X
تبلیغات
روانشناسي - شادی در زندگی از دیدگاه روانشناسی، اجتماعی و دین

روانشناسي

شادی روح شهیدان صادق رحیمی و مظاهر رحیمی(پدر و فرزند) صلوات

به نام تو که شادی  را آفرید  دلی جزبا نام تو شاد نمی گردد.

 موضوع سمینار: شادی در زندگی از دیدگاه روانشناسی، اجتماعی و دین

 استاد راهنما: جناب آقای فیض الله رحیمی

دانشجو: سرکار خانم مرضیه عظیما

شمارۀ دانشجویی:851295892

آذر 1389

شادی چیست؟ عبارت است از بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، یا عبارت است از راضی بودن از زندگی خود این دو جزء یعنی عواطف مثبت و رضایت غالبا علل متفاوتی دارند. اغلب یک جزء سوم نیز وجود دارد که عبارت است از فقدان افسردگی، اضطراب یا دیگر عواطف منفی.

سرور جنبۀ هیجانی شادی است و رضایت جنبۀ شناختی آن.

جایگاه اصلی تجلی هیجانات چهره است. چهره یا صورت می تواند شماری از هیجانات را نشان دهد. اما فقط 7 هیجان را می توان به طور پایدار در اکثر فرهنگها تشخیص داد. یکی از آنها شادکامی است. علامت چهره ای شادکامی عبارت است از لبخند در حال جریان که به معنای علائم دوستانه و دیگر علائم اجتماعی مثبت هم می باشد. حالتهای چهره ای توسط عضلات چهره ای ایجاد می شوند که می توانند پوست صورت را حرکت دهند. مثلا عضلات گونه که در حالت خنده گوشه های دهان را به طرف بالا می کشد. این عضلات بواسطه عصب چهره ای فعال می شوند. این اعصاب پنج شاخۀ اصلی برای مناطق اصلی صورت دارند و از پل ها در پایه مغز منشعب می شوند و به واسطۀ هیپوتالاموس و با دامک کنترل می شوند. خنده در کودکان از 2 ماهگی شروع می شود و آن را می توان در این سن تشخیص داد. هیجانات مثبت و مراکز مغز:

آیا در مغز (مراکز لذت) وجود دارد؟

1- هیپوتالاموس منطقۀ اصلی برای خود تحریکی پاداش دهنده در میونهاست و در بردارندۀ سلولهای عصبی مربوط به پاداشهای غذایی است.

2- آمیگدالها (بادامک) رابطه بین محرکها و تقویت آموخته شده است. مرکز ارتباطات عصبی با درون دادهای ناشی از تالاموس، نئوکورتکس و هیپوکالپ و برون داد به سیستم اعصاب خود کاراست و به عنوان کامپیوتر هیجانی برای مغز توضیح داده شده است، زیرا به واسطۀ درون دادهای حسی، کاربردهای هیجانی ایجاد می کند. مسئول شادمانی ناشی از محرک ها یا فعالیتها یی است که با پاداشهای مثبت مرتبط شده اند.

3- کورتکس فرونتال در بروز هیجانات دخالت دارد. دیویوسون (1993) و دیگران دریافته اند که کودتکس قدامی چپ هنگامی که مردم شاد هستند فعال می شوند.

نقش انتقال دهنده های عصبی و داروها در هیجانات مثبت:

سه تونین، مهمترین انتقال دهنده عصبی است که باعث خلق مثبت می شود. این انتقال دهنده همچنین موجب بیداری، خلق مثبت و معاشرت پذیری می شود و مخالف افسردگی است اما اگر خیلی زیاد باشد منجر به شیدائی می شود. سرتونین از چند مرکز مغزی که توسط ناحیه ای در هیپوتالاموس تحریک می شوند، ترشح می شود. در بیماران افسرده و مایل به خودکشی، میزان کمی از سرتونین طبیعی وجود دارد. در اشخاص دارای حالت خلقی بالا و در حیوانات میزان سرتونین زیاد است و می توان آن را با داروهای ایجاد کننده سروتونین افزایش داد.

دو پایین: در خود تحریکی الکتریکی مهم است و بخشی از سیستم پاداش است. رولز (1999) فکر می کند که دو پایین ارتباطات بین آمیگد و کودتکس فرونتان را فعال می سازد و این امر باعث ارتباط محرکها و تقویت می گردد و از این طریق پاداشها را کنترل می کند. به طور معمول دو پامین به وسیلۀ خوردن، فعالیت جنسی یا کار کردن برای پاداشهای غذایی تولید می شود در بیماران افسرده میزان آن کم است. اما می توان با داروهای ضد افسردگی مثل پروزاک آن را افزایش داد.

اندورفین ها، مثل تریاک در کاهش درد نقش دارند، اما به احساس نشئگی نیز منجر می شوند.

گابا: یک مهارکننده عمومی است که عمل آن به واسطۀ بار بیتوراتها و آرام بخش های ملایم نظیر والیوم غنی می شود. نورآدرنالین: که در بر انگیختگی نقش دارد، رابطۀ نزدیکی با خلق مثبت دارد و توسط آمفتامین ها غنی می شود.

برخی از داروها: مثل الکل، سابقۀ طولانی دارند و به خاطر ایجاد هیجانات مثبت یا مهار هیجانات منفی کشف شدند و مورد استفاده قرار گرفتند. برخی از اینها مثل مسکالین بوسیلۀ سرخپوستان مکزیکی کشف شدند و برای تجارب مذهبی ای که ایجاد می کند، مورد استفاده قرار می گیرند.

الکل: به عنوان فرونشانی سیستم اعصاب مرکزی عمل می کند و این کار احتمالا از طریق کاهش ترخیص اکثر انتقال دهنده ها صورت می پذیرد. میزان کم الکل انتقال دهنده گابارا غنی می سازد و از این رو اضطراب را نیز کاهش می دهد و تا حدودی به کاهش مهار و افزایش صمیمیت اجتماعی، خندۀ بیشتر و فعالیت جنسی بیشتر منجر می شود.

