ويژگيهاي روانشناختي رهبري در شوراهاي اسلامي شهر و روستا
مقدمه
بسياري از مردم و بعضي ازرهبران مشهورسياسي ، رهبر را كساني مي دانند كه بتوانند مردم وپيروان خود رافريب بدهند ، كنترل كنند وبه اطاعت وادارند . درحاليكه يك رهبر خوب بايد راه ورسم نفوذ درمردم ، شكل دادن به مردم وتغيير دادن آنها راياد بگيرد . رئيس يا رهبري كه به زور وقدرت برپيروان خود تأثير مي گذارد ، رئيس نيست . رئيس اگرچه يك نوع قدرتمندي است ولي قدرتي است كه دركنار مردم وساير اعضاء است نه بالاي سرآنها ، به عبارت ديگر بايد بين رئيس واعضاء يك رابطه دو طرفه وجود داشته باشد دراين مقاله مي خواهيم به اين موضوع بپردازيم كه يك عضو شوراي اسلامي شهروروستا بايد از چه ويژگيهايي برخوردار باشدتا به عنوان رئيس شورا انتخاب و بتواند هم درجهت اهداف شورا و شهرداري و منفعت مردم گام بردارد وهم بتواند يك جو همدلي وصميميت بين اعضاء شورا برقرارنمايد وازتمام توانائيهاواستعدادهاي سايراعضاء ومردم استفاده ببرد . البته اين هدف زماني محقق خواهد شد كه مردم از آگاهي لازم در انتخاب اعضاي شورا برخوردار باشند .
در يك پرسش كه از اعضاي شوراهاي اسلامي شهرهاي استان اصفهان به عمل آمد آنها ملاكها و ويژگيهاي رئيس شورا را در يك جمعبندي كلي اينگونه بيان نمودند: رئيس شورا بايد متعهد ، مسئوليت پذير ، با صداقت ، داراي تحصيلات عالي ، مطلع از شهر ، داراي وقت كافي ، مسلط بر قوانين و مقررات شورا و شهرداري ، پشتكار و جديت ، داراي نفوذ اجتماعي ، مقبوليت بين اعضا ، پذيرش اجتماعي ، توان مديريتي ، محور وحدت ، آراء بالا ، تقوا و دينداري ، تجربه ، تخصص ، نظم در امور ، شجاع و نترس ، مردم دار ، غير مادي ، مسن ، التزام عملي به احكام اسلام و نظام ، عدالت ، دلسوزي ، خوي شورايي ، راز داري ، تكريم ارباب رجوع ، تعامل و با گذشت ، داراي روحيه مشاركت پذيري ، متواضع ، خدمت گذار و امانتدار باشد تا بتواند در مسند رئيس شورا در جهت اهداف شورا و شهرداري قدم بردارد .
-
تعريف
رهبر يك صفت ارثي وفطري نيست ، بلكه رهبري ( Ledership) يك نوع تعامل (Intertion) اجتماعي تخصصي ويك فرآيند دوجانبه ، تبادلي وگاهي تحول سازاست كه طي آن يك همكاريا عضو اجازه مي يابد ضمن تاثير گذاري برسايراعضاء ومردم ، به آنها انگيزه بدهد تا به هدفهاي گروهي وفردي خويش برسد ، بنابراين :
الف : رئيس شورا يك فرايند دو جانبه است كه درآن رئيس شورا و اعضاء شورا ومردم درآن دخالت دارند واين رئيس شورا نيست كه براعضاي شورا يا مردم تاثير مي گذارد چرا كه رابطه رئيس شورا واعضاء شورا يك رابطه متقابل است هرچند درفرآيند رهبري ، رئيس شورا بيشترين تاثير را بر اعضاء شورا ومردم دارد ولي بايد تاثيرمتقابل رئيس شورا واعضاي وهمچنين مردم مورد توجه قرارگيرد . تاثير گذاري به منظور نيل به اهداف است كه عموماً جنبه عمومي دارد .
ب : رهبري و رئيس شورا يك مبادله اجتماعي ويك فرآيند تبادلي است يعني اينكه رئيس شورا و اعضاء شورا بايد دريك جو صميمي وهمدلي ، همكاري كنند وبراي افزايش و پيشرفت اهداف مشترك خود ومردم با هم مبادله افكار ، انرژي ومهارت نمايند .
ج : رئيس شورا بايد تحول سازباشد يعني بايد انگيزه ، اعتماد ورضايت سايراعضاي شورا ومردم را با متحد كردن آنان وتغيير دادن باورها وارزشها ونيازهاي آنان با توجه به اهداف ومسئوليتهاوماموريت ها بالا ببرد .
د : رئيس شورابايد به دنبال اعمال نفوذدرساير اعضاء ومردم توأم با همكاري باشد نه اعمال قدرت صرف ، و به اين نكته توجه نمايد كه دريك شوراي 3 ، 5 ، 7 ،9 ،11 نفره ويا بيشتر اين تعدادي ازاعضاء شورا يا تمام آنها بوده اند كه حق رئيس شورا را با اراده خود به وي تفويض كرده اند .
