منبع: باشگاه انديشه 28/11/1383

 چندي پيش مقاله‌اي در مجله‌ نيوزويك توجهم را جلب كرد: تلويزيون وسيله مناسبي براي بچه‌ها است. شايد تا قبل از اين، هيچ مقاله‌اي چنين تأسف‌بار، ژورناليسم در حال سقوط را رسوا نكرده بود.

واقعاً مايه‌ي تأسف است كه ميليون‌ها نفر سرمقاله را بدون خواندن مقاله باور كنند و يا با خواندن مقاله، مطالب آن را بپذيرند. چنين مهارتي در حذف نظريات مخالف قابل تحسين است. در حالي كه هميشه ژورناليسم را به عنوان يك عقيده پذيرفته‌ايم نه يك واقعيت، اما اكنون آشكارا به حراج گذاشتن آن را شاهد هستيم.

مقاله با اشاره به نيوزويك و واشنگتن‌پست، 9 كانال تلويزيوني را چنين معرفي مي‌كند: كانال WDIV در ديتروت، كانال KPRC در هوستون، كانال WPLG در ميامي، كانال WKMP در ارلاندو، كانال KSAT در سن آنتونيو، كانال WJXT در جكسا نويل و سيستم كابلي منطقه‌اي. مقاله از يك ركود اقتصادي سخن مي‌گويد و اميدوار است كه بتواند با چاپ تبليغات اين افت را جبران كند كه مطمئناً با چاپ اين مقاله و تبليغ برنامه‌هاي تلويزيوني به هدف خود خواهد رسيد. دو شركت رسانه‌اي و كانال‌هاي تلويزيوني نيكو دئون و ديسني در اين مقاله معرفي شده‌اند.

دكتر دانيل ائدرسون از دانشگاه ماساچوست، مشاور تبليغاتي شركت‌هايي چون MBC، CBS، يونيورسال پيكچرز، سوني، جنرال ميلز، آژانس تبليغاتي لئوبرنت، نيكلووئون و ديگر شركت‌هاي پخش مي‌باشد و مشخص نيست آيا مقاله حاضر يك گزارش مستقل است يا نمايشي از صنعت تبليغات.

مقاله مي‌گويد بچه‌ها مطالب زيادي را به سادگي از تلويزيون مي‌آموزند و ثابت مي‌كند ما شناخت كافي از آموخته‌هاي بچه‌ها از تلويزيون داريم و اينكه چه برنامه‌هايي براي بچه‌ها مضر مي‌باشد. نويسنده مقاله همه تلاش خود را به كار برده است تا به دفاع از تلويزيون، از فوائد برنامه‌هاي آن براي بچه‌ها سخن بگويد. واقعيت اين است كه مقاله با چاپ عكس يك كودك نوپا، فوايد تلويزيون را براي گروه سني زير 3 سال توضيح مي‌دهد. آكادمي پزشكان متخصص اطفال در آمريكا (AAP) نگراني خود را در مورد تأثير رو به رشد برنامه‌هاي تلويزيوني بر كودكان كمتر از 2 سال ابراز مي‌دارد و به طور جدي با برنامه‌هاي مخصوص اين گروه سني و نمايش آنها مخالف است. اين آكادمي تأكيد مي‌كند كه تلويزيون مي‌تواند ارتباط ميان كودكان، نوجوانان و جوانان با والدين‌شان را كمرنگ كند، در ضمن آنها را نسبت به فعاليت‌هايي نظير مطالعه، گوش كردن به موسيقي و بازي بي‌تفاوت سازد يعني همه آن چيزهايي كه براي رشد طبيعي آنان ضروري مي‌باشد.

به بيان دقيق‌تر، AAP اعلام مي‌دارد: «پزشكان اطفال بايد والدين‌شان را تشويق كنند تا نگذارند بچه‌هاي زير 2 سال برنامه‌هاي تلويزيوني را ببينند. تحقيقات اخير در مورد رشد مغز نشان مي‌دهد كه اطفال و كودكان نياز حياتي به ارتباط مستقيم با والدين‌شان و نيز مراقبت‌هاي ويژه آنان دارند كه براي رشد و سلامت فكري و كسب مهارت‌هاي لازم اجتماعي ضروري مي‌باشد. بنابراين بايد مانع از اين شد كه بچه‌ها وقت خود را با تماشاي تلويزيون بيهوده بگذرانند.