لارسون و همکاران (1984) دریافتند که الکل هیجانات مثبت نظیر خوشحالی، معاشرت پذیری، تهیج، آزادی و ... تولید می کند.

پروزاک: یکی از داروهای ضد افسردگی است که می تواند باعث خلق مثبت، ؟ و تسکین افسردگی شود. این کار عمدتا از طریق بالا بردن اثر سروتونین و تاثیر غیر مستقیم اندورفین ها و دوپامین می شود. تا آنجا که معلوم شده است که اعتیاد آور نیست و پیامدهای دراز مدت بد ندارد. آمفتامین های موجود در نبز درین و قرصهای نیروزا با ترخیص دوپامین و نیز نورآدرنالین به عنوان محرک عمل می کند. آمفتامین ها باعث برانگیختگی کلی سلسله اعصاب مرکزی کاهش خستگی و بیداری می شود. قهوه و نیکوتین: نیز از طریق این انتقال دهنده ها و دیگر انتقال دهنده ها باعث برانگیختگی سیستم مرکزی اعصاب می شوند.

کوکائین و هروئین: می تواند موجب تاثیرات مثبت قوسی، نشاط، انرژی و آرامش شوند اما در مراحل بعد ممکن است تجارب بسیار ناخوشایند افسردگی یا اضطراب و تاثیرات بدنی نظیر استفراغ و خستگی تولید شود.

توهم زاها: مثل ال. اس. دی، اکستیسی، سیلوسایبین و مسکالین احساس آرامش . خرسندی تولید می کنند، اما باعث توهم و دیگر انواع از دست دادن تماس با واقعیت نیز می شوند. ماری جوانا: تاثیرات پیچیده ای منجمله نشئگی، اضطراب، بی قیدی و تاثیر بر سلامت عمومی دارد.

اجزاء شادی:

1- خشنودی :

یکی از اجزاء شادی است. لذت: بخش هیجانی و خشنودی: بخش شناختی شادی محسوب می شود. ارزیابی فکری یک مسئله، قضاوت درباره آن و چگونگی انجام شدن یک مسئله در حال حاضر و یا در گذشته بخش شناختی خشنودی هستند.

خشنودی از زندگی، به عنوان یک کل یا در ابعاد مجزا را می توان با مقیاسهای خودسنجی اندازه گیری که دو اغلب مردم خود را بالاتر از متوسط ارزیابی می کنند.

عوامل علی در ایجاد خشنودی: حائز اهمیت می باشند: درآمد، سلامتی، اشتغال و ارتباط های اجتماعی، تفریح، مسکن و آموزش تاثیر قابل توجهی در خشنودی دارند. خشنودی کلی از حالت هیجانی متاثیر می شود و می تواند به عنوان منبعی از اطلاعات مورد درمان قرار گیرد. همچنین خشنودی از عوامل شناختی از قبیل اسناد و کنترل ادراک شده و همچنین روشی که مردم دربارۀ گذشته فکر می کنند متاثر می شود.

 2- شوخی:

حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد می شود که فردی موضوعی ناهمخوان، غیر منتظره و یا سرگرم کننده را بگویید و یا انجام دهد. یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق می افتد و مردم می خندند. خنده دار بودن مسائل، نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است. شوخی ویژگی بسیار رایج در زندگی است، شوخی حدود 18 بار در روز اتفاق می افتد و غالبا پاسخی خود جوش به موقعیتها در حضور دیگران است. شوخی: یکی از روشهای القاء خلق مثبت است. شوخی کردن با استفاده از روشهای مختلف منبع مهم شادی است. شوخی تا اندازه ای غریزی است، شوخی توسط بخش معینی از مغز کنترل می شود. اگر برای شوخی مزیت زیست قائل شویم، می تواند در افزایش پیوستگی اجتماعی نقش مهمی داشته باشد.

خنده بیان عاطفه مثبت است اما شوخی تاثیر علی روی خلق و شادی دارد. شوخی یکی از شایع ترین و موثرترین روشهای القاء خلق است و ضمن تاثیر مثبت و شادی بخش، رویدادهای استرس زا را کم خطر می سازد.

شوخی همچنین کمک می کند تا به استرس های اجتماعی که از تعارضات درون جامعه ناشی می شود، نگاه متفاوتی داشته و موجب تخلیه تنش ها شود. شوخی یک پدیده اجتماعی است. منبعی از پیوستگی اجتماعی و بخشی از مهارتهای اجتماعی است که مردم را قادر می سازد که تنش های خود را تخلیه کنند و همبستگی را افزایش دهند. شوخی در عین حال پاداشهای اجتماعی ایجاد می کند. استفاده از روش هوشمندانه ارتباط های کلامی موجب نظر در زیردستان و حفظ ارتباط مثبت می شود. (آرگایل، مایکل(1382) روانشناسی شادی، مترجم: بهرامی، م)

 روابط اجتماعی:

اثر بسیار زیادی بر شادی و جنبه های دیگر سلامتی دارد و شاید بزرگترین علت منفرد آن باشد. در مطالعات دیگر نیز شواهدی مشاهده شده است مبنی بر اینکه ازدواج و زندگی خانوادگی را به عنوان قویترین اثر در ضایت و شادمانی مورد تایید قرار داده اند. ارتباطات اجتماعی، برتمام جنبه های سلامتی اثر دارد. دوستان موجب شادمانی، خلق های مثبت قوی، سلامتی و سلامت روانی و پیشگیری از تنهایی می شوند. مهرورزیدن منجر به لذت بیشتر و عزت نفس می شود. ازدواج قویترین اثر را بر شادمانی، سلامت روانی و جسمانی دارد و محرومیت از آن بسیار آشفته ساز است. زندگی خانوادگی، منبعی از شادمانی است.