ه : رئيس شوراي درشورا يك فرايند انطباقي وهدفمنداست كه ساير اعضاء رابه سوي تحقق هدفهاي شخصي وگروهي رهنمون مي نمايد وبه آنها انگيزه مي دهد .
بررسيهاي بعمل آمده نشان مي دهد كه مردم نفوذ خيلي زيادي براي روساي شوراهاي شهر وروستا قايل هستند نيم نگاهي به گفتگوهاي مردم درخصوص انجمن شهر و شوراهاي روستايي قديم گويايي اين مطلب است هركجا كه روستايي ازجهاتي پيشرفت ننموده ويا ازامكانات خاصي برخوردارنيست تيرسخن روانه شورا ويا كسانيكه به نحوي درمداخلات عمومي شهروروستا دخيل بوده اند مي شود . به هرحال پذيرفته اند كه بايد كسي باشد كه زمام امورمردم را به دست گيرد وبا همكاري وهمدلي آنان به اهداف گروهي وعمومي دست يافت . لذاجاي هيچ شك وترديدي باقي نمي ماند كه بايد اين مسند حكومت محلي رابه دست فردي سپرد كه علاوه براينكه داراي يك سري ويژگيهاي عمومي است بايد صاحب ويژگيهاي شخصيتي ، جمعيت شناختي و اخلاقي نيزبرخوردار باشد .
لذا درادامه مقاله به ويژگيهاي شخصيتي كه يك عضو شورا بايد داشته باشد تا ساير اعضاء بتوانند وي را به عنوان رئيس انتخاب نمايند خواهيم پرداخت :
-
ويژگيهاي عمومي
گروه مطالعات دانشگاه ايالتي اوهايو Ohio stafe ابعادي رابراي كسي كه قصد دارد راهنمايي ورهبري گروهي رابرعهده بگيرد برشمرده است كه اعضاء شوراهاي اسلامي بايد هنگام انتخاب رئيس شورا ازنظر روانشناختي به مسائل زير توجه ويژه نمايند .
1- آغاز گري Initiation فراواني ايجاد ، تسهيل يا مقاومت دربرابرانديشه وفكرهاي نو ، بتواند راهكارهاي متفاوت را بررسي نمايد و دربرابر صاحبان انديشه وايده هاي خلاق ، هم قدرت تجزيه وتحليل داشته باشد وهم قدرت تشخيص . همچنين ارتباط خود با اعضاء گروه و مردم را مشخص نمايد و در جهت برقرار ساختن الگوهاي مشخص سازمان دهي شده وحركت دادن اعضاء و توده مردم به سوي اهداف تعيين شده كوشش نمايد . يعني :
- نگرشهاي خود را براي اعضاء ومردم به طور روشن وصريح بيان نمايد .
- بانرمي ولطافت باسايراعضاء ومردم برخورد نمايد .
- ازكاركردهاي ضعيف انتقاد نمايد و راهكارهاي عملي ارائه نمايد .
- به شيوه اي ارتباط برقرار نمايد كه مورد سئوال قرارنگيرد
- سايراعضاء رابه كارهاي مشخص ومعيني بگمارد و از نظر و ايدههاي نخبگان استفاده نمايد .
- بدون برنامه و طرح وارد مسائل نشود
- در حيطه مسئوليت ها و وظايف ، استانداردهاي مشخص را رعايت نمايد .
- آگاهي لازم را ازمسائل ومشكلات داشته باشد ودراولويت بنديها ،ضرب الاجلها را مورد تاكيد قرار دهد .
- نظارت دقيق بررعايت قوائد ومقررات واستانداردها داشته باشد .
- ازافراد ومردم درحد ظرفيت وتوانشان كمك بگيرد .
2- درآميختن membership فراواني اختلاط رئيس شورا باساير اعضاء ومردم ،رئيس شورابايد بتواند درمباحث وگفتگوهاي گروهي وفردي اعضاء ومردم شركت نمايد . و قدرت تاثير گذاري وتاثيرپذيري داشته باشد رئيس شورابايد اطلاعات وپيشنهادات لازم را از اعضاء شورا وكميسيونهاي مختلف مردم اخذ نمايد ودرمورد مسئله تصميم گيري نمايد .
3- نمايندگي Representotion فراواني دفعاتي كه يك رهبر يا رئيس از گروه يا مردم در برابر حمله ها ومسائل ، دفاع مي كند و علايق گروهي را پيش مي برد وازجانب آنها دست به عمل مي زند .
4- يكپارچگي ويكپارچه شدن Integration فراواني دفعاتي كه يك رئيس رفتار خود را فرعي مي داند جو گروهي خوشايند را تشويق ميكند ، تعارض بين اعضاء راكاهش مي دهد وسازگاري فردي با گروه را ترفيع مي بخشد رئيس شورا بايد توانايي اين را داشته باشد كه اولاً يك جو صميميت ويكپارچه شدن دراعضاء برقرار كندودرعين حاليكه ازنظرات وايده هاي تك تك اعضاء استفاده مي نمايد يك جمع بندي كلي وجامع از نظرات داشته باشد كه هم شامل ايده ها باشد و هم بتواند اهداف عمومي شورا و مردم را برآورده سازد يعني بايد سايراعضاء ومردم رابرانگيزاند كه به طور مستقل فكر كنند ودرجهت منافع عمومي و شهر حركت نمايند .
