روانشناسي

شادی روح شهیدان صادق رحیمی و مظاهر رحیمی(پدر و فرزند) صلوات

 لبخند وخنده داروی من وتوست

نویسنده : لیز هاجکینسون

مترجم : زهرا ادهمی

روانشناسی لبخند همچنان مراحل ابتدایی خود را طی می کند.اما دانش به دست آمده هست که پی ببریم , لبخند از اهمیت بنیانی در زندگی ما برخوردار است مردم باید از صمیم قلب احساس کنند که نسبت به خود ودیگران وظیفه ای دارند واین وظیفه همان لبخن زدن وشاد جلوه کردن است ، نه اخم کردن وچین برچهره انداختن این کتاب حامل تقاضایی از همگان است – زنان ومردان عادی سیاستمداران ،پزشکان ،پرستاران ودیگر مسئولین – همگی وظیفه داریم سرچشمه اصلی خنده را درخود از نوکشف کنیم لبخند وخنده هیچ عارضه جانبی مضری ندارد. حتی اگر خنده ها به خودی خود نتوانند همه بیماری ها را علاج کنند حد اقل می توانند لحظاتی را از نگرانی ودردی که بیمار به همراه دارد دور کنند.

لبخند زدن علاوه بر معکوس کردن سیر بیماری وتامین سلامت ، فواید دیگری نیز دارد. لبخندها وخنده ها بهترین یخ شکن درگدهمایی اجتماعی هستند. زمانیکه افراد قادرند درکنار یکدیگر ئبا هم بخندند کمتر از حضور هم عصبی می شوند خنده احساسات ناشی از خصومت را که اغلب در برخوردها ی اولیه ظاهر می شوند ازمیدان به در میکند لبخند چرخ های زنگی اجتماعی را زندگی اجتماعی را روغن کاری می کند وگردهمایی را از لذت بخش تر می نماید لبخند پیام آور دوستی هستند .افراد وقتی یک دیگر را دوست دارند به یکدیگر لبخند می زنند شاید زیاد اغراق آمیز نباشد اگر بگوییم کنفرانس های مهم وجدی بین ابر قدرتهای سیاسی نتایج سازنده تری به بار می آورد، اگر رهبران می توانستند بیاموزند وبه جای اخم کردن بیشتر بهم لبخند بزنند. افراد معمولا از این وحشت دارند که اگر زیاد لبخند بزنند وبخندند دیگران آنها راجدی نگیرند اما مشکل دنیای امروز ،خنده زیاد نیست بلکه کمبود خنده است نتایج نظر خواهی چاپ شده در یک روزنامه فرانسوی نشان می دهد که بطور متوسط امروزه مردم خیلی کمتر از مردم پنجاه سال پیش می خندند.

افرادی که باچهره ای همیشه عبوس با دنیا برخورد می کند غالا درعمق درون خود احساس وحشت می نمایند آنها عصبیت درونی وخجالت خود را در پشت چهره ای نفوذ ناپذیر وجدی پنهان می کنند.

خجالت در واقع کنار کشیدن از صحنه است در صورتیکه لبخند زدن وخندیدن ،نشانگر شخصیتی دست ودلباز واجتماعی وخوش قلب است .

درمانی موثر وقدرتمند تر برای غلبه ب پیری وزودرس وحفظ زیبایی وجود ندارد به جزء خنده افراد وقتی می خندند فقط یک عظله اصلی بکار گرفته می شود درصورتیکه برای یبروز حالاتی چون خشم وااندوه عظلات زیادی باید در هم کشیده شود . لبخند باعث می گردد افراد جوان تر به نظر برسند در صورتیکه دیگر حالات صورت انسان را مسن تر می نمایاند. لبخند زدن بهنترین اکسیر جوانی است که داریم چیزی که برای همه ما قالبل دسترسی است لبخند زدن باعث می شود افراد جذاب تر زنده تر و جوان تر به نظر برسند می توان تابی نهایت از فواید آن سخن گفت ، اما کلمه ای بر علیه آن نمی توان به زبان آورد . لبخند زدن می تواند فشارروانی حاکم بر هر موقعیتی را کاهش داده ورد واقع موجب گردد شما بیشتر احساس خوشبتی وشادی کنید لبخند ودرمانی وحلوایی نیست که با گفتن آن دهان شیرین گردد بلکه خود واقعیتی بیشترین است .

درحال حاضر دکتر ها خود پی برده اند که لبخند ودرواقع به بینلرانی که در بیمارستان به سر می بردند کمک می کند درصورتیکه چهره های عبوس خود می تواند عاملی برای برای مداومت بیماری باشند . این بدان دلیل است که وقتی افراد لبخند می زنند ومی خندند ولبخند می زنند وحشت زده نمی باشند. در واقع غیر ممکن است هم زمان ، هم ترسیدند وهم خندیدند زیرا هریک از این فعالیت ها بطور خودکار دیگری راخنثی می کند مازمانی می توانیم بخندیم که احساس راحتی می کنیم وآرام هستیم در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماری ها براثر احساسات حاکی از ترس ÷یشرفت می کنند به طور گسترده ای مورد قبول قرار گرفته است .