دوست داشتن برای سلامتی مفید است. اسمیت و هوکلاند (1988) دریافتند که دانشجویانی که کسی را دوست داشتند، نسبت به کسانی که عاشق نیستند، تعداد گلبولهای سفید بیشتری داشتند و کمتر گلودرد و سرما خوردگی پیدا می کردند.

توضیح کلی این آثار مربوط به اثر مثبتی است که توسط مشارکت در فعالیتهای لذت بخش و مبادلۀ علائم غیر کامی مثبت، سلامت روانی توسط ارتباطات نزدیک که مانع استرس می شود. برونگراها و کسانی که مهارتهای اجتماعی بهتری دارند، از ارتباطات اجتماعی سود بیشتری می برند.

تاثیر کار اشتغال بر شادی: اکثر افراد در هنگام اشتغال به کار، خوشحال تر هستند و لحاظ سلامت جسمی و روانی در وضع بهتری قرار دارند. کار برای ما مفید است. رضایت شغلی چندین جزء دارد و خودش علت رضایت از زندگی است، گرچه اثر معکوس قویتر است. کاری که ویژگیهای نظیر کاربرد مهارتها، استقلال و تنوع مهارت دارد بیشتر رضایت شغلی را افزایش می دهد. طبیعت کار در حال تغییر است و کمتر رضایت بخش می شود خصوصا برای آنهایی که اشتغال موقتی دارند. جنبۀ اجتماعی کار به رضایت تعاون منجر می شود اما تعارض نقش، بد است. رضایت شغلی با سن و شخصیت فرق می کند. داشتن شغل موضوع مهمی است زیرا بیکاری و ترس از نداشتن شغل یکی از بزرگترین منابع ناشادی در دنیای مدرن است. یکی از آثار عمده بیکاری این است که آنهایی که کارشان را از دست می دهند کمتر شاد می شوند. غالبا معلوم شده است که افراد بیکار بیشتر افسرده یا مضطرب هستند یا دیگر نشانه های سلامت روانی ضعیف را نشان می دهند.

بیکاری در کسانی که از لحاظ روان ؟ در سطح بالا قرار دارند، پریشانی بیشتری ایجاد می کند در مطالعات دیگری گزارش شده است که در افراد درونگرا و شخصیتهای نوع A بیکاری آشفتگی بیشتری ایجاد می کند. آنهایی که نه جوان هستند و نه پیر شاید به علت مسئولیتهای خانوادگی، وضعیتشان بدتر می شود. به طور متوسط افراد بازنشسته، از افراد شاغل خوشحالترند، اما طول عمر افرادی که به کار ادامه می دهند، بیشتر است.

(افروز، غلامعلی (1376) روانشناسی سلامت)

تفریح چیست و چه تاثیری بر شادی دارد؟

تفریح شامل آن دسته از فعالیتهایی است که افراد در وقت آزاد انجام می دهند زیرا افراد این فعالیتها را به خاطر خودشان، برای شوخی، برای سرگرمی، برای بهبود خود، یا برای اهدافی که خودشان دارند انتخاب می کنند و نه برای سودمادی، انجام می دهند.

تفریح همان وقت آزاد نیست، برای مثال بعضی مردم وقت آزاد زیادی دارند اما نمی دانند چگونه از آن استفاده کنند و آن را تفریح تلقی نمی کنند. به هر حال برای تفریح داشتن وقت آزاد ضروری است. تفریح می تواند افراد را شاد کند و از آنجا که تفریح برخلاف ارتباطات، شغل و شخصیت ما، تحت کنترل ماست و به راحتی می تواند تغییر کند، اهمیت زیادی دارد. مهمترین فواید از ورزش و تمرین و از گروههای تفریحی بدست می آید. ورزش نیز یکی از تفریحاتی است که تاثیر بسیار شگفت انگیزی در سلامت روانی فرد دارد. موسیقی شادی آور، موفقیت در یک آزمون، پیدا کردن یک سکه، همگی حداقل برای 10 تا 15 دقیقه افراد را شاد می کنند اما یک پیاده روی سریع 10 دقیقه ای، می تواند افراد را برای 2 ساعت شاد کند و تمرینات بدنی شدیدتر، می تواند تا روز بعد افراد را شاد نگه دارد، با نگاهی کوتاه به تاثیر خاص ورزش و تفریح اجتماعی می توان به این نتیجه رسید که این موضوع تفریح بیشترین تاثیر را بر افزایش شادی دارند. تمرینات جسمانی و حمایت اجتماعی، در کاهش اثر استرس بر سلامتی اثر جدی دارند.

تاثیرات مثبت ورزش بر سلامت روان: طی مطالعاتی تایر (1989) دریافت که 10 دقیقه پیاده روی سریع منجر به کاهش خستگی، انرژی بیشتر و کاهش تنش در 2 ساعت بعدی می شود. مطالعات دیگر، پی بردند که بعد از یک ساعت تمرین جسمانی، افراد در تنش، افسردگی، خشم، خستگی و آشفتگی احساس کاهش می کنند و برای بقیه روز و حتی در بعضی موارد برای روز بعد احساس قدرت بیشتری خواهند داشت. تمرینات جسمانی منظم، همچون 4 بار در هفته برای مدت 10 هفته، حالات ثبت پایدار تری ایجاد می کنند. بخشی از این آثار ناشی از تعاملات اجتماعی با دیگران است.