5- سازماندهي Organization آن فراواني دفعاتي كه رهبر كارخود را سازمان ميدهد كارساير اعضاء را نظم مي بخشد وروابط بين اعضاء را درارتباط با عملكرد آنها تنظيم مي كند . رئيس شورا بايدقدرت وتوانايي اين را داشته باشد كه هماهنگي وانسجام لازم را ميان سايراعضاء شورا وهمچنين پويايي لازم را بين اقشارمردم به وجود آورد وروحيه افراد شورا را در بالاترين حد ممكن حفظ نمايد و ناهماهنگي هاي بين اعضاء شورا ، مردم ، طبقات ، محله ها ونقاط مختلف شهر را در حد ممكن بر طرف نمايد و با بالا نگه داشتن اخلاقيات ، اعتقادات ، تغيير نگرش ها وباورهاي غيرمنطقي وغلط ازهرگونه تضاد ودرگيري جلوگيري نمايد . وبطور كلي رئيس شورا با برنامه ريزي درست ميتواند تعامل بين شورا و مردم راايجاد نمايد .
6- تسلط Domination فراواني دفعاتيكه رهبر ، گروه را ازعمل يا تصميم گيري يا بيان عقيده باز مي دارد . رئيس شورا بايد از اين مهارت وتخصص برخوردار باشد كه مانع تصميم گيري و عمل نادرست وناصواب باشد . به عبارت ديگررئيس شورا بايد درك وفهم صحيحي ازمسائل داشته باشد تا بتواند تصميم درست اتخاذ نمايد . روساي شوراهابايد بتوانند اطلاعات لازم را از اعضاء شورا ومردم جمع آوري نمايند و بابيان مسئله آشنايي پيدا نمايند وخود واعضاء شورا به اظهار نظر درخصوص مسئله بپردازند وپس ازتجزيه وتحليل وتفسيراطلاعات ، رئيس شورا نسبت به عقايد سايراعضاء وكمتيه هاي تخصصي واكنش نشان دهد وبا تبيين اطلاعات وتبادل نظر به يك نگرش و بينش مشترك درباره موضوع يا موقعيت دست پيدا نمايد ودرمرحله بعد رئيس شورا با تسلط خود بر موضوع وموقعيت ، تصميم گيري نمايد . ونهايتاً تلاش عملياتي جهت اجراي تصميم بعمل آورد .
7- مبادله پيام Communication فراواني دفعاتي كه يك رئيس براي اعضاء خود اطلاعات فراهم مي نمايد به عبارت ديگر هم خوراك فكري مي دهد و هم ازآنها كمك فكري مي گيرد . و ازآخرين اطلاعات واكتشافات مورد نظر و تخصصي درحد امكان مطلع باشد .
8- وجهه Recognition فراواني دفعاتي كه رئيس يا رهبر به رفتارهايي كه بيانگرتائيد يا عدم تائيد اعضاء گروه است ، مي پردازد . رئيس شورا بايد نسبت به رفتارها و عقيده ها و اظهار نظر هاي گروه عكس العمل نشان بدهد . در مواقعه اي كه خلاف قوانين و مقررات و منافع عمومي است تذكر بدهد و زمانيكه ايده ها و عقائد در جهت اهداف شورا و منافع عمومي است تشويق نمايد .
9- مولد بودن production مواردي كه يك رهبرسطح پيشرفت يا كوشش رامشخص ميكند ويا اعضاء رابه كوشش وپيشرفت بيشتر تهييج مي نمايد . رئيس شورا بايد نيروي محركه اعضاي شورا و مردم باشد ، بايد در بين اعضا انرژي و روح تازه تزريق نمايد و با سياست تشويق و تنبيه و ترغيب اعضاي شورا را جهت حركت به سوي اهداف متعالي ، هدايت و راهنمايي نمايد .
-
ويژگيهاي شخصيتي
بارون ، بايرن (Baron , Byrne ) در تحقيقي در سال 1997 به نتايج زير جهت صفات رهبري دست يافتند .
الف ) كشاننده : رئيس شورا بايد از ويژگيهاي ميل به پيشرفت ، بلند پروازي ، انرژي زياد ، پيگيري و اصرار بر امور و ابتكار عمل برخوردار باشد .
ب ) صداقت و درستي : ( Honesty and integrity ) رئيس شورا بايد از قابليت اعتماد زياد در اعمال مسئوليت ها و شخصيت باثبات برخوردار باشد و بصورت باز عمل نمايد و صداقت و راستي در پندار ، گفتار ، و كردارشنمايان باشد .
ج) انگيزه ي رهبري : (Leadership Motive ) در وجود يك رئيس شورا بايد ميل به تاثير گذاري بر ديگران و اعضاء شورا ، براي نيل به اهداف مشترك وجود داشته باشد . به عبارت ديگر انگيزه دروني و بيروني رئيس شوراست كه وي را به حركت وا ميدارد و با عشق و علاقه در جهت اهداف شورا حركت ميكند و پافشاري مي نمايد .