فشار روالنی غیر ضروری ره آورد ترس است . واین فشار در طول زمان آنچنان ناهماهنگی هایی درجسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد .زمانیکه هومرومن های ناشد از فشار روانی بطور دائم وبه مقدار زیاد تولید گردد ، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود وهمین راه برای درد وانواع عفونت ها هموار کرده واندام های داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرا خواهدد اد لبخن وخنده می تواند سلاح های موثر تری برای حمله به این دورناسالم ترس وفشار روانی باشد ومانع رشد گسترده آن به درجات خطرناکی گردد. درحال حاضر به این حقیقت پی برده ایم که افراد شاد غالبا کمتر از افرادی که بطور دائم احساس نگرانی وبدختی می کنند بیمار می شوند آن دسته از افرادی که توانایی دیدن بعد مثبت زندگی را دارند وهمواره خوش بین هستند کمتر احتمال دارد مبتلا به اختلالات ناشی از فشار روانی گردند. افرادی که هر وقت لازم باشد می توانند لبخند بر لب آورند به خود کمک می کنند تا در آرامش وامنیت خاطر باقی بمانند.

افراد زیادی صرفا به این دلیل که قلا به بیماری مبتلا می شوند که خود ودنیای اطافشان را بیش از حد جدی می گیرند بعضی اوقات افراد در ولاقع از خندیدن می ترسند زیرا فکر می کنند خندیدن باعث می شود سبکسر وتهی مغز جلوه کنند. ضمنا از این وحشت دارند که مورد تمسخر قرار گیرند اگر خوب با این مسئله بیندیشید پی خواهید برد لبخند زدن رد واقع جزء فعالیتهای هومشمندانه ای است که می توانید انجام دهید انسانمها تنها موجوداتی هستند که می توانند لبخند بزنند توانایی خندیدن بیش از هز چیز دیگری انسان را از دیگر حیوانات متمایز می کند حیوانات می توانند فشار روانی را احساس کنند نگران شوند واحساس بد بختی کنند می توانند وحشت زده گردند اما قادر نیستند با صدای بلند بخندند چون به نظر یم رسد خنده بیش از هر چیزدیگرمکانیزمی امنیتی است که صرفا به بشر اعطا شده تا او بتوانئد سلامتی خود را حفظ کند وشادی را تجربه نماید.

اولین حالت انسانی یک نوزاد همان لبخند زدن است . اولین هیجان نوزاد همان احساس شادی است . البته شکی نیست نوزادان به محض به دنیا آمدن گریه می کنند اما این گریه بیش از این که پاسخی منتقل به محرک وارد شده باشد به دلیل ناراحتی عمومی ناشی از تغییر محیط  است علاوه بر این گریه اولین صدایی است که آن ها می توانند تولید کنند در چهره نوزادان تا مدتها بعد از این که یاد می گیرند بخندند نم توان اندوه ،خشم ، غم وبد بختی مشاهده کرد. این امر حاکی از آن است که تواناایی خنده وشادی قابلیتهایی ذاتی هستند در صورتیکه دیگر هیجانات منفی رفتاری ، آموختنی می باشند که بعدا کسب می گردند.

چندین عصب شناس فرانسوی تغییرات جسمی حاصل از یک دفعه خنده رامورد بررسی قرار داده وبه این نتیجه رسیدند که خنده چیزی به جز فایده ندارد خنده عوارض جانبی ندارد ، درمانی است ارزان وکاری است که هرکس بدون کمک دیگری می تواند از عهده انجام آن برآید . خنده می تواند تغییرات فیزیولوژیکی گسترده ای چون بهبود عمل هضم ، آر ام کردن وتنظیم تمام سیستم های داخلی وبهبود جریان خون را در بدن به وجود آورد (برگرفته از مجموعه مقالات آسیب روانی فیض اله رحیمی جلد 8)

 

خنده کودکان واقعی است

یکی از بهترین هدایایی که پدر و مادر می توانند به فرزندان خود اعطا کنند،امکان شاد زیستن است.برای شاد بودن نیازی به ثروت و دارایی نیست،بلکه می توان با ساده ترین وپیش پا افتاده ترین وسایل و امکانات نیز کودکان را شاد کرد.بچه هایی که بتوانند احساسات و عواطف شاد درون خود را بشناسند ودر ک کنند یقینا می توانند آن را در سراسر زندگی شان حفظ کنند.شادی کودکان موجب تقویت روحیه،انگیزه ،عزت نفس وپایداری انها می شود.والدین می توانند با استفاده از روش های ساده شادی و نشاط را در وجود بچه ها زنده نگهدارند.

1 با فرزندانتان به بازی و جست وخیز بپردازید.با هم گرگم به هوا،قایم موشک،توپ بازی کنید.زمستانها با برف آدم برفی بسازیدو از برف بازی لذت ببرید.شاید نتوانید همپای انها بدوید و جست و خیز کنید اما حضور شما مطمئنا نیروی استقامت و پایداری را در او افزایش می دهد و دلیلی برای خندیدن هر دوی شماست.

2 با صدای بلند بخندید،لطیفه بگویید،داستانهای طنز و خنده دار بخوانید،ترانه های شاد زمزمه کنید و به دنبال سرگرمی های شاد کننده باشید.کاری کنید تا صدای خنده فرزندتان بلند شود ،آن وقت خواهید دید که با خنده او شما هم می خندید.

3 کودکان موفق،کودکان شادند و کودکان شاد کودکان موفق،اگر قصدتان فراهم آوردن زندگی توام با تلاش و کوشش است ،سعی کنید عاداتی را در فرزندتان تقویت کنید که روحیه تحمل و مقاومت را در او بالا ببرد.