تماشای تلویریون:

کوبی و سیکزن (1990) افراد مورد مطالعه خود را در حال تماشا تلویزیون فرا خواندند تا خلق آنها را مورد بررسی قرار دهند. آنها احساس کردند نسبت به قبل و بعد از تماشای تلویزیون کمتر فعال و هوشیار بود و میزان چالش و تمرکز این افراد کاهش یافته بود، آنها احساس کردند، میزان عاطفه مثبت این افراد کمی کاهش یافته بود، بسیار آرامتر بودند و خود را در حالتی از هوشیاری بین بسیاری و خواب توصیف کردند، به هر حال برنامه های تلویزیون می تواند موجب تغییرات خلقی مثبت و منفی شوند. تلویزیون می تواند به منظور کنترل خلق فرد بکار رود.

تاثیر موسیقی بر شادی:

موسیقی، مطمئنا می تواند خلق مثبت ایجاد کند و بعنوان یکی از موثرترین روشهای تغییر خلق در آزمایشگاه شناخته شده است. موسیقی از طرف دختران بعنوان منبع شادی ذکر شده است. رقص، سطح خیلی بالایی از شادی را ایجاد می کند و این شادی تا اندازه ای ناشی از موسیقی است. انواع مختلف موسیقی، حالات خلقی مختلفی را ایجاد می کند. موسیقی می تواند سطح بالایی از برانگیختگی و هیجان را ایجاد کند. هیجانهای ایجاد شده توسط موسیقی می تواند خیلی قوی باشد. موسیقی می تواند آرام کننده باشد، مثلا نواختن ملودیهای ساده با صدای آرام منجر به کاهش پرخاشگری افراد مجروح می شود.

بسیاری از مردم نوارهای موسیقی جمع می کنند آنها احتمالا قطعاتی از موسیقی که دوست دارند و یا قطعاتی که در آنها حالات خلقی مورد علاقه شان را ایجاد می کنند جمع آوری می کنند. آنوقت آنها در موقعیتی هستند که می توانند بخوبی با استفاده از موسیقی حالات خلقی خود را کنترل کنند. افراد زیادی به موسیقی گوش می دهند. آنها تقریبا بطور میانگین روزانه یک ساعت و ربع به موسیقی گوش می دهند. نوجوانان بیش از این مقدار به موسیقی گوش می دهند. در حالیکه این واضح است که موسیقی می تواند حالات خلقی مثبت ایجاد می کند.

مدرکی در مورد اثر آن بر شادی و رضایت مداوم وجود ندارد. موسیقی بعنوان نوعی از درمان برای بسیاران شناخته شده است. بخشی از این، اثر آرام کننده انواع خاصی از موسیقی هاست.

 تاثیر ثروت و طبقه اجتماعی بر شادی:

اقتصاد دانان در حال بررسی آسایش انسان هستند و اغلب فرض کرده اند که شادیهای انسان را می توان به وسیله میزان ثروت آنها سنجید. اما آیا پول باعث شادی مردم می شود و اگر چنین است چقدر پول و چه افرادی را؟

در مطالعۀ کیفیت زندگی در آمریکا دریافتند که موقعیت اقتصادی یازدهمین مورد از دوازده مورد ممکن از منابع رضایت از زندگی است. تاثیر ثروت موضوع بسیار مهمی است که مورد شک و تردید واقع شده است. برخی مطالعات اولیه، همبستگی کمی بین در آمد و شادی را گزارش کرده اند. پول در صورتی که بتواند نیازهای اساسی و جهانی برای غذا، سرپناه و لباس را برآورده سازد، می تواند شادی را افزایش دهد.

این موضوع با یافته های بدست آمده از جوامع، مبنی بر وجود ارتباط بین رضایت و سطح درآمد در محدوده درآمد پایین هماهنگی دارد و این رابطه در کشورهای فقیرتر قویتر است و در کشورهای غنی تر ضعیف تر است. نظریۀ مزلو برای توضیح این مطلب استفاده شده است. عقیدۀ مزلو، این بود که وقتی نیازهای اولیه شامل نیازهای فیزیولوژیک و سپس نیازهای به امنیت برآورده می شود، نیازهای بالاتر اهمیت می یابند که شامل مقبولیت اجتماعی، اعتماد به نفس و در انتها خود شکوفایی است. این  مطلب می تواند با توجه به آثار بسیار گستردۀ درآمد فنی بر تسهیلات زندگی و نه فقط غذا و حمل سکونت بهتر، بلکه تفریحات، تربیت و تحصیل، درمان، مسافرت و محیط توضیح داده شود. مردم پول را برای چیزها یا فعالیتهای خرج می کنند که دوست دارند و گمان می برند که آنها را ارضاد می کند یا برای آنها لذت آور است و بعضی از مردم پول را برای غذا یا سایر نیازهای اساسی و نیز برخی انواع تفریحات خرج می کنند. کاریک منبع مهم شادی است و همچنین زایندۀ پول است. پول ارزشمند است زیرا نشانۀ موفقیت و موقعیت اجتماعی می باشد که با لباس، ماشین، خانه و سایر دارائیها مشخص می شود و همه اینها بخشی از نمایش – خود محسوب می شود که بر شناخت و واکنش دیگران تاثیر می گذارد. پول نیازهای اساسی را برآورده می سازد ولی بیشتر از آن نیز انجام می دهد و طیف وسیعی از نیازها را برآورده می سازد، در عین حال یک ارزش نمادین دارد و به عنوان یک تکیه گاه و کنترل کننده رویدادها عمل می کند. ثروت مطمئنا یک مقیاس برای شادی نیست و در مورد گروههای اجتماعی و ملتهائی که توسعه یافته هستند، رابطۀ ضعیفی با شادی دارد. با توجه به این که ما پول را برای اموری که علاقه داریم صرف می کنیم و به خاطر اینکه ماتصور می کنیم پول باعث  لذت ما می شود به غلط تصور می شود که پول ریشه شادی است. ولی سایر علل مهمتر شادی مانند عشق، تفریح بیشتر، نگرشهای مثبت، انتخاب اهداف هزینه کمتر داشته و یا مجانی می باشند. و برخی مانند کارکردن درآمدزا نیز هستند. (آرگایل، مایکل (1382) روانشناسی شادی، مترجم: بهرامی . م انتشارات جهاد دانشگاهی)