د ) اعتماد به نفس : (self esteem ) رئيس شورا بايد از اعتماد به نفس بالايي برخوردارباشد تا بتواند در ديگران تاثير بگذارد و با گامهايي بلند و استوار حركت نمايد . رئيس شورا بايد نسبت به خود احساس ارزشمند بودن داشته باشد تا اعضاء شورا و مردم براي وي ارزش قائل شوند . رئيس شورا زماني مي تواند با موقعيتهاي اجتماعي كنار آيد و در اظهار عقيده و نظرات خود آسوده خاطر باشد كه از عزت نفس بالايي برخوردارباشد و اگر داراي عزت نفس پاييني باشد احساس بي ارزشي نموده و اين امر را به ساير جريانها از جمله محيط كاري ، زندگي ، و مسائل اجتماعي تعميم داده و در عملكرد خود ترديد و دودلي از خود نشان ميدهد و در نتيجه شورا در تصميم گيريها دچار مشكل خواهد شد .
رئيس شورا اگر از عزت نفس و اعتماد به نفس بالايي برخوردار باشد مي تواند مستقل عمل نمايد ، مسئوليت پذير باشد ، و به پيشرفتهاي شورا و مردم افتخار نمايد و در نتيجه :
- براي رسيدن به هدفهاي مطلوب شورا با مشكلات به مبارزه برمي خيزد
- عاطفه متناسب با موقعيت هاي شورا و مردم از خود نشان مي دهد
- ناكاميهايي را كه در شورا و مردم با آن مواجه مي شود به خوبي تحمل مي كند
- نقاط ضعف و قوت خود و ساير اعضارا اولا" به خوبي شناسايي و درك كرده و مي پذيرد و ثانيا" در جهت رفع آنها اقدام مي نمايد
- رهبر يا رئيس شورا بايد در جهت رشد خودشكوفايي Self Actualization و تحقق خويشتن قدم بردارد . و استعداد هاي بالقوه خود را به فعل در آورد تا بتواند :
1. نوعي پذيرش نسبت به خود و ساير اعضاء شورا و مردم داشته باشد
2. نوعي خود انگيختگي ( Spontaneity ) ، سادگي و طبيعي بودن در رفتارش هويدا گردد
3. ديدي باز نسبت به مسائل و مشكلات شهر و شورا پيدا نموده و در حل مسائل و مشكلات دريك چهار چوب كلي نه جزيي ، جهاني و محله اي نه محدود و با افق زماني طولاني برخورد نمايد تا در سايه اين نوع نگرش ، نوعي آرامش خاطر و عدم نگراني درساير اعضاء شورا و كميسيون هاي مختلف حاكم گردد
4. نياز به خلوت و تنهايي در خود احساس كند تا در كنار آن بتواند با آرامش بيشتري واز افق بالاتري به مسائل و مشكلات و موقعيت هاي دروني و بيروني شورا بنگرد و پس از تجزيه و تحليل مسائل يك طرح و برنامه جامع و كاملي كه روشن كننده آينده شورا و مردم باشد ارائه نمايد
5. رئيس شورا بايد به مراتبي از استقلال نسبي و خودكفايي دست پيدا نمايد و از وابستگيها رهايي يافته و در كنار شورا براي رشد و پيشرفت جامعه خود به تواناييهاي بالقوه و منابع پنهاني خود متكي شود
6. همدلي ( Empathy ) و همدردي ، رئيس شورا بايد بتواند با ساير اعضاء و مردم احساس همدلي و همدردي و همساني Consistency نمايد ، بايد عميقا" از ناراحتي ساير اعضاء و مردم متأثر شودتا جايي كه حتي ناراحتي سايرين را از آن خود بداند .
بطور كلي آيزنبرگ Eisenberg.n ( 1991 ) سه خصيصه را براي افراد همدل برشمرده است كه بايد در شخص وجود داشته باشد :
6- 1- با ديگران همدردي كند، يعني در باره نيازهاي ديگران نوعي احساس نگراني نمايد
6-2- با ديگران اشتراك نظر داشته باشد ، يعني قادر باشد خود را به جاي ديگران بگذارد و به مسائل از نگاه آنان بنگرد
6-3- داراي احساسات همدلانه باشد ، يعني از طريق اعمال و رفتار از خود هيجان نشان بدهد .
ه ) شناخت اجتماعي : Social Cognition داشته باشد ، مسئول شورا بايد جمعبندي خوبي نسبت به اطلاعات اجتماعي در باره مردم ، موقعيتهاي اجتماعي و گروهاي اجتماعي داشته باشد . رئيس شورا شناخت اجتماعي خود را بايد از طريق اطلاعات مربوط به " ادراك اجتماعي" Social Perception ( شيوه هايي راكه مردم محركهاي اجتماعي را ادارك و رمز گرداني Encoding مي كنند ) ، " حافظه اجتماعي " Social Memory ( چگونگي اندوزش اطلاعات درباره مردم و رويداد هاي اجتماعي و يا بازنمايي هايي كه مردم از رويدادهاي اجتماعي در ذهن خود دارند ) و " قضاوت اجتماعي " Judgment Social ( تلفيق و تركيب اطلاعات به وسيله مردم براي رسيدن به نتايج يا استنباطهايي در باره محيط اجتماعي ) بالا ببرد و درك درستي از آنها ارائه نمايد .
