ومحروميت ازدستيابي به اينترنت كمترين چيزي است كه دست اين كنجكاوها را مي بوسد.

يكي ديگراز ارگانها يا سازمانها كه مورد تهديد هكرهاست مراكزنظامي وسايتهاي آنهاست اكنون كه ماهيت جنگ الترونيكي گشته وموشكهاي دوربرد وكلاهكهاي هسته اي خطر جنگ وكشتارهاي جمعي را پديد آورده دسترسي به رمزپرتاب موشكها واسرارنظامي كشورها را دررويارويي جدي نظامي وكشتارساكنان اين كشورها قرارمي دهد. وخود هكرها كه هرروزبرتعداد آنها وروشها وشگردهاي دسترسي آنان به اطلاعات سري متنوع ترمي باشد  واقعيتهاي جهان اينترنت هستند. مسئله عاقلانه اين است كه دولتها بايد آنرا قبول كنند ودرساخت خود آنها رادخالت دهند تا قوه ابتكارخود را دراختياريك نهاد رسمي قراردهند. قوه تخيل وانگشتان اين افراد ميتواند مشكلات بسياري را حل كند وراههاي جديدي را درعرصه اطلاعات پيش روي صاحبان شاهراههاي اطلاعاتي قراردهد.

 

جامعه اطلاعاتي (Information Socity) :

       اين اصطلاح حاصل ورود تكنولوژيهاي نوين اطلاع رساني واخيراً اينترنت است كه به عرصه علوم اجتماعي وانساني وارد نموده اند. ماهيت اين اصطلاح حول اين نظريه است كه امروزجوامع وقدرت مانورآنها را درعرصه هاومسايل جهاني چيزي كه تعيين مي كند ميباشد. به عباراتي كشوريا جامعه اي كه ازاين لحاظ بسيارغني باشد درسايرحوزه هاي سياسي، اقتصادي وفرهنگي سردمدارپيشرفت است. به عبارتي ديگريك بارديگرنگرش تك عليتي توسعه دهه 50 و60ميلادي كه " لرنر" ارائه داد وبه موجب آن توسعه رسانه ها عامل توسعه همه جانبه تلقي شود مي گرديد قوت مي گيرد. به تعبيري ساده ترامروزه اطلاعات يعني همه چيزواين اطلاعات وجريان مبادله آن دربستري ازجامعه صورت مي گيرد كه ماهيت جامعه كلاسيك را ندارد. يعني حضورفيزيكي افراد درساختارهاي فيزيكي با تكيه برشبكه بوروكراسي دست وپا گيروسلسله مراتب مديريت ديگررنگ باخته است.

امروزهركس مي تواند خودسازنده اطلاعات وپخش كننده ودرعين حال گيرنده وتأثيرنهنده برجريان اطلاعات باشد. ازطرفي جامعه اطلاعاتي مي تواند به يك شبكه بسياردرهم تنيده اي ازجريان مبادله اطلاعات اطلاق شود كه شكلي توده اي دارند ودريك ارتباط متعامل همدسگررا تغذيه مي كنند وبا هم ديگردرارتباطند. اين فضا كه مجازي وCyber است ازبه هم پيوستن نقاط بسياربزرگ وكوچكي درگستره اي به وسعت يك كشوريا كل جهان متصورمي شود كه پياده نمودن آن برروي نقشه فيزيكي تنها با ترسيم يك يا چند كامپيوتر(به عنوان مراكزمادر) بدون درنظرگرفتن مرزهاي جغرافيايي وذكرنام افراد امكان پذيراست. دراشاعه اين واژه " مانوئل كسنر" و" فرانك وبستر" با نوشتن جداگانه جامعه اطلاعاتي، تغييراتي را كه اطلاعات درهمه عرصه هاي حيات بشري ايجاد ميكند به نقد وبررسي مي كشند. به طوراختصارازنظر" فرانك وبستر" دركتاب جامعه اطلاعاتي ترجمه دكتراسماعيل قديمي خصوصيات جامعه اطلاعاتي چنين است: درقلمرواقتصاد با دخالت اطلاعات، اقتصاد اطلاعاتي سيماي جامعه اطلاعاتي را تشكيل داده است وسهم اطلاعات درتوليد ناخالص ملي(GNP) بيش ازسايرعناصرتوليدي نظيركاروسرمايه ومديريت است وحتي ماهيت آنها را دگرگون مي كند. تكنولوژي فكري با مركزيت رايانه برتكنولوژي ها صنعتي غلبه مي كند.