تاثیر برون گرایی بر شادی:

تحقیقات نشان داده اند که برون گرایی با خوشبختی و به طور خاص با عاطفه مثبت همبستگی دارد. این ارتباط چنان قوی است که کاستا و همکاران (1981) دریافتند که این همبستگی را می توان در مورد شادی تا 17 سال بعد پیش بینی کرد. چرا برون گراها نسبت به درون گراها شادتر می باشند؟

برون گرایان نسبت به درون گراها شادتر هستند زیرا برون گرایان به خاطر ساختمان مغزشان نسبت به پاداش بیشتر پاسخ می دهند، بنابراین شادتر هستند و روان نژندان نسبت به تنبیه بیشتر پاسخ می دهند، بنابراین ناشادتر هستند، برون گرایان نسبت به درون گرایان از القاء خلق مثبت بیشتر تاثیر می پذیرند ، در حالی که در مورد القاء خلق منفی، تفاوتی بین این دو گروه وجود ندارد. مجموعه ایی از مطالعات نشان می دهد که شادی برون گرایان تا اندازه ایی ناشی از لذت تعامل اجتماعی با دوستان می باشد که برون گرایان از آن لذت بیشتری می برند، زیرا آنها دارای مهارتهای اجتماعی قوی تری می باشند که آنها را قادر به برقراری ارتباطات اجتماعی می سازد. در یک مطالعۀ طولی مشخص شد که افرادی که هستند برون گرایی بودند، به خصوص افراد جوان، حوادث مطلوبی در زندگی خصوصا در عرصه های کار و تفریح تجربه کردند. این موضوع می تواند با انتخاب ورود به چنین رویدادهایی و یا با توانایی تغییر این رویدادها انجام پذیرد و به احساس خوشبختی بیشتر و افزایش برون گرایی منجر می شود. مقیاس های شادی در طول زمان خیلی پایا هستند. جنبه های مختلف خوشبختی فردی، با یکدیگر همبستگی دارد. مطالعات در مورد دوقلوها اساس  ارثی شادی را نشان داده اند. شادی و خصوصا عاطفه مثبت به طور قوی با برونگرایی همبستگی دارد و عاطفه منفی به طور قوی با روان نژنده همبستگی دارد.

خوشبختی با جنبه های شناختی مختلف شخصیت همبستگی دارد. در یک مفهوم گسترده تر این جنبه ها بخشی از خوشبختی هستند و این همان دیدگاه ریف می باشد.

بین شادی و کنترل درونی، عزت نفس، خوش بینی و هدفمندی زندگی ارتباط قوی وجود دارد، هدفمندی زندگی به وسیله تعهد به اهدافی ایجاد می گردد که واقع بینانه می باشد و برای آنها منابعی وجود دارد. بعضی محققان اینگونه نتیجه گیری کرده اند که شخصیت نسبت به نژاد، طبقه اجتماعی، پول، ارتباطات اجتماعی، کار، تفریح، مذهب و دیگر متغیرهای محیطی، اثر تعیین کنندۀ بیشتری در شادی دارد.

شخصیت و موقعیت: هر دو بر شادی اثر دارند و با یکدیگر تعامل دارند. بدین معنا که بعضی از افراد نسبت به موقعیتهای لذتبخش بیشتر پاسخ می دهند (حساس ترند) و به این معنا که شادی تا اندازه ای از طریق انتخاب و کنترل موقعیتها و روابط بدست می آید. رضایت مندی و عاطفه مثبت با افزایش سن، کمی افزایش می یابد و عاطفه منفی با افزایش سن کاهش می یابد و این دو مورد در مردان بیشتر است این افزایش با وجود درآمد کم و بهداشت بدتر افراد سالمند وجود دارد، که شاید به خاطر آن است که سالمندان می توانند در طول زمان با موقعیتهایشان (مشکلاتشان) کنار بیایند. تفاوتهای جنسیتی در شادی، کوچک است ، اما زنان کمی شادتر از مردان هستند، اگرچه آنها احتمال بیشتری دارد که از افسردگی رنج ببرند زنان هر دو نوع عاطفه مثبت و منفی را به صورت قوی تر تجربه می کنند.

(اندرومیتوس (1384) آخرین راز شاد زیستن، افضلی راد، وحید)

تاثیر مذهب بر شادی:

مقیاس های هدف در زندگی، قویا با شادی همبستگی دارند و مذهب یکی از منابع آن است. مطالعات فراوان نشان داده است که حضور در مکان های مذهبی قویترین رابطه را با شادی و سلامتی داشته است. همچنین حضور در این مکانها بیشتر از دیگر متغیرهای مذهبی نظیر دعا و باور، با رضایت از زندگی، شادی و سلامتی رابطه داشته است.

حضور در این ؟ در عین حال قویترین پیش بینی کننده سلامت است. نزدیکی با خدا همبستگی معادل 16% با شادی و رضایت از زندگی دارد. شدت عبادت، دعاهای مکرر و احساس نزدیکی با خداوند قویترین پیش بینی کننده رضایت از زندگی است.