AAP توصيه مي‌كند كه بچه‌هاي بالاي 2 سال، يك يا دو ساعت در روز تلويزيون ببينند. برنامه‌ها بايد عاري از خشونت باشد و موجب ترويج فرهنگ ارتباطي صحيح باشد. حد متوسط استفاده از تلويزيون توسط كودكان 3 ساعت در روز يا 21 ساعت در هفته مي‌باشد كه تقريباً 20 درصد ساعت بيداري بچه‌ها را شامل مي‌شود و جزء اوقات بازي كردن و تماشاي فيلم‌ها و بازي‌هاي ويدئويي نمي‌باشد.

برنامه‌هاي تلويزيوني تنها عامل نگراني والدين نيستند بلكه برنامه‌هاي تبليغاتي نيز از نگراني‌هاي عمده‌ي آنان به شمار مي‌روند. يك نوجوان تا زمان فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان حدود 360 هزار برنامه تبليغاتي مي‌بيند. به گفته AAP تبليغاتي كه كودكان را به طور مستقيم مورد خطاب قرار مي‌دهد اساساً فريبنده است و به خصوص بچه‌هاي زير 8 سال را بيشتر تحت تأثير قرار مي‌دهد، زيرا بچه‌هاي زير 8 سال نمي‌تواند مفهوم واقعي تبليغات را درك كنند و شعارهاي تبليغاتي را به عنوان يك حقيقت باور مي‌كنند.

يكي از شعارهاي تبليغاتي كه دختران كم سن آن را باور دارند اين است كه لاغري زيبايي است. 31 درصد دختران 9 ساله فكر مي‌كنند بيش از حد چاق هستند و 11 درصد دختران 8 ساله تحت رژيم لاغري قرار دارند. «بنياد خانوادگي كيسر» اخيراً دريافته است كه دختران نوجواني كه اكثر آنها 20 ساعت در هفته تلويزيون مي‌بينند زنان بسيار لاغر (به طور مثال، الي مكبيل) را الگوي خود قرار مي‌دهند. در حالي كه يك زن آمريكايي به طور متوسط 5 فوت در و 4 اينچ قد و 142 پوند وزن دارد اما مدل نمونه 5 فوت و 9 اينچ قد و 110 پوند وزن دارد. حداقل 15 درصد از رقباي ملكه زيبايي آمريكا كم‌وزن‌تر از حد طبيعي هستند.

از آنجا كه تلويزيون موجب نوعي تنبلي و كم‌كاري در جوانان و نوجوانان مي‌شود يكي از عوامل مهم چاقي محسوب مي‌شود. 25 درصد بچه‌ها اضافه وزن دارند و تعداد بچه‌هاي چاق 6 تا 17 ساله از سال 1968 دو برابر شده است. بين سال‌هاي 1982 و 1994 ميزان ديابت نوع دوم، ديابتي كه ارتباط نزديكي با چاقي دارد، در بين بچه‌ها چهار برابر شده است. چاقي جوانان معمولاً از زمان كودكي شروع مي‌شود. در سال 1999 مجله پزشكي آمريكا چاقي را نوعي اپيدمي معرفي كرد.

در 30 سال گذشته شاهد افزايش 25 درصدي اين پديده بوديم و بين سال‌هاي 1991 تا 1998 بدون استثنا اين پديده در تمامي گروه‌هاي سني، جنسي و طبقات اجتماعي و اقتصادي روند رو به افزايش داشته است.

به علاوه، برخلاف تبليغات زيبايي زنان، يك تماشاگر جوان سالانه به طور متوسط در معرض نمايش 14000 تبليغ جنسي قرار مي‌گيرد. تنها تعداد كمي از اين برنامه‌ها تصوير درستي از رفتار جنسي مناسب يا اطلاعات صحيحي درباره كنترل زاد و ولد، خويشتنداري، خطر حاملگي و انتقال بيماري‌هاي مقاربتي را نشان مي‌دهند.