4کمک کردن و حمایت کردن را به کودکان بیاموزید،هر کودکی برای اینکه احساس ارزشمندی کند نیازمند حس تعلق نسبت به گروهی است که در ان زندگی میکند.از فرزندانتان بخواهید اسباب بازیها ی قدیمی و وسایلی که مدتهاست به سراغشان نرفته است به بچه ها ی مستمندی که می شناسد بدهد.

5نسبت به تشویق فرزندانتان خلاق باشید.وقتی فرزندانتان در انجام کاری موفق می شوند و به اهداف خود می رسند تنها به آنها نگویید افرین ،خیلی خوب است..بلکه سعی کنید با یافتن کلمات وجملاتی که شادی ومسرت شما را از پیروزی آنها نشان می دهد،او را تشویق کنید.

6 نسبت به تغذیه فرزندتان دقیق باشید.اگر او بداخلاق و ایراد گیر است (در صورتیکه بیمار نباشد)احتمالا گرسنه است.اگر هنوز موقع ناهار یا شام نشده است یک ساندویچ ساده اما مقوی برایش بگیرید.

7 هنرمند درون فرزندتان را کشف کنید.بدون شک بارها شنیده اید که گوش دادن به موسیقی های اصیل و کلاسیک موجب رشد مغزی کودک می شود.علاوه بر آن نقاشی ،انجام حرکات موزون،نواختن یک ساز ساده موسیقی ویا هرفعالیت هنری دیگر می تواند زندگی کودک را غنی کند.

8 لبخند بزنیدید .لبخند شما بهترین قوت قلب فرزندتان است و به او نیروی دوباره می دهد.طبق گفته روانشناسان هر کودکی برای کسب قوای روزانه اش به 4بار،برای افزایش انگیزه به 8 بار و برای رشد جسمانی اش به 16 بار در اغوش کشیده شدن نیاز دارد.(منبع:مجموعه مقالات آسیب شناسی روانی جلد 6 تهیه و تدوین:آقای فیض الله رحیمی)

مزاح و شخصیت

از انچه فردی می خندد می توان به شخصیتش و وضعیت روانی اش پی برد.ماربون زوننموزر

دانشمندان کانادایی چهار نوع شخصیت شوخ طبع را تمیز می دهند:

1 شومن،بازار گرم کن:این تیپ می خواهند خودش و دیگران را به خوبی سرگرم کند و بخنداند.او با علاقه وبا دیگران می خندد.این شخص خودش را زیاد جدی نمی گیرد.شوخی هیا او چنان فضایی از راحتی و بی آلایشی ایجاد می کند که در این فضا موقعیتی برای نزدیک شدن بیشتر انسانها و احساسات جمعی ظاهر می شود و اوج می گیرد.این افراد کمتر ترسو و خجالتی ،کینه توز ویاافسرده هستند.آنها دارای احساس سالمی از اعتماد به نفس بوده و ارزش خویش را می شناسندبا دیگران خوب کنار می آیند واز حال خوبی بر خوردارند.

2 خود سرگرم کن:شوخی برای این شخص یک نوع فلسفه زندگی به حساب می آید.انسانهایی هستند خوش بین و متعادل که به فکر جمع هستند و با انها کنار می آیند .از حالات مزاجی خوشی برخوردارند و احترام و ارزش والایی برای خود قائلند.خوش بین ،خوش برخورد و معاشرتی وبا وجدان و آگاه هستند.

3 شخص مهاجم:از شوخی بهره می گیرد تا از دیگران انتقاد وانها را تحقیر کند.او ملاحظه احساسات دیگرانرا نمی کند.با شوخی خود دیگران را مسخره ،کوچک وخشمناک می کند.

این افراد خلق و خوی دشمنانه داشته واز حالات تهاجمی برخوردارند.انها احساس خوبی از خود و از زندگی خود ندارند و ارزش زیادی برای خویش قائل نیستند.بعلاوه به لحاظ احساسی و معنوی از استحکامی برخوردار نبوده وکمتر باز و معاشرتی ویا خودآگاه و با وجدان هستند.

4 فرد تدافعی:اغلب به گفتن جوک ها و شوخی هایی می پردازد که از خودش مایه می گذارد. برای وی شوخی وسیله ای است برای هدف،تا با آن از سر راه مشکلات جا خالی کند و فرار کند.او خودش را تحقیر نموده و تمسخر می کند تا اینکه کسی او را جدی نگیرد و به حساب و کتاب بکشد.

این افراد دارای احساس اعتماد به نفس کمی بوده و ارزشی برای خویش قائل نیستند.آدمهای بدبینی هستند احساس خوبی از خود و زندگی ندارندو از دیگران دوری می گزینند.انها به لحاظ احساسی و معنوی بسیار نامتعادل بوده کمتر معاشرتی هستند و تا اندازه زیادی غیر قال اعتماد.

جوک یاشوخی مردان اغلب تهاجمی ویا تدافعی و ازاینرو منفی استو بر علیه خویش یا دیگران است.زنها به وسیله شوخی سعی دارند یک فضای خوب ایجاد کنند و شوخ طبعی انها زندگی جمعی را مطبوع میگرداند.(منبع:مجموعه مقالات روانشناسی جلد5 _تهیه و تدوین :آقای فیض الله رحیمی )

روز جهانی خنده

یونانیان قدیم خنده را امری الهی می دانستند و ارسطو می گفت:در میان همه موجودات فقط انسان می تواند بخندد.در سال 1988 مادان کاتاریا پزشک هندی اولین روز جهانی خنده را به تصویب رسانید.