سلامتی وجودی جنبه ای از سلامت اجتماعی است که بیشترین تاثیر را از مذهب می پذیرد رابطه با خداوند از طریق نیایش، دعاهای خصوصی و تجارب مذهبی را می توان به همان صورت راطه با انسانها تجربه کرد و به همان مزایای مشابه دست یافت. از میزان دعاهای شخصی به عنوان قویترین پیش بینی کننده سلامتی نام برده شده است. سومین راهی که از طریق آن مذهب ممکن  است سلامتی را متاثر سازد از طریق باورهاست. قدرت باورها، اطمینان و قطعیت وجودی نه فقط در رابطه با اعتماد به زندگی پس از مرگ بلکه در فراهم کردن معنی و هدف زندگی نقش دارد. رابطه با خدا از طریق تجربه دعا و تجارب مذهبی به عنوان نوعی رابطه حمایتی اجتماعی عمل می کند. فعالیتهای مذهبی، هیجانات مثبت قوی ایجاد می کند مراسم و مناسک مذهبی نیز احساسات جامعه پسند تولید می کنند و با حضور دیگران احساس وحدت ایجاد می شود. این یکی از شیوه هایی است که در آن مذهب یک پدیده اجتماعی است. مزایای مذهبی برای سلامتی برای افرادیکه دلبستگی زیاد دارند، برای سالخوردگان و برای بنیادگرایان در بیشترین حد قرار دارد زیرا آنان به باورهای خود اطمینان دارند و آنها را قطعی تلقی می کنند.

(میتوس، اندره (1386) شادی بیکران، مترجم افضلی راد)

یکی از روشهای شاد زیستن: این است که در حال زندگی کنید. میزان آرامش ذهن و کارآئی فردی ها براساس میزان توانایی ما برای زیستن در لحظۀ حال مشخص می شود صرفنظر از آنچه دیروز رخ داده است و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد حال جایی است که شما در آن ایستاده اید. از این دیدگاه، کلید شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است. یکی از نکات جالب درباره کودکان همین است که آنها خود را تماما در حال غرق می کنند آنها کاملا درگیر فعالیت کنونی خود می شوند.

اما وقتی بزرگ می شویم هنر فکر کردن و نگران بودن همزمان را فرا می گیریم. به مشکلات گذشته و مسائل آیننه اجازه تجمع در زمان حال را می دهیم. و بدین ترتیب حال را می بازیم. ما همچنین یاد می گیریم که لذائذ و شادیهای خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید آینده ای متفاوت بنشینیم. سعی کنید زمان را از دست ندهید زمان واقعا وجود خارجی ندارد زمان چیزی جز یک مفهوم انتزاعی در ذهن ما نیست. این لحظه، تنها زمانی است که در اختیار داریم از این لحظه چیزی بسازید. راه دیگر برای شاد زیستن: بخشندگی و بخشش خود و دیگران است.

عفوکردن خود و دیگران، دادن یک رای مثبت به زیستن در زمان حال است. وقتی از بخشش دیگران امتناع می کنیم در واقع این ما هستیم که رنج می بریم در پنجاه درصد موارد فرد (گنهکار) حتی خبر ندارد که در سرما چه می گذرد.

در حالی که ما خویش را در کانون رنج های فراوان قرار داده ایم، گناهکاری همچنان در تمام طول زندگی روند خود را ادامه می دهد. همچنین سرزنش کردن دیگران هیچ ثمری برای ما ندارد و چیزی را تغییر نمی دهد. آب رفته به جوی باز نمی آید. وقتی راه بخشش را بر می گزینیم وقتی تغییر می کنیم، دیگران هم تغییر می کنند. وقتی نگرش خود را نسبت به دیگران عوض می کنیم آنها هم شروع به تغییر رفتار خود می کنند گویی در همان لحظه ای که تصمیم به تغییر زاویه دید خود می گیریم دیگران هم به انتظارات تغییر یافته ما پاسخ مثبت می دهند. اگر بخشیدن دیگران مشکل است بخشیدن خود بمراتب دشوارتر است. سرزنش کردن و احساس گناه داشتن هر دو احساساتی خطرناک و ؟ وقتی به سرزنش خود و دیگران می پردازیم از مسئله اصلی که باید کاری در رابطه   با آن انجام بدهیم غافل می شویم. ابراهام لینکلن: (اغلب مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند). در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدرها تعیین کننده شادی ما نیست بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد. اما شاد بودن همیشه آسان نیست. شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنۀ زندگی باشد و گاه می تواند تمام پافشاریها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده ایم مخدوش کند. معنا بلوغ، قبول مسئولیت شادی خویش و تمرکز بر داشته ها بجای نداشته هاست. از آن جائی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزیند الزاما تعیین کننده میزان شادی های خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم اما ما غالبا بر عکس عمل می کنیم. اغلب تعریف ها و تمجیدها را ناشنیدها می گیریم اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه می داریم.

اگر اجازه بدهید که یک تجربه یا یک حرف ناخوشایند ذهن شما را به خود مشغول کند خود شما از عواقب آن رنج خواهید برد یادتان باشد که شما زیر سلطه ذهن  خود هستید. اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چند دقیقه فراموش می کنند اما یک اهانت را سالها بخاطر می سپارند. آنها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی را که 20 سال پیش به آنها شده است با خود حمل می کنند.

علت غمگینی انسان آن است که زندگی بدانگونه ای که او می خواسته، نیست. زندگی با آرمانهای او جور در نمی آید و در نتیجه او را غمگین و افسرده می سازد. ما می گوئیم: « من وقتی خوشحال خواهم بود که...» اما زندگی هم شادی و نشاط دارد هم محرومیت و عجز، زندگی گاهی تصاحب هدف است و گاهی دور ماندن از آن. بنابراین تا وقتی که بگوئیم «من وقتی خوشحال خواهم بود که...» فقط خود را فریب داده ایم، شاد زیستن، یک تصمیم است. خیلی ها چنان زندگی می کنند که گوئی یک روز در مسیر عمر عاقبت به شادی خواهند رسید مثل کسی که به ایستگاهی می رسد. هر یک از ما برای شاد زیستن به یک تصمیم نیاز داریم می توانیم هر روز برای خود خاطر نشان کنیم که وقتی محدودی در اختیار داریم تا از این عمر کوتاه بیشترین بهره را ببریم و می توانیم به دور از زمان حال، در امید آینده بهتر باشیم؟