و ) خلاقيت : Creativity: از ديدگاه روانشناختي خلاقيت يعني پديد آوردن چيزي از چيزي ديگر به گونه اي كه منحصر به فرد باشد . خلاقيت آن چيزي است كه يك رئيس كارآمد را از ناكارآمد متمايز مي سازد . يك رئيس شوراي قوي بايد با هوشمندي و خلاقيت خود از يك طرف توانايي تشخيص و شناخت دقيق از وضعيت موجود محيط اجتماعي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و رواني خود داشته باشد و از طرف ديگر قدرت ديدن آن در وضعيت ايده آل را پيش بيني نمايد و در ميان وضعيت كنوني و آينده كه متصور است فضاههاي خالي اي وجود دارند كه مي بايست با خلاقيت خود پر نمايد . بنابراين توانايي همراه ساختن دو يا چند موضوع جدا از هم را بايد يك رئيس شورا داشته باشد .
رئيس شورا با يد در كنار خلاقيت از ويژگي جرأت ورزي نيز بر خوردار باشد ، زيرا هر ايده جديد و خلاقي كه مطرح مي شود وي را به جلو انداخته و ريسك پذيري فرد را در رابطه با عدم موفقيت و حتي تمسخر ديگران افزايش مي دهد .
ز ) انعطاف پذيري : Flexibilityتوانايي سازش با نيازهاي ساير اعضاء و تغيير مقتضيات موقعيتها . بعبارت ديگر رهبر يا رئيس شورا با تغيير دادن سبك هدايت و رهبري متناسب با نيازهاي اعضاء مي تواند گام مهمي در نشان دادن توانائيهاي خود بردارد.
ح) تخصص : Expertise دانش فعاليتهاي گروهي و موضوعات فني مربوط به گروه
ط) هوش Intelligence : استاگديل Stogdill (1974-1948 ) به 48 بررسي اشاره مي كند كه توانايي عقلي و رهبري را مرتبط مي داند . معمولا پيروان و گروهها ترجيح مي دهند كه رهبر يا رئيسشان با هوش تر از بقيه باشد . ولي تحقيقات نشان داده است كه اگر هوش رهبر اختلاف زيادي با ساير اعضاي گروه داشته باشد از لحاظ ارتباطات و اعتماد و حساسيت اجتماعي ، مشكلاتي را براي گروه پيش خواهد آورد .
گيب Gibb (1969 ) در تحقيقي به اين نتيجه رسيد كه اگر اختلاف زيادي بين هوش رهبران و هوش ديگر اعضاي گروه وجود داشته باشد در ايجاد و حفظ رهبري مزاحمت ايجاد خواهد شد .
درمتون اسلامي نيز اشاراتي در خصوص هوشمندي در رهبري شده است " يحتاج الامام الي قلب عقول ( غرر العلم ، ج 6 ، ص 472 )
ي ) مشاركت : Participation : بارك 1974 ميزان مشاركت را يكي از ويژگيهاي رهبر مي داند و معتقد است كسي كه بيش از همه در گروه صحبت مي كند بيشتر احتمال دارد رهبر گروه شود ، زيرا اعضاي گروه يا مردم تصور مي كنند كه كسي كه فعالانه در بحث شركت مي كند به گروه علاقه مند است و مي خواهد مسئوليت عملكرد گروه را به عهده بگيرد .
ك ) شخصيت : Personality ، ديگمن 1990 معتقد است كه رهبري با پنج بعد شخصيتي كه به پنج بعد بزرگ شخصيت معروف است رابطه دارد :
-
برون گرايي : خونگرم بودن ، اجتماعي بودن ، توان برقراري روابط ميان فردي ، بيان احساسات و معاشرتي بودن
-
خوشايند بودن : مهربان بودن ، گرم بودن ، دوست داشتني بودن ، سخاوتمند بودن ، و عطوفت و مهرباني
-
وظيفه شناسي : مسئوليت پذيري ، پيشرفت گرايي ، قابل اتكا بودن ، و خودگرداني
-
ثبات هيجاني : خويشتن داري ، اعتماد بنفس ، آرامش و تعادل
-
هوش : توانايي عقلي ، استقبال از فكرهاي جديد و تجربه هاي جديد ، و فرهيختگي
رهبران در اين پنج بعد شخصيتي نمرات بالايي دارند .
استفن زاخارو Stephen Zaccaro و همكارانش پا را فراتر گذاشته اند و از " هوش اجتماعي " Social Intelligence بالاي رهبران سخن به ميان آورده اند . هوش اجتماعي رهبران يعني مي توانند نيازها و هدفهاي اعضاي گروه و مردم را درك نموده و سپس آنها را با مقتضيات وضعيت مربوطه سازگاري كنند .