سراینده باش و فزاینده باش         شب و روز بارامش و خنده باش

فردوسی شاعر نامدار ایرانی

همه ساله در ماه مه روز جهانی خنده در بیشتر کشورها برگزار می شود.در این روز نمایندگان باشگاههای مختلف خنده در سراسر جهان این روز را جشن می گیرند.المانی ها مدتهاست که به جمع خوش خنده ها ی جهان پیوسته اند ودر 40 باشگاه در سراسر این کشور عضویت دارند.

خانم گودالا اشتاینر یونکر در مورد چگونگی تاسیس باشگاه خنده در المان می گوید:"بعد از اینکه متوجه شدم تقاضای زیادی برای تاسیس چنین باشگاهی از طرف مردم آلمان ،اتریش و سوئیس وجود داره تصمیم گرفتم باشگاههای خنده را راه اندازی کنم.از شرق تا غرب!

خانم یونکر روانشناس است و تخصصش خنده درمانی است.او اعتقاد دارد که خنده می تواند درمان همهی دردهای روحی،عاطفی و جسمی باشد. یونکر بر این اعتقاد است که در اثر خنده ای عمیق تمام عضلات بدن به حرکت در می ایند .پرده دیافراگم مرتعش می شود،تنفس عمیق تر می گردد و اکسیژن بیشتری به شش ها می رسد.در نهایت قدرت دفاعی بدن افزایش یافته،گوارش راحت تر انجام می گیرد و استرس موجود کاهش می یابد.

دانشمندان ثابت کردند که کودکان در روز تا 400 بار می خندند در مقابل بزرگسالان به طور متوسط فقط 20 بار در روز می خندند.

خانم یونکر می گوید"در المان وکلا در اروپا ،مردم فکر می کنند که باید برای خندیدن دلیلی داشت و به همین جهت سعی می کنند با تعریف جوک امکان خندیدن را  به وجود آورند اما این کار واقعا حیطه خنده را محدود می کند ما می توانیم ما می تونیم به هرچیزی که دور و برمان است بخندیم،چیزهایی که خنده دار هستند و ما اصلا به آنها فکر نمی کنیم خیلی زیادند. فهم این نکته که انسان بدون داشتن دلیلی قانع کننده نه تنها حق خندیدن را دارد بلکه باید برای بهتر زیستن بخندد ،اعتقاد دکتر کاتاریا ،استاد هندی یوگاست.او سالها قبل از همکاران اروپایی اش وقتی در اواسط دهه 90 می خواست مقاله ای درمورد این موضوع که خنده بهترین درمان دردهاست بنویسد،به فکر تاسیس باشگاههای خنده در سراسر هند افتاد.خود در این مورد میگوید:"برای این کار در شهر محل سکونتم یعنی مومبای به یه پارک عمومی می ذفتم و سعی میکردم با تعریف کردن جوک مردم را بخندانم،مردم می خندیدند و می رفتند .بعد از مدتی دوباره بر می گشتند .بعد از دو هفته دیدم دیگه جوک جدیدی ندارم .پس باید یه فکر جدید دیگه پیدا میکردمتا بتونم مردم را بخندونم.تصمیم گرفتم خنده را با یوگا ادغام کنم.به تدریج شیوه هایی را پیدا کردم که خنده را با تنفس عمیق در یوگا پیوند میداد.

شیوههای آموزشی دکتر کاتاریا،استاد هندی یوگا ،که به خنده یوگا مشهور است .امروزه در سراسر دنیاشهرت یافته اند.یکی از تمرین های خنده یوگا،شیر خنده نام دارد.در این تمرین فرد زبانش را تا آنجا که ممکن است از دهان خارج می سازد و دست هایش را چون دستهای شیر در کنار بدن قرار میدهد وسعی می کند با تمام وجود بخندد.خنده یوگا انواع بسیار متفاوتی دارد.خنده در سکوت،خنده زنبوری،خنده جهشی،خنده صمیمی و خنده متبوع و ملایم.

دکتر حسین جعفریان،روانپزشک حاذق ایرانی در مورد تاثیر خنده بر بیماران افسرده می گوید:"خنده در درمان بیماریهای افسردگی بی نهایت موثره. مریضی که دچار بیماری افسردگیه،فکر می کنه که همه غم های عالم را دارد اگر به طریقی بشه مریض را به خنده واداشت و او شروع کنه به خندیدن و یا مثلا جوک بگه،فوری قیافه اش باز میشه وعلائم افسردگی که بی حالی ورخوت باشه بر طرف می شن."

(منبع:مجموعه مقالات آسیب شناسی روانی جلد6_تهیه وتدوین :آقای فیض الله رحیمی) 

خنده درمانی

ترجمه :نازنین زاغزی

نکته مهم این جاست که ایا افراد می توانند هر زمان که اراده کنند بی دلیل بخندندو یا باید محرکی آنها را به این عمل وا دارد.تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از انسانها نسبت به لطایفی که می شنوند عکس العمل نشان می دهند . اگر لطیفه شیرین و بامزه باشد فقط خنده را بر لبانشان خواهد نشاند.برای اینکه بتوانید خندیدن را تمرین کنید باید با افرادی معاشرت کنید که همیشه شاد و خوشحال هستند.