قطعه زیر را یک پیرمرد هشتادوپنج ساله در آستانه مرگ نوشته است که دقیقا به این موضوع ارتباط دارد:

(اگر می توانستم یک بار دیگر زندگی کنم آنوقت سعی می کردم اشتباهات بیشتری مرتکب شوم، آنقدرها بی عیب و نقص نباشم، بیشتر استراحت می کردم و نادان تر از این سفرم می شوم. در واقع خیلی چیزها بود که من آنها را بیش از حد جدی گرفتم باید دیوانه تر می بودم. اگر یک بار دیگر بدنیا می آمدم شانس خود را بیشتر امتحان می کردم، بیشتر سفر می کردم. و بستنی های بیشتری می خوردم. با مشکلات حقیقی رودرو می شدم و مشکلات خیالی را کنار می گذاشتم، اگر زندگی از نو تکرار می شد در سپیده دم صبح های بهاری با پای برهنه به پیاده روی می رفتم و در پائیز تا دیر وقت به خانه بر نمی گشتم، چرخ و فلک بیشتری سوار می شدم و با نشاط تر از این زندگی می کردم).

ما باید از زمان محدودی که داریم حداکثر استفاده را ببریم.پیرمرد بخوبی فهمیده بود که برای شادتر بودن و برای بهره برداری از زندگی نباید دنیا را تغییر دهد، بلکه باید خودش تغییر کند، دنیا بی عیب و نقص نیست.

یکی دیگر از راههای شادی و شاد زیستن خندیدن است: وقتی که می خندیم همه چیز به نفع جسم و ذهن ما پیش می رود، آندورفینی که در مغز تخلیه می شود به ما احساس (پرواز طبیعی ) می دهد و بازدهی سیستم تنفسی درست مانند زمانی می شود که به ورزش دو پرداخته ایم. خنده درد را تسکین می دهد. ما تنها زمانی می توانیم بخندیم که آسوده خاطر باشیم و هر چه میزان این آسودگی بیشتر باشد درد را کمتر احساس خواهیم کرد. در اینجا می توان کودکان را سرمشق خود قرار دهیم کودک بطور طبیعی و بدون احساس خجالت تقریبا به همه چیز می خندد گویی به وضوح می داند که یک خنده سیر او را سالم و متوازن نگه می دارد. بچه ها با عطش سیری ناپذیر نشاط و شادی قدم به این جهان می گذارند. شرم آور است که اغلب ما انسانها بارسیدن به دوران بزرگسالی نگرشی را جایگزین می کنیم که می گوید: (زندگی شوخی بردار نیست). بزرگسالان وقت فراوانی را صرف محدود کردن خنده های کودک می کنند و مدام به او تذکر می دهند: «سرکلاس با صدای بلند نخند...»

«موقع غذا خوردن نباید بخندی» و... تا آنکه قسمت اعظم این خوشی را از کودک می گیرند. (چاپیان، ماوی، (1385) زندگی شاد، مترجم تراچه داغی، مهدی)

نکاتی کوتاه و مفید برای داشتن یک زندگی شاد:

1- یکی از مهمترین نکات برای داشتن یک زندگی شاد می توان برای یافتن یک دوست خوب تلاش کرد. ارتباطات نزدیک یکی از مهمترین فاکتورهای حساس شادمانی است این مسئله بیش از رضایت فردی یا یک عضو از دنیا بودن انسان را راضی می کند. احساس نزدیکی به دیگران شما را 4 برابر بیش از وضعیت قبلی تان راضی خواهد کرد  2

2-  هر گاه شب برای خوابیدن به رختخواب می روید تنها به یک مسئله و موضوع فکر کنید: کسانی که دچار کم خوابی هستند یا نگرانی ذهنی دارند هنگام خواب از موضوعی به موضوع دیگر می پردازند و از مشکلات خود لیستی طولانی تهیه می کنند.

3- قدر چیزهایی را که در اختیار دارید بدانید: انسانهایی که در زندگی احساس رضایت می کنند همواره قدر چیزهایی را که در اختیار دارند می دانند و هرگز خود و دارایی هایشان را با دیگران مقایسه نمی کنند. وقت زیادی را صرف تکیه بر چیزهایی که به دست نیاورده اند یا می دانند به دست نخواهند آورد نمی کنند. اگر قدر و ارزش چیزهایی را که دارید بدانید احساس رضایت و شادی خواهید کرد.

4- منطقی فکر کنید، همۀ ما نیازمندیم دلایل پیشرفت و معیارهای سنجش مان ارزیابی شود، برای دستیابی به اهداف ناممکن تلاش نکنید، شاید متوجه این موضوع نباشید که چرا خواسته ها و اهدافتان برآورده شده است. منطقی فکر کردن به میزان 6% ارزش و معنای زندگی را برای انسان افزایش می دهد.

5- نسبت به کارهایی که عزیزانتان انجام می دهند و باعث ناراحتی شما می شود خود را بی توجه نشان ندهید: برخی از انسانها عادت دارند برای این که خود را فردی سازگار نشان دهند از تمام مسائل و جریاناتی که ممکن است اختلاف نظر و درگیری به همراه داشته باشد خود را دور نگه می دارند. گاهی بشدت عصبانی می شوید در این صورت بحث تفاهم نداشتن را مطرح کنید و به هنگام طرح مسئله آرام و علاقمند و منطقی باشید و دقت کنید که عصبی و پرخاشگر نباشید.

6- سعی کنید هر روز کارهای متفاوت و جدیدی انجام دهید: روزهای در زندگی همدلی ما وجود دارد که بدون انجام دادن کار مثبت یا مفید آن را به پایان می رسانیم. اگر با مختصری تلاش هر روز کار مفیدی انجام دهیم شانس دستیابی به اهدافمان را افزایش می دهیم.