گويي مسائل چاقي، ديابت، بي‌اشتهايي و پراشتهايي خطرات جدي به حساب نمي‌آيند. مطالعات و بررسي‌ها نشان مي‌دهد برنامه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيوني به نوعي مسموميت فكري ايجاد مي‌كند. هزاران مقاله و بررسي علمي ثابت كرده است كه نمايش بيش از حد خشونت رسانه‌اي، خطر رفتارهاي پرخاشگرانه را در كودكان و نوجوانان افزايش مي‌دهد و حساسيت آنها را نسبت به خشونت از بين مي‌برند و آنها باور مي‌كنند كه دنيا محل خطرآفريني است. به علاوه خبرهاي مربوط به بمب‌گذاري‌ها، بلاياي طبيعي، قتل و ديگر جنايات وحشيانه ذهنيت جوانان را درگير مي‌سازد.

مجله تازه‌هاي علمي چاپ 29 مارس 2002 مقالاتي را به چاپ رساند كه نوعي ارتباط ميان تماشاي تلويزيون و اعمال خشونت را اثبات مي‌كند. بررسي آماري به عمل آمده از 700 جوان 16 ساله نشان مي‌دهد كه «تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني ارتباط مستقيم با رفتارهاي پرخاشگرانه در سنين نوجواني و بلوغ دارد». از بين جوانان 14 ساله‌اي كه كمتر از يك ساعت در روز تلويزيون تماشا مي‌كردند تنها 7/5 درصد آنان تا سنين 16 تا 22 سالگي درگير كارهاي خشونت‌آميز مي‌شدند. در مقابل، 5/22 درصد يك تا سه ساعت در روز و 2/45 درصد از مردان و 7/12 درصد زنان بيش از 3 ساعت در روز تلويزيون مي‌ديدند. رفتارهاي خشونت‌آميز شامل زد و خورد، پرخاشگري، درگيري فيزيكي، تجاوز، سرقت و استفاده از اسلحه براي عمليات تبهكاري مي‌باشد.

برخي از كارشناسان معتقدند كه 25 تا 50 درصد اعمال خشونت‌بار در جامعه به خاطر فرهنگ خشونتي است كه تلويزيون و صنعت فيلمسازي منتقل مي‌كند. آنها پيش‌بيني مي‌كنند كه اين فرهنگ مرتباً در حال گسترش است. دكتر ديويد پرل، رئيس مركز تحقيقات رفتارشناسي در مؤسسات سلامتي روحي گزارش مي‌كند كه ارتباط منطقي ميان تماشاي برنامه‌هاي خشونت‌آميز تلويزيوني و رفتارهاي خشن وجود دارد. وي بر اساس مطالعاتي كه در نيويورك انجام داده است اظهار مي‌دارد «خشونت يك جوان در سن 19 سالگي ناشي از تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني در سن 8 سالگي‌اش مي‌باشد». جواناني كه سرگرمي‌هاي خشونت‌بار زيادي داشتند 150 درصد بيشتر از جواناني كه در همان سطح ولي سرگرمي‌هاي كمتري داشتند به مجازات محكوم شدند. ديويد ساچر، جراح عمومي سابق آمريكا در گزارشي مربوط به سال 2000 خاطر نشان مي‌كند كه برنامه‌هاي تلويزيوني و بازي‌هاي ويدئويي در سلامت رفتار عموم تأثيرگذار است و مشاهده تبليغات مكرر سرگرمي‌هاي خشونت‌آميز طي دوران كودكي موجب بروز رفتارهاي خشن در دوران جواني مي‌شود.