ويژگيهاي جمعيت شناختي
قد: اگر چه قد ، وزن و سن را نمي توانيم از ويژگيهاي اساسي رهبران به حساب آورد وليكن اعضاي گروه قد و قدرت را مرتبط مي دانند اما اين رابطه آن قدر قوي نيست كه قد پيش شرط رهبري باشد . تاريخ پر از رهبراني است كه از قد كوتاهي برخورداربوده اند.
سن: استاگديل ، رابطه سن و پيدايش رهبري را پيچيده مي داند . در متون ديني نيز بر قدرت جسماني ، " وزاده بسطه في العلم و الجسم " ( بقره ، آيه 247 ) و تجربه ناشي از سن " رأي الشيخ احب الي من جلد الغلام " ( نهج البلاغه ، حكمت 86 ) و يا " ولا تجربه افادها من حوادث الدهور " ( نهج البلاغه ، خطبه 91) در رهبري تاكيد شده است و جذابيت ظاهري و عدم ويژگيهاي تنفر آميز در رهبران را مورد توجه قرار داده است .
جنسيت : در بيشتر زمينه هاي اجتماعي و سياسي ، رهبران مردانند و بررسي تاريخ ملل مختلف نشان مي دهد كه عده انگشت شماري از زنان به مسئوليت هاي رهبري رسيده اند . و اين نكته از دو منظر مورد بررسي است :
در نظر اول تصورات قالبي مربوط به جنس زنان ، علت اين واقعيت تاريخي محسوب ميشود ، زنان را منفعل ، وابسطه ، و ضعيف مي دانند در حاليكه مردان را سلطه جو ، محكم ، رقابت كننده ، و جسور ميدانند . بنابراين ويژگيهاي زنان با ويژگيهاي رهبري تشابهي ندارد و زنان كمتر در مسئوليت هاي رهبري ارزشيابي مي شوند .
در نظر دوم زنان در موقعيت رهبري دچار تعارض " R0le Flict " بين نقش جنسي و الگوي مناسب رهبري مي شوند . از يك سو رهبر لايق بايد فردي راكه درست انجام وظيفه ننموده است ، تنبيه و توبيخ نمايد و از سوي ديگر از يك زن انتظار مي رود پرورش دهنده و مهربان باشد .
در متون اسلامي به موردي از رهبري زنان در داستان ملكه سبا اشاره شده است ( نمل ، آيات 20- 44 ) و نحوي برخورد اين زن با سليمان (ع) نشان مي دهد كه رهبري موفقيت آميزي داشته است و عاقلانه تر از بسياري از رهبران مرد رفتار نموده است .
قوميت : هانت و پترسون (1997) براين باورند كه در سراسر دنيا رهبران و رؤسايي بوده اند كه وجود آنها ربطي به فرهنگ ، قوميت يا نژاد اعضاي گروه ندارد . بطور كلي به دليل اينكه اولا ، اقليتها در گروههاي كوچك نامتجانس و نفوذ كمتري دارند و احتمال رهبر شدن آنها كمتر است و ثانيا ، احتمال اينكه اقليتها در سازمانها و مؤسسات تجاري رهبر شوند كمتر است ، حقوق اقليتهاي نژادي و قومي و زنان در دنياي رهبري تضييع مي شود .
-
ويژگيهاي اخلاقي اسلامي
عدالت و عدالت ميان فردي : Interpersonal Justice ، مهمترين اصل در رهبري عدالت است . عدالت ورزي زينت " العدل قوام الرعيه و جمال الدلاه " و فضيلت اصلي " العدل فضيله السلطان " رهبر محسوب مي شود و در رهبري و نفوذ بر مردم و اعضاي شورا نقش مهمي دارد ( شرح غررالحكم ، ج 1 ، ص 183 ) .
رعايت انصاف موجب تاليف قلوب و گرايش افراد به رئيس مي شود " الانصاف يتالف القلوب ، والعدل في الاحكام ايناسا للرعيه " ( غررالحكم ، ج 1 ، ص 294 ) .
عدالت ميان فردي رهبر و رئيس شورا ، نيز اصلي مهم در تعاليم اسلام به شمار مي آيد . از صفات مهم پيامبر اسلام (ص) به عنوان يك رهبر الهي ، روابط بسيار مطلوب وي در همه سطوح بوده است . بنابراين مي توان :
نرمي و ملايمت ايشان در برخورد با افراد " فبما رحمه من الله لنت و لهم" (آل عمران ، آيه 159)
پذيرش و شنيدن سخنان همه " و يقولون هو اذن قل اذن خير لكم يومن بالله و يومن للمومنين "(توبه ، آيه 61)
تواضع در برابر زير دستان و مردم " واخفض جناحك لمن اتبعك من المومنين " ( حجر ، آيه 88 ) را نام برد .