خنده را می توان به چند گروه تقسیم بندی کرد

.گروه اول همان لبخند هایی هستند که افراد در هر زمان و مکانی می توانند از آنها استفاده کنند .بطور مثال خیلی ها برای اینکه ترس و یا اضطراب خود را پنهان کنند ان را با یک لبخند بروز می دهند ویا لبخندهایی که ادمها از روی تنبلی ،بی تفاوتی و اینکه حوصله حرف زدن ندارند به یکدیگر تحویل میدهند.

دسته دوم خنده هایی هستند که در مکانهای خاص وبا کمی احتیاط انجام می گیرد مثلا در مکانهای عمومی خنده بی جا و بی مورد شخصیت آدم ها را زیر سوال می برد.

دست سو م خنده های بی صدایی هستند که در دل آدم ها انجام می گیرد.دوستتان مطلبی را در مورد شخصیت شما می گوید که به نظر شما اصلا واقعیت ندارد وشما در دل به او می خندید ویا موردی را از کسی پنهان کرده اید و در دل به او می خندید.

دسته چهارم خنده های کاملا دوستانه است ،زمانیکه از ته دل می خندید و در آن لحظه تنها به چیزی می اندیشید که باعث خندیدن شما شده است.در این حالت تمام اعضای بدن شما از عضلات سر وصورت گرفته تا دست و حتی قفسه سینه شما را در خندیدن همراهی می کند.همین نوع چهارم بهترین و مفیدترین نوع خنده است اما چه فرقی می کند مهم این است که ما از یاد نبریم دست کم در روز 10 الی 15 دقیقه بخندیم.(منبع:مجموعه مقالات آسیب شناسی روانی جلد6_تهیه و تدوین :آقای فیض الله رحیمی)

 

 

 

بذله درمانی

(نقش مشرب خوش در درمان )

در سال 1964 مردی برای بستری شدن به بیمارستان مراجعه کرد.مشکل او این بود که همه بدنش درد میکرد.پس از یک سری آزمایشهای متعدد پزشکان نظر دادند که ناراحتی او بیماری نادری است که در اثر آن بافتهای اتصال دهنده بدن به هم تحلیل میروند .امکان درمان این بیماری بود.بیماری اوبسیار پیشرفته بود.او به زودی متوجه شد که ارتباطی بین استرس و به خصوص احساسات منفی وبیماری خاص اووجود دارد.با این حساب این پرسش برایش مطرح شداگر آنطور که می گوید احساسات منفی نظیر گناه ،نگرانی و اضطراب بر شدت این بیماری بیفزاید امکانش هست که بتوان از احساسات مثبت برای حفظ سلامتی ورسیدن به سلامتی بیشتر استفاده نمود.او به این نتیجه رسید که برای افزایش امکان بهبودی باید مسئولیتی در قبال  درمان خود عهده دار شود واین کار را هم کرد.او چیزی نداشت که از دست بدهد.

او با عزم جزم برای رسیدن به بهبود وبا حمایت پزشک معالج خود از بیمارستان خارج شدو در هتلی که در آن نزدیکی بود اقامت گزید.آنطور که می گویند نوارهای فیلم های سینمایی خنده دار و برنامه های تلویزیونی مضحک شامل فیلم های لورل هاردی و برادران مارکس را تهیه کرد.یکی از دوستانش به نام آلن فونت هم نوارهایی را که خود برای تلویزیون تهیه کرده بود برایش فرستاد.کوزینس در کتاب کالبد شکافی یک بیماری که در حال حاضر از شهرت و اعتبار فراوان برخوردار است ،نوشت "هر ده دقیقه خنده ، دوساعت خواب بدون درد را به من پیشکش کرد."پس از مدتی کوزینس از هتل بیرون آمد و به خانه اش رفت.بیماریش موقتا از بین رفته بود .کوزینس به توصیه پزشک معالجش ماجرای بیماری اش را برای نشریه پزشکی نیوانگلند نوشت.در حالیکه او علت بهبودی را به عوامل مختلف نسبت میداد،که یکی از اینها مصرف ویتامین ث به مقدار زیاد بود،کسانیکه این نوشته ها را خواندند به این نتیجه رسیدند که کوزینس به کمک خنده سلامتی خود را بازیافت.

ماجرای نورمن کوزینس نمونه این باور است که احساسات مثبت دارای تاثیرات درمانی مثبت هستند.اقدامات کوزینس راه را برای بررسی درباره ایمنی شناسی روانی عصبی هموار ساخت.نقش سخاوتمندانه کوزینس در این مورد هرگز فراموش نخواهد شد.(منبع:مدیریت استرس –دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان مهدی قراچه داغی)

زمینه تاریخی

خنده زبانی جهانی است که وقتی کلمات از عهده برنمی آیند از موانع فرهنگی عبور می کند.مسلما کوزینس اولین کسی نبود که از مشرب خوش به عنوان روش مقابله ای استفاده نمود.انسان از روزی که احساس کرد اگر خودش را غلغلک بدهد خنده اش می گیرد از مشرب خوش استفاده کرده است.یونانیان قدیم مشرب خوش را یک فضیلت می دانستند.از جمله افلاطون معتقد بود که مشرب خوش پرورش دهنده روح وروان است وآن را به عنوان عامل التیام بخش توصیه میکرد.از یونانیان باستان بود که تئاتر واز جمله کمدی شکل گرفت که تا به امروز نیز ادامه دارد.در بسیاری از مذاهب و ادیان الهی به مشرب خوش تاکید شده است.در واقع مشرب خوش به عنوان دارویی التیام بخش در تمامی فرهنگها ریشه دوانده است.