درقلمرواشتغال وازقول دانيل بل چنين فرض مي شود كه معيارشغل تعيين كننده سيماي جامعه است كه بيشترين مشاغلش را كارهاي اطلاعاتي خدماتي تشكيل مي دهد. وجه ديگراين جامعه تحت استيلا قرارگرفتن مكان وزمان توسط شبكه هاي اطلاعاتي است وبراثروقوع پديده انقباض زمان- مكان براساس تحول دروسايل وتكنولوژي اطلاعات وارتباطات است كه ساخت اقتصاد وبازاروارتباطات متحول مي شود وشكل جهاني به خود مي گيرد.

جامعه اطلاعاتي تكثيرمنابع وحق انتخاب را به ارمغان مي آورد وحريم هاي ملي سنتي وخصوصي را به چالش مي خواند. تنوع طلبي، تكثرگرايي، لذت جويي، ساختارشكني ومصرف گرايي فرهنگي به وجه غالب مصرف توليدات عمدتاً خدماتي تبديل مي شود. دراين قلمرواست كه انفجارنشانه ها وانمايي ها وپست مدرنيسم به مفهوم فرهنگي اش پديد مي آيد.

دوديدگاه نسبت به ظهورجامعه اطلاعاتي واثرات آن وجود دارد :

1. ديدگاه خوشبينانه كه پيامدهاي جامعه اطلاعاتي را توسعه اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي، افزايش رفاه اجتماعي، رشدمشاغل اطلاعاتي- مديريتي پرسود، عاقلانه ترشدن ونظريه مند شدن تصميمات فردي واجتماعي، رشدآگاهي اجتماعي، دسترسي عمومي به اطلاعات، افزايش بردباري مذهبي، فرهنگي وسياسي، تغييرماهيت كاروانعطاف پذيري تخصص هاي حرفه اي، تغييرماهيت فعاليتهاي آكادميك، افزايش تهاترفرهنگي بدون درنظرگرفتن مرزهاي جغرافيايي، حذف تبعيض هاي جنسي وطبقاتي و... مي بيند.

2. دسته اي ديگر كه ديدگاهي بدبينانه دارند ومعتقدند كه پيامدها وتهديدات جامعه اطلاعاتي ازجمله موارد زيرمي باشد :

تفاوت قايل نشدن بين اطلاعات كم ارزش وباارزش، عدم توجه به عميق ترشدن شكاف اطلاعاتي، فقرواغنيا به طبع آن شكاف طبقاتي، استيلاي نظام سرمايه داري جهاني برسايركشورها، شكل گيري محيط اطلاعات هژمونيك، رواج سطحي نگري وبي توجهي به مسايل اجتماعي، رشد بيكاري وازبين رفتن قانون حمايتي كار، افزايش نظارت، ناپايداري وانشقاق فرهنگي ومديريت اطلاعاتي با دستكاري پيام اقناع به جاي اطلاع رساني وآگاهي سازي، رشد لابي گري اقتصادي ازپيامدهاي منفي جامعه اطلاعاتي مي باشد ازنظراينان.13

جامعه اطلاعاتي هم يك فرصت است وهم يك تهديد. يك فرصت است براي كشورهايي كه با مديريت صحيح وبرنامه ريزي وبسيج فكري وعلمي نيروهاي خود، خود را با اين جريان همسوكنند. تهديد است اگربه اين جريان جواب مثبت ندهند ويا با آن مخالفت كنند يا درهمسويي با آن درنگ كنند. اثرات مخربي درهمه حوزه هاي سياسي واقتصادي واجتماعي برجاي خواهد گذاشت كه فاصله يك جامعه را با جوامع ديگرخواهد نمود. شدت سود وزيان ناشي ازفرصتها وتهديدهاي جامعه اطلاعاتي درسطح فردي دقيقاً به موقعيت فرد، هوشياري نسبت به موقعيت اجتماعي توانايي ارزيابي موقعيت ديگران وخود وتصميم گيري مبتني براطلاعات جامع وكيفي بستگي دارد. ودرسطح ملي منوط به كارآمدي وبهنگام بودن ساختارهاي اجتماعي (جامعه مندي) جايگاه دولت درنزد افكارعمومي، شدت وضعف همبستگي اجتماعي ورشد آگاهي فردي وعمومي وسرانجام قابليت رقابت با سايردولتها درعرصه بين المللي است.14