عطوفت و خير خواهي و مهرباني نسبت به مردم و زير دستان از جمله صفات و رفتارهايي است كه عدالت ميان فردي را در بالاترين سطح تامين مي كند . اهميت عدالت ميان فردي وقتي روشن مي شود كه مي بينيم خداوند در اين مورد ، حتي پيامبر اسلام (ص) را كه با شيوه اي كاملا عادلانه با مردم برخورد مي كردند ، به خاطر عدم رعايت عدالت ميان فردي گوشزد مي كند ( آيات سوره عبس اشاره به اين موضوع دارد ). بنا براين اسلام براي تامين عدالت ميان فردي توصيه هاي زير را به رهبران و مديران مي نمايد :
ü رهبر با افراد دور ونزديك ، منتقدان و مؤيدان از هر گروه و نژاد برخورد عادلانه و يكسان داشته باشد ( بحارالانوار ، ج 77و 75 ص 236و 349 )
ü برخورد با افرا متخلف در حد تخلف آنها باشد و از محدوده ي عدالت خارج نشود ( مائده ، آيه 8 )
ü رهبر و رئيس با اعضاي گروه به محبت ، رحمت و ملاطفت برخورد كند و در جهت جلب رضايت آنان تلاش نمايد ، به نظر آنها احترام گذارد و رضايت اقليت را برآن ترجيح ندهد ( نهج البلاغه ، نامه 53 )
ü رهبر با اعضاي گروه خود متواضعانه برخورد كند ونشانه اي از تكبر در رفتارش بروز ندهد و با نرمخويي و انعطاف پذيري با آنها مواجه شود ( نهج البلاغه ، نامه 27 )
ü در اشاره كردن به افراد ، توجه نمودن ، نگاه كردن و سلام كردن ، و احوالپرسي با اعضاي گروه كاملا مساوات را برقرار كند و در سلام و احوالپرسي نسبت به هيچ يك از افراد گروه كوتاهي نكند و با آنها رفتار محترمانه اي داشته باشد ( نهج البلاغه ، نامه هاي 27و46و53 )
ü با اعضاي گروه ارتباط كلامي كاملا آزاد و باز داشته باشد به طوري كه افراد بدون هيچ محدوديتي به روشني كامل با وي سخن بگويند ( نهج البلاغه ، نامه 53 )
ü مانعي بين او و اعضاي گروه و مردم نباشد به طوري كه همه بتوانند در اوقات معيني آزادانه با او ملاقات كنند ( نهج البلاغه ، نامه 53 )
ü از اشتباهات كوچك اعضاي گروه و مردم چشم پوشي كند تا خود فرد به اصلاح خويش بپردازد ( بحارالانوار ، جلد 78و نهج البلاغه ، نامه 53)
ü رهبر نزد افراد وظيفه شناس و كسانيكه به وظيفه خود عمل نمي كنند جايگاه يكسان نداشته باشند و با پاداش دادن به وظيفه شناسان ، افراد متخلف را از تخلف باز دارد ( نهج البلاغه ، نامه 53)
ü براي حفظ روابط ميان فردي مناسب در گروه و مردم ، افراد عيبجو را از خود دور كند ( نهج البلاغه ، نامه 53 )
هرچند كه عمل به توصيه هاي بالا براي افراد مقدور نيست ولي رئيس شورا بايد سعي در جهت عمل به هريك از آنها بنمايد تا به برپايي عدالت ميان فردي در گروه و مردم كمك نمايد .
منابع
· قرآن كريم
· نهج البلاغه
· ارونسون ، اليوت . روانشناسي اجتماعي ، ترجمه : شكركن ، حسين . 1380. انتشارات رشد.
· براندل ، ناتانيل . روانشناسي عزت نفس ، ترجمه : قراچه داغي ، مهدي . 1380. انتشارات نخستين .
· براندن ، ناتانيل . روانشناسي حرمت نفس ، ترجمه : هاشمي ، جمال . 1371. انتشارات انتشار .
· براهني ، محمد نقي ، وهمكاران .واژه نامة روانشناسي . 1370. انتشارات نوبهار .
· جمعي از نويسندگان . روانشناسي اجتماعي – با نگرش به منابع اسلامي . 1383. انتشارات سمت .
· ديلتز ، رابرت . ان . ال. پي و رموز موفقيت در مديريت و رهبري ، ترجمه : قراچه داغي ، مهدي . 1379. انتشارات نشر پيكان .
· ستوده ، هدايت الله . روان شناسي اجتماعي . 1382. انتشارات آواي نور .
· شفيع آبادي ، عبدالله . پويايي گروه و مشاوره گروهي . 1372. انتشارات رشد .
· فورسايت ، دانلسون ، آر . پويايي گروه ، ترجمه : فيروز بخت ، مهرداد و قنادان ، منصور . 1381. انتشارات غزال .
· فيلد ، گيل ، ليندن . اعتماد به نفس ، ترجمه : حسين هاشمي ، اسماعيل . 1380. انتشارات غزل .
· قرآن كريم
· كريمي ، يوسف . روانشناسي اجتماعي . 1380. انتشارات ارسباران .
· كلاين برگ ، اتو . روانشناسي اجتماعي ، ترجمه : كاردان ، محمد علي . 1370. نشر انديشه .
· كورمن ، ك ، ابراهام . روانشناسي صنعتي سازماني ، ترجمه : شكر كن ، حسين . 1381 . انتشارات ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي .
· كوري ، جرالد و همكاران . فنون گروهي – مشاوره و روان درماني ، ترجمه : ثنايي ، باقر . 1379. انتشارات زمستان .