دکتر ریموند مودی تحت تاثیر قدرت التیام بخش مشرب خوش و بذله در سال 1978 اقدام به مطالعه کتابهای متعددی در همین زمینه نمود.از جمله اطلاعاتی که به دست آورد مطلبی است که در ادامه شرح میدهیم:در سال 1260 یک پزشک روشنفکر و پیشرفته فرانسوی به نام هانری دوموندویل به را مهمی میان احساسات مثبت وسلامتی پی برد.او به بستگان ودوستان وبیمارانش توصیه میکرد که برای آنها لطیفه بگویند،باانها مزاح کنند وانها را بخندانند.

پادشاهان اروپایی نیز در سالهای دور همیشه کسانی را در قصر خود داشتند که انها را می خنداندند.شاید مشهورترین این بذله گویان ریچارد تارلتون بود که در دربار ملکه الیزابت اول خدمت میکرد و می گویند او بیش از گروه پزشکی ملکه،به سلامتی او کمک کرد.(منبع:مدیریت استرس –دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان :مهدی قراچه داغی)

گونه های مشرب خوش و شوخ طبعی

هنوز میان کارشناسان بر سر اینکه مشرب خوش به راستی چیستوحدت نظری وجود ندارد.به اعتقاد اغلب صاحبنظران مشرب خوش به خودی خودیک احساس مثبت نیست،اما می تواند منجربه احساسات خوب شود که از ان جمله می توان به شادی،سعادت،خوشی،عشق،ایمان وقدرت اراده اشاره کرد.مشرب خوش یک رفتار نیست گرچه می تواند اقدامات و رفتارهایی از قبیل تبسم وخنده را به وجود اورد.می توان گفت مرب خوش و بذله یک ادراک و تصور است.به این علت که کسی از یک حرف بامزه خنده اش میگیرد وممکن است دیگری به آن نخندد.

باتوجه به بعضی تعاریفی که درباره مشرب خوش ارائه شده است میتوان گفت که مشرب خوش دارای دو جنبه اصولی است که به زبان ساده نوعی بده بستان هستند.یکی انکه بذله و مشرب خوش را میتوان جذب نمود یا ان را تجربه کرد ودیگر اینکه می توان ان را ابراز کردو با دیگران در میان گذاشت.هر کسی به گونه ای دارای مشرب خوش است هر چند ممکن است کسی با توجه به تجارب خود منکر این کیفیت باشد.

مک گی 1979 به سه عاملی اشاره می کند که باید وجود داشته باشد تا مشرب خوش شکل بگیرد.

1 منبعی که بتواند محرک بالقوه ای باشد/

2 شناختی که بتواند این بذله را درک کند/

3 پاسخی که خنده دار بودن رفتار یا گفتار را نشان دهد.

(منبع:مدیریت استرس_دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان:مهدی قراچه داغی)

انواع بذله و مشرب خوش

1 تقلید و ادای کسی را در اوردن_می توان با تقلید از کسی یا چیزی مسبب خنده شد.ثابت شده است که این رفتار می تواند در برخورد ومقابله با استرس مفید واقع گردد،مشروط به آنکه به عزت نفس خدشه ای وارد نکند.

2طنز_در حالیکه تقلید کردن وطنز گویی وجوه مشترکی دارند طنز معمولا حالت نوشته دارد که اشکالات اجتماعی وشخصی را بیان می کند.

3دلقک بازی_در روزگاران گذشته بسیاری از بازیگران سینما با ادا در اوردن و دلقک بازی در صدد خنداندن اشخاص بودند.سرخوردن روی پوست موز،پرتاب کردن بشقاب خامه و بستنی به صورت یکدیگر نمونه هایی بود که برای خنداندن دیگران از ان استفاده میکردند

4مسخره بازی_نوع دیگر مشرب خوش و بذله مسخره بازی و رفتارهای چرند است .مثل اینکه فیلمی تهیه کنیم که در ان پلنگ بستنی بفروشد یا گاوها پست فرمان اتومبیل رانندگی کنند.

5طنز تلخ_بالاخره می توان به طنز تلخ اشاره کرد که معمولا به شکلی با حادثه مرگ در ارتباط است.بعضی ها به طنز تلخ"لاس زدن با موضوع مرگ"می گویند.توجه داشته باشید که مرگ یکی از هراس های انسان هاست ومعمولا سعی می شود با حرف های خنده دار با ان برخورد شود تا از شدت نگرانی ناشی از آن بکاهد.(مدیریت استرس_دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان:مهدی قراچه داغی)

شوخ طبعی

دکتر ریموند مودی در کتاب خنده بعد از خنده به  4 نوع شوخ طبعی اشاره کرده است:

1 مرسوم و سنتی:در نظام شوخ طبعی مرسوم و متعارف دو یا چند نفر موضوع خنده داری پیدا می کند و دربارش حرف می زنند و می خندند.