 4. درحوزه اقتصادي

 ·   خدمات الكترونيكي (e-services) :

     اولين مسئله اي كه ازاين مبحث درذهن تداعي مي كند مشكل ارباب رجوع درادارات، سازمان عريض وطويل بوروكراسي ونيرووهزينه اي كه هرساله درجهان بخصوص دركشورهاي جهان سوم به خاطرنبودتخصص، نبود تعهد، ونبود برنامه ريزي وتعريف نشدن جايگاه مراجع وكارمند درسطوح مختلف اداري مصرف مي شود مي باشد. دراين ميان مي توان با مقايسه اي ساده دريك اداره حتي كوچك قبل وبعد ازورود سيستم مكانيزه اداري ودرمراحل پيشرفته ترورود اينترنت به ابعاد خدماتي كه رايانه واينترنت درصرفه جويي ازهزينه، وقت ونيروي انساني به همراه مي آورد پي برد.

با يك مثال دركشورمان مي توانيم ابعاد مسئله را روشن كنيم؛ فرض كنيم شهرتهران 5/1 خانوارجمعيت دارد وهردوماه يكبار4تا قبض آب وبرق وتلفن وگاز به درهرمنزل ارسال شود. اگرهرشخص يا صاحب هرمنزل خيلي دقيق باشد وقبض ها با هم ارسال شوند مي تواند يكباربه بانك بيايد درغيراين صورت دويا سه بارگيرنده قبوض بايد به بانك مراجعه كند. اگر سرپرست هرخانواده يكباربه بانك برود درماه حدود دوميليون مراجع به بانك مي رود. اگرهرمراجع براي پرداخت قبوض5 دقيقه وقت كارمند را بگيرد درمجموع 10ميليون دقيقه صرف پرداخت قبوض مي شود. حال 6ميليون قبضي را كه به صورت كاغذ صادرمي شوند وعواملي را كه آنها را توزيع وتقسيم مي كنند، هزينه اي كه صرف رفت وبرگشت مي شود را در12ماه ضرب كنيد يعني حدود700ميليون برگه قبض به علاوه 12ميليون دقيقه اتلاف وقت 24ميليون دقيقه مي شود. حال اگرسيستم بانك وادارات آب وبرق وتلفن وگازديجيتال شده وازطريق اينترنت وباارسال به e-mail افراد قبض براي آنها صادرشود وآنها نيزبتوانند ازمنزل خود مستقيماً آنها را پرداخت كنند، را با يك حساب سرانگشتي حساب كنيم خواهيم ديد كه درحدود20ميليون برگ كاغذA4 ازصادرنكردن قبضهاي كاغذي براي افراد صرفه جويي مي شود. درحدود4ميليون نفرساعت وقت صرفه جويي مي شود اينها همه صرف نظرازمقدارانرژي واتلاف وقتي است كه درترافيك تهران هدرمي رود اگرشخص با ماشين هم برود اتلاف سوخت هم بايد به آن اضافه شود.

امروزه درايران درحدود75 درصد نيروي كاردربخش صنعت وخدمات مشغول به كارند كه استفاده ازاينترنت درسطوح مختلف اداري مقدارنيرووانرژي را كه براي اقتصاد كشورصرفه جويي مي كند به خوبي آشكارمي گردد. البته بخش كشاورزي هم به خوبي مي تواند ازاين فن آوري استفاده كنند. اين مثال تنها نمونه كوچكي بود ازتحول شگرفي كه اينترنت دراين بخش ايجاد مي كند. به علاوه فن آوري وساخت تجهيزات انفورماتيك اداري وتربيت نيروي متخصص(سخت افزارونرم افزار) هم خود درسطوح مختلف باعث كارآفريني وتنوع وتعدد شغلها مي شود.

صرفه جويي دروقت، درهزينه وانرژي ازبعد اقتصادي وعدم فرسايش روحي براي مردم وكاركنان، ازبين نرفتن اعتماد عمومي، نبود اصطكاك فكري، ازبين رفتن زيرميزي ورشوه به علت عدم مراجعه ارباب رجوع به صورت حضوري ازبعد روانشناختي اثرات اوليه وملموس فن آوري وخدمات ديجيتالي مي باشد.

دربعد سياسي هم كوچك شدن دولت، واگذاري آسان خدمات به بخش خصوصي، كوچك شدن كادراداري وساختمان فيزيكي بخش خدمات تنها جلوه هاي كوچكي از اثرات خدمات ديجيتال مي باشند.