انجمن روانشناسي آمريكا (APA) اشاره مي‌كند، بچه‌هايي كه مرتباً شاهد صحنه‌هاي خشن تلويزيوني هستند افرادي ترسوتر و بي‌اعتمادتر نسبت به دنيا مي‌باشند و زماني كه شاهد درگيري يا رفتار مخربي باشند كمتر دخالت كرده يا كمك مي‌كنند. آمار به دست آمده از گزارش لس‌آنجلس تايمز نشان مي‌دهد كه 91 درصد بچه‌ها از تماشاي برنامه‌هاي خشن تلويزيوني احساس ترس و نگراني پيدا مي‌كنند. بررسي دانشگاه پنسيلوانيا نشان مي‌دهد كه برنامه‌هاي تلويزيوني مخصوص بچه‌ها در هر ساعت 20 نوع عمليات خشونت‌بار را به نمايش مي‌گذارد. به گزارش APA بعد از تماشاي اين برنامه‌ها، تمايل به بروز خشونت بيشتر مي‌شود و بچه‌هايي كه دائماً در معرض تأثير چنين نمايش‌هايي هستند تمايل بيشتري نسبت به صدمه زدن، جر و بحث كردن، رها كردن نيمه تمام كار و ناشكيبايي از خود نشان مي‌دهند.

مركز مشاوره خانواده‌ي دانشگاه ييل نشان مي‌دهد كه هر چه تماشاي تلويزيون بيشتر شود قدرت تخيل كاهش مي‌يابد. مهارت‌هاي پيچيده زبان و گرامر ارتباط مستقيم با بازي‌هاي تخيلي دارد و بچه‌هايي كه به بازي‌هاي خيالي مي‌پردازند صبورتر، صلح‌جوتر، بردبارتر و شادتر هستند. اگر بازي‌هاي تخيلي بچه‌هاي خود را كه كمتر تلويزيون مي‌ديدند به ياد بياوريم متوجه اين موضوع مي‌شويم.

ژوزف شيلتون پيرس، نويسنده كتاب «بچه شگفت‌انگيز» و اخيراً كتاب «شناخت ابعاد خارق‌العاده بودن» مي‌گويد كه بچه‌ها در زمان خود نياز به بازي و تخيل دارند و تماشاي بي‌موقع تلويزيون قوه ابتكار آنها را از بين مي‌برد.

پل مك لين، رئيس سابق مؤسسات ملي سلامتي رفتار و انديشه اظهار مي‌دارد در دوران كودكي هرگز بي‌توجه و غافل نبوديم بلكه هميشه از هر سه بخش مغزمان يعني بخش رشد جسمي، رشد فكري و رشد خلاقيت‌ها استفاده مي‌كرديم. اطلاعات جهان خارج ابتدا به بخش رشد جسماني و سپس رشد خلاقيت‌ها منتقل مي‌شود.

مجموع سه بخش مغز قدرت تخيل را مي‌سازد. بخش اول و دوم به طور طبيعي تصور و تخيل را به عنوان يك حقيقت مي‌پذيرد و صدها هزار ارتباط عصبي در نيم ثانيه كه ما چيزي را حس كرده و آن را شناسايي مي‌كنيم، ارتباط لازم را برقرار مي‌سازند. زماني كه اين پروسه اتفاق مي‌افتد قبلاً يك حس تجربي داشته‌ايم.

بنابراين وقتي بچه‌هاي ما حوادث ناراحت‌كننده يا حتي نمايش حيوانات را مي‌بينند سيستم عصبي آنها تحريك شده و آنچه ديده‌اند را به عنوان يك موضوع واقعي ثبت مي‌كنند. تلويزيون آنها را در يك وضعيت تحريك‌ دائمي نگه مي‌دارد و حتي آنها را وادار به تشريح هورموني و در نتيجه درگيري مي‌كند. اين مسأله تا زماني كه تلويزيون خاموش است و تخيلات درك مي‌شوند مشكل‌ساز نخواهد بود.

بسياري از اوليا خبر مي‌دهند كه فرزندان‌شان بيش از حد پيگير برنامه‌هاي تلويزيوني هستند. عدم فعاليت و ترشحات هورموني، فعاليت‌هاي ديگري را براي تكميل تجربه حس آنها افزايش مي‌دهد.

اين موضوع كه تلويزيون وسيله مفيدي براي بچه‌ها است، صحت ندارد. در مقاله آمده است كه مشاوران برنامه‌هاي تلويزيوني از بين فارغ‌التحصيلان روانشناسي كودك انتخاب مي‌شوند اما گويا عملاً پيشنهادهاي آنها براي برنامه‌ريزي به كار گرفته نمي‌شود و هدف آنها در جذب هر چه بيشتر كودكان به تماشاي تلويزيون خلاصه مي‌شود.