2 شوخی و شوخ طبعی در مهمانی ها:در بسیاری از مهمانی ها کسانی پیدا می شوند که نقل محافل می شوند وبا حرف ها و حرکات خنده دار دیگران را می خندانند.

3 شوخ طبعی خلاق:نمونه اش را در کسانی می یابیم که کارشان نوشتن بذله و لطیفه است این اشخاص اغلب بسیار با نمک خوش مشرب و به شدت خلاق هستند.

4 آزاده و ورزشکار:بالاخره به کسانی برمی خوریم که می توانند به کارهای خودشان بخندند و از انسان بودن خودشان لذت ببرند .آنها با خندیدن به اشکالات و عیوبت خود اغلب در موقعیت شادی به سر می برند

نظریه هایی درباره مشرب خوش

نظریه برتری

به نظر می رسد که افلاطون در قرن چهارم قبل از میلاد نخستین کسی بود که به این موضوع اشاره کرد.وقتی حرفی به زیان دیگران زذه می شود وافراد به ان می خندند کسی که طنز مشمول حال او شده به شکلی تحقیر می شود و کسی که حرف را زده احساس برتری می کند و به احساس بهتری می رسد.برتری طلبی با بیان طنز و شوخی در مواقعی حالت توهین آمیز و تهاجمی پیدا می کند.کسی که از این شیوه استفاده می کند احتمالا به عزت نفس می رسد وطرفی که مورد طنز قرار گرفته از عزت نفسش کاسته می شود.

نظریه تولید شگفتی یا نا همخوانی

نظریه دیگر درباره طنز این است که شخصی با گفتن یک لطیفه یا یک حرف طنز آمیز می خواهد نظر حاظران در جلسه را به خود جلب کند.

نظریه راحت شدن /تخلیه شدن

بر اساس این نظریه اشخاص از آن جهت می خندند که می خواهند انرژی عصبی جمع شده در وجودشان را تخلیه کنند .فروید اولین کسی بود که در این باره صحبت کرد.فروید عقیده داشت افراد با خندیدن به شکلی تخلیه می شوند و بسیاری از مقولات عصبی و جنسی را که تحت تاثیر ذهن هشیار سرکوب کرده اند از وجود خود بیرون می ریزند. از این رو فروید معتقد بود که خنده نشانه اضطراب انباشته شده در درون است.

نظریه ربوبیت

با انکه مدتهاست این نکته را می شناسیم اما جدیدترین نظریه درباره خندیدن این است که ماهیت معنوی انسان را تقویت میکند.بر اساس نظر ربوبیت مشرب خوش هدیه و نعمت خداوند است.بسیاری از نویسندگان با مراجعه به کتب مذهبی به این نتیجه رسیدند که شوخ طبعیريا،بذله گویی  ومشرب خوش هدیه ای از طرف خداوند به بشر است.(مدیریت استرس_دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان :مهدی قراچه داغی)

مزاج درمانی روشی برای مقابله با استرس

به زبان ساده استفاده از بذله و مشرب خوش ساختکارهای دفاعی است.بذله و مشرب خوش می تواند رضایت و خشنودی را افزایش دهد ودر ضمن از میزان تالم می کاهد.مقاله ای که در سال 1978 در نشریات روانشناسی امروز به چاپ رسید به این موضوع اشاره داشت که اشخاص بطور متوسط روزی پانزده دقیقه می خندند و تقریبا به همین اندازه خشمگین می شوند.مهمترین فایده بذله و مشرب خوش این است که تعادلی میان ادراک های مثبت ومنفی ایجاد میکند.

فرانکل در کتاب انسان در جستجوی معنا می نویسد که خنده و مزاج به روحیه زندانیانی که هر لحظه انتظار مرگ را می کشیدند کمک کرد تا بهتر بتوانند در برابر شرایط دشوار اردوگاههای مرگ ایستادگی کنند.فرانکل در این کتاب نوشت :بذله ومزاح سلاح روحی و روانی دیگری بود که از ان برای حراست از نفس خود استفاده شد"شوخی های منفی وتوهین امیز مانند شوخی های که به موضوعات قومی،نزادی وجنسی اختصاص دارند ونیز شوخی هایی که به شکل طعنه آمیز هستند ساختکارهای دفاعی مطلوب برای مقابله به حساب نمی ایند .شوخی های منفی ممکن است عزت نفس را بالا ببرند اما این افزایش کاذب است که ارزش پایا و دوام ندارد.

فیشر 1985 با بررسی روی شخصیت کمدین ها به این نتیجه رسید که بسیاری از کمدین های حرفه ای در خانواده های الکلی ،در یتیم خانه ها و یا در خانواده هایی نتلاشی بزرگ شده اند در این مورد استفاده از بذله و مزاح اغلب شناخت ،تصدیق و تایید ونیز تایید خویشتن را به همراه می اورد.گیلداراند کمدین مشهور در کتاب همیشه چیزی هست می نویسد که استفاده از بذله گاهی یک رفتار منفی است :"میتوانید با کمدی دیگران را کنتر کنید . کاری می کنید که دیگران بخندند وقتی صدای خنده دیگران را می شنوید خنده ای که خود شما سبب ساز آن بوده اید احساس می کنید که بر صحنه و اوضاع مسلط هستید.به همین دلیل است که بسیاری از کسانی که در کار کمدی هستند روان رنجورند ومسادل فراوان دارند.گاه می گوییم کمدین ها میخواهند محبوب واقع شوند اما در مواقعی به کنترل و تسلط بر صحنه و اوضاع احتیاج دارند"