· گلستان ، هاشمي ، مهدي . علم خلاقيت شناسي . 1382. انتشارات جهاد دانشگاهي ، دانشگاه صنعتي اصفهان
· مجلسي ، محمد باقر . بحارالانوار . بيروت ، دار احياء التراث العربي ، 1403 ق .
· ميچل ، ترنس ، آر . مردم در سازمانها ، ترجمه : شكركن ، حسين . 1377. انتشارات رشد .
1- Baron , R.A. , & Byrne , D(1997) Social psychology . (8th. Editiori). Boston : Allyn 8 bacon .
2- Gibb , C. A . ( 1969 ) , leadersip . In G. lindzey and E. Aronson (Eds) , Handbook of social psychology . ( vol. 4) (2nd- eb.) reading , Mass : Addison- wesles.
3- Stogdiil , R.m. (1948) , personal factors associated with leadership Journal of psychology , 23 , 36 – 91 .
E- MAIL: fazolah_ rahimi@yahoo.com
فیض اله رحیمی متخصص روانشناسی هستم ، مدير و نويسنده مطالب سايت آرامش روان در روستای با صفای ونک به دنیا آمده ام دوران دبستان را در مدرسه (مفتح) و راهنمایی را در ( مدرسه ابن سینا) زادگاه خودم (روستای ونک ) و دوران متوسطه را در رشته فرهنگ و ادب دبیرستان شهید رهنمایی شهرضا بپایان رساندم و از دانشگاه اصفهان در رشته روانشناسی بالینی فارغ التحصیل شدم . از واحد علوم و تحقیقات اصفهان فوق لیسانس گرفتم و از واحد علوم و تحقیقات تهران دکترا گرفته ام . از اساتید خود می توان دکتر علی اکبر سیف ؛ دکتر شکوه نوابی نژاد ؛ دکترسید علی روحانی ؛ دکتر غلامعلی افروز ؛ دکتر امیر هوشنگ مهریار ؛ دکتر ولی اله فرزاد ؛ دکتر علی دلاور ؛ دکترمحمود ایروانی ؛ دکتر محسن فاطمی ؛ دکترعباس شفتی ؛ دکتر محمدرضا عابدی ؛ دکترمحمدباقر کجباف ؛ دکتر سید احمد احمدی؛ دکترابوالقاسم نوری ؛ دکتر مهرداد کلانتری ؛ دکتر کوروش نامداری ؛دکتر حسین نایلی؛دکتر محسن معروفی ؛ دکتر حسین مولوی ؛ دکتر مهدی دهباشی ؛دكتر حميد طاهر نشاط دوست ، دكتر غلامرضا منشئي ، دكتر شمشيري ، دکتر حمید رضا عریضی ؛ دکتر خلیل فرزام ؛دکتر کریم عسکری ؛ دكتر ناهيد اكرمي ،دكتر شعله اميري ، دکتر اصغر آقایی جشوقاني ؛ دکتر مجید محمودعلیلو ؛ دکتر حسن حمید پور ؛ پروفسور جمشید افشنگ ؛ دکتر لادن فتی ؛ دکتر فرشته موتابی ؛ دکتر حمید یعقوبی ، دكتر حميد پورشريفي و دكتر علي صاحبي ، دكتر كارينه طهماسيان ، دكتر بهنام اوحدي ، دكتر حسين كاوياني ، دكتر اشرف السادات موسوي ، دكتر محمد علي بشارت ، دکتر سید حمید آتش پور ، دکتر محسن گل پرور، دکتر محمد حاتمی ، دکتر بهمن بهمنی ، دكتر مسعود جان بزرگي ، دکتر منصوره السادات صادقی را نام برد و در حال حاضر کارشناس ارشد استانداری اصفهان ؛ و صاحب مراکز مشاوره و روان درمانی فیض ، مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و تحکیم خانواده فیض و مرکز خدمات روانشناختی و مشاوره کلبه هنر زندگی هستم . همچنين در دانشگاههاي پیام نور اصفهان و سایر مراکز آموزش عالی استان مشغول تدریس می باشم . از روانشناسانی چون آرن تی بک ؛ آلبرت الیس ؛ ابراهام اچ مازلو ؛ کارن هورنای ؛ اروین یالوم ؛ کارل راجرز ؛ رولو می ؛ جورج کلی ؛ زیگموند فرويد ؛اریک برن ؛ اریک فروم ؛ فردریش پرلز ؛ آلفرد آدلر ؛ مارتین سلیگمن ، یوید برنز ، ويليلم گلسر ، جفری یانگ ، سوزان اچ اسپنس ، آرتور فریمن، لن اسپری ، فرانک داتیلیو، جان گاتمن، دنیس باگاروزی، دیوید اچ اولسون ، مایکل فن وریسویک ، آرنولد لازاروس، میلتون اریکسون، متیو مک کی بهره جسته ام . همچنین عضو سازمان نظام روانشناسی و مشاوره کشور با شماره نظام 3264 و دارای پروانه تخصصي اشتغال به شماره پروانه 3010 و عضو انجمن روانشناسی ایران با شماره عضویت 3764 می باشم .