به زعم اعتراض مكرر والدين، پزشكان و روانپزشكان، تلاش‌هاي زيادي براي جذب بيننده زير 3 سال صورت مي‌گيرد.

اين مقاله همچنين ثابت مي‌كرد كه بچه‌ها مطالب زيادي از تلويزيون ياد مي‌گيرند. اين ادعا مطلب تازه‌اي نيست. قبلاً هم آن را مي‌دانستيم اما اين موضوع بايد قبل از اينكه موجب خشنودي ما گردد ما را نسبت به موضوع محتاط‌تر سازد. در مقاله آمده است كه تلويزيون براي بچه‌هاي زير 3 سال نوعي آرامش ايجاد مي‌كند كه در اين مورد مي‌توان گفت بيش از حد مبالغه كرده است. چرا مجله‌اي مانند نيوزويك چنين فريبكارانه عمل مي‌كند.

نتيجه تحقيق ديگري كه در اين مقاله آمده بود، دست‌اندركاران صنعت تلويزيون را به وحشت مي‌اندازد. طبق اين تحقيق 22 درصد والدين مي‌خواهند از شر تلويزيون رها شوند و 93 درصد فكر مي‌كنند نمايش‌هاي تلويزيون «right» ميانه‌روتر و مناسب‌تر است. اين ارقام به وضوح نشانگر اين است كه بازار بينندگان تلويزيوني در حال ركود مي‌باشد.

سرمقاله‌هاي جنجالي، تحقيقات نادرست و كارشناسان مشكوك حتي حرفه پزشكي همگي براي حفظ اين صنعت به كار گرفته مي‌شوند. در واقع ما مي‌خواهيم تمام فريب‌كاري‌هاي اين صنعت دورانداختني را كه در دهه 1990 هزينه‌هاي گزافي را در برداشت، افشا كنيم. درست همين امسال برنامه‌اي را ديدم كه حق انتخاب آزاد و روش‌هاي تربيتي را زير سؤال مي‌برد. در حالي كه مطبوعات با اطلاعات نادرست درباره‌ي زايمان‌هاي طبيعي بعد از سزارين، زايمان‌هاي خانگي و شير دادن به نوزاد را نوعي تهديد سلامتي معرفي مي‌كند، همزمان سزارين‌ها، واكسيناسيون‌ها در كنار برنامه‌هاي تلويزيوني به عنوان عامل بي‌خطر و حتي سودمند معرفي مي‌شدند. در تمامي موارد انتقال اطلاعات نادرست به مردم موجب ترس و نگراني آنها شده است. متأسفانه انحصاري شدن رسانه‌ها موجب بي‌اعتمادي مردم نسبت به آنها شده است.

مقاله نيويوزيك نشان مي‌دهد كه مطبوعات طي 10 سال گذشته به نوعي، سليقه‌اي عمل كرده‌اند و علائق مديران تبليغاتي بر علائق خوانندگان اولويت داشته است. هم اكنون لازم است سياستي اتخاذ شود تا رسانه‌ها را ملزم به اجراي مقررات خاصي نمايد. بهترين تعريف از تنگناي رسانه‌هاي فعلي را مي‌توان در كتاب «رسانه‌هاي قوي، دموكراسي ضعيف» اثر رابرت مك چسني يافت. تلويزيون ابزاري است كه تبليغ‌كنندگان با استفاده از آن هر چه بيشتر اختيار زندگي فرزندان را در دست مي‌گيرند. شما مي‌توانيد با محدود كردن فرزندتان در استفاده از تلويزيون وقت بيشتري را با آنها بگذرانيد و از اين طريق، تأثيرگذاري سوداگران را كاهش دهيد. جهت كسب اطلاعات بيشتر نسبت به تأثيرات سوءبرنامه‌هاي تلويزيوني مي‌توانيد از دو شبكه زير استفاده كنيد:

www.Commercialalert.Org

www.Turnofftv.Org

نکته : تلويزيون رسانه كودكان