فیزیولوژی مزاج

حق با نورمن کوزینس بود که می گفت:احساسات مثبت رابطه ی ذهن و جسم را بهتر می کند .خنده در واقع روی فیزیولوژی بدن اثر میگذارد وبا خود التیام را به همراه می اورد.کوزینس در بررسی های بالینی به این نتیجه رسید که چندین ساعت خنده از میزان رسوب های خون به مقدار اندک می کاهد .کوزینس در کتاب کالبد شکافی یک بیماری می نویسد:میزان کاهش(5 درجه) انقدرها زیاد نبود اما روبه افزایش و فزاینده بود.دکتر ویلیام فرای تمام مدت عمر خود را به بررسی درباره رابطه ذهن وجسم اختصاص داده است وبه نتایج بسیار جالبی رسیده است.چنین به نظر می رسد که خنده روی سیستم های فیزیو لوژیایی بدن اثرات کوتاه مدت وبلند مدت دارد.درکوتاه مدت،خنده می تواند به پاسخ استرس وبالا رفتن ضربان قلب منجر شود،فشار خون،تنش های عضلانیو سرعت تنفس را هم افزایش می دهد.اما دیری نمی گذرد که از شدت ناراحتی کاسته می شود ومعیارهای دشواری به کمتر از حد سابق خود برمی گردد.خنده شرایطی شبیه به قرار گرفتن تدریجی در حالت آرمیدگی دارد.خنده در کوتاه مدت فشار خون را ثابت نگه میدارد،اندام های حیاتی را ماساژ می دهد،گردش خون را سرعت می بخشد،به گوارش کمک می کند وخون اکسیژن بیشتری گرفته و به دورترین نقاط بدن می رساند.

فرای درباره اشک بررسی کرده است،اشک ناشی از گریه ،اشک ناشی از خنده و اشک ریختن مصنوعی (مثلا اشکی که به هنگام خرد کردن پیاز از چشمان سرازیر می شود) او به این نتیجه رسیده که اشکهای احساسی در مقایسه با اشکهای مصنوعی حاوی مقادیر بیشتر پروتئین و زهرابه هستند.فرای به این نتیجه رسید که  اشک های ناشی از پاسخ های احساسی و عاطفی از میزان زهرابه های ناشی از استرس می کاهد.و این بار دیگر نشان میدهد که ابزارهای جسمانی-هم خنده و هم گریه به سلامت اشخاص کمک می کند.

اندیشه های منفی هورمونهای استرس را در افراد ازاد می کنند و از کارایی دستگاه ایمنی بدن می کاهند.اندیشه های مثبت انسجام دستگاه ایمنی بدن را بیشتر می کند.این کار با آزاد شدن یک نوروپپتید خاص از غده هپوفیز و سایر بافتهایی که در سرتاسر بدن وجود دارند انجام می پذیرد.در حالیکه تا به امروز شصت نوروپپتید شناسایی شده است دانشمندان معتقدند که احتمالا نوروپپتید های بسیار بیشتری در کارند که به دستگاه ایمنی بدن کمک می کنند.خنده می تواند در بدن مواد دردکش مخصوص به خود را تولید کند.

مراحل استفاده از مزاج درمانی

1 بیاموزید که زندگی بیش از اندازه جدی نیست.

2 برای هر روز خود یک موضوع فرح بخش در نظر بگیرید.اگه خوب نگاه کنید می بینید همواره در پیرامونتان موضوع هایی مضحک و خنده دار هست که می توانید به آنها بخندید.

3 قوه تخیل و خلاقیت خود را افزایش دهید.مشرب خوش و مزاح کردن و لطیفه گفتن همیشه اقدامی خلاق است.

الف)برای افزایش قوه تخیل خود بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

ب)هر زمان که می توانید داستان یا لطیفه ای بنویسید.

ج)با بچه ها بازی کنید.بچه ها از قدرت تخیل زیادی برخوردارند.

د)به سیاحت و کشف و اکتشاف به بدهید.کارهای شجاعانه بکنید.به موزه ها برویدو هنرهای زیبا را تماشا کنید.

ه)چیزی از خود خلق کنید.سرگرمی و تفریح جدیدی را شروع کنید.

4 به هنگام توصیف یک ماجرا یا یک حکایت از روش های مبالغه آمیز استفاده کنید.

5یک کتاب خانه از مزاح ها  و شوخی ها تهیه کنید.می توانید دفترچه ای بخرید و در آن هر لطیفه ای را که به نظرتان جالب می رسد یادداشت کنید.

6 بر عزت نفس خود بیفزایید.خندیدن در شرایطی که عزت نفس پایین است دشوار است.

مواقعی هست که همه ما خودمان را چاق،زشت،احمق یا خرفت ارزیابی می کنیم در این مواقع مسلما خندیدن و مزاح کردن دشوار می شود.همه روزه به خودتان تائیدهای مثبت بدهید .خودتان را دوست بدارید و بر توانایی های خود ارج بگذارید.(منبع:مدیریت استرس_دکتر برایان لوک سی وارد/برگردان:مهدی قراچه داغی)

 

+ نوشته شده در  89/09/23ساعت 14:2  توسط  فيض اله رحيمي   |