7- تصمیم بگیرید که برای رسیدن به احساس ارزش کردن از وابستگی به دیگران بی نیازید شما انسان ارزشمندی هستید. به خود بگوئید که وابستگی عشق نیست. در دفترچۀ خود رفتارهایی را نشانۀ وابستگی شما به تایید و تصدیق دیگران است بنویسید.

اسامی اشخاصی را که برای رسیدن به احساس ارزشمندی به آنها متوسل می شوید یادداشت کنید.

8- آیا به پذیرفتن شدن از سوی دیگران بها می دهید و اگر شما را نپذیرند عصبی و خشمگین می شوید؟ به خود بگوئید که از این توقع دست می کشید. می توانید خودتان باشید و به خاطر این خود بودن مورد محبت قرار گیرید. برای خود هدف جدید به عنوان خویش جدید مستقل در نظر بگیرید.

9- در شرایط استقلال مواظب باشید که رفتار شما خود خواهانه و حمایت آمیز نباشد. باید رفتاری محبت آمیز و جوشنده داشته باشید سخنان و رفتارهای محبت آمیز را بنویسید و تمرین کنید.

10- تصمیم بگیرید که رفتار کودک عاجز و یا نقش والدانه را در روابط عاشقانه و بالغانۀ خودکار بگذارید. رفتارهای کودکانه و والدانه را در دفترچه خود بنویسید و آنگاه مصمم شوید که از این رفتارها برای همیشه اجتناب نمائید.

یکی از راههای زندگی شاد لزوما موفقیت در زندگی نیست. خوشبختی در پی موفقیت بدست نمی آید، موفقیت در انجام کار ممکن است انسان را به کار بیشتر تشویق کند.

تنها چیزی که موفقیتهای ما را محدود می کند و از شادی ما می کاهد تفکری ست که به ما می گوید (نمی توانی موفق شوی) و این واقعا حرف تازه ای نیست که (آن که می گوید می تواند و آنکه می گوید نمی توانم، نمی تواند)

یک انسان کامل بودن، بسیار ارزشمند است، انسانهایی که شهامت پرداختن بهای عشق را دارند بسیار انگشت شمارند، عاشق کسی است که تمام اندیشه امنیت را رها کرده و بی پروا به روی هر خطری آغوش گشوده است، باید زندگی را همچون معشوقی شاد در آغوش گرفت.

(متیوس، اندرو (1386) شادی بیکران، مترجم افضلی راد )

برداشتن کوتاه از گفتگوی دکتر محمود گلزاری راجع به شادی و نشاط:

هدف از این مصاحبه دنبال کردن بحث شادی و نشاط و کانیزم تولید آن است. سوال این است که چگونه یک دانشجو می تواند شاد باشد؟ آیا فقط با کسب موفقیت ها و کامیابی هایی که مورد تایید جامعه است می توان به شادی و نشاط رسید؟

بحث را از این جا آغاز کنیم که وقتی ما جوانی را می بینیم. از کجا می توانیم متوجه شویم این جوان شاد است؟ در حال حاضر، یک سری استانداردهایی در خصوص شادی و نشاط مورد توافق همگانی قرار گرفته است: چهرۀ گشاده، وجود لبخند بر لبان، لباس مناسب، بزرگترین نتیجه ایی که یک جوان شاد بدست خواهد آورد موفقیت او در امور زندگی است. پیامد دوم: این شادی و نشاط افزایش ارتباطات اجتماعی مناسب است. علاوه بر آن جوان شاد از سلامت جسمی و روحی خوبی هم برخوردار خواهد بود. اما نکته اساسی این است که عوامل پدید آورندۀ شادی چیست؟

خوب است برای بررسی علل شادی ما شادیها را به دو دسته کلی شادیهای زودگذر و شادیهای پایدار تقسیم کنیم. به عبارت دیگر. شادیها یک زمانی سازنده اند و یک زمانی مخرب.

شادی وقتی سازنده و پایدار است که با اختیار و خودآگاهی و هدف عالی همراه باشد، اما اعتیاد به برخی چیزها مثل مواد مخدر یا موسیقی یا... حالتی را برای انسان پیش می آورد که انسان مسائل اطرافش را فراموش می کند. چه بسیار انسان هایی که برای فرار از واقعیت های زندگی به این امور پناه می برند. اگر تفریح و شادی ما گریز از خودی به بی خودی باشد. آن را نمی توان شادی پایدار و واقعی دانست، نشاط ناپایدار است که دقایقی چند دوام نخواهد داشت، نشاطی است که نقطه چهرۀ شخص را می پوشاند، خنده ای است که از گریه غم انگیزتر است.

شاید بتوان ناپایداری این قبیل شادیها را پذیرفت و اصولا خیلی از لذات و شادیهایی که ما در زندگی از آن بهره مند شده ایم و می شویم. ناپایدار هستند. اما دلیل شما برای این که این شادی کاذب هستند چیست؟

آیا مقولاتی همچون رقص و آوازهای جمعی را نمی توان پاسخی به یک نیاز اساسی قلمداد کرد و لذت ناشی از ارضای آن را حقیقی دانست؟

من در طول دوران زندگی علمی و کاری خود جوانهای بسیاری را دیده ایم که پس از لحظه های غافل کننده شادیهای نوع کاذب، زانوی غم بغل گرفته اند، گریه کرده اند و در موارد حاد، دست به خودکشی زده اند، دلیل آن هم به نظر من اینست که: چنین افرادی وقتی به خود آمده اند و آن غوغای رقص و آواز را تمام شده یافتند باز خودشان را با همه ضعف ها و واقعیت های تلخ زندگی که به نحوی قصد فرار از آن را داشته اند رو به رو دیده اند.

خوب این جا این سوال پیش خواهد آمد که چگونه می توان نیازهای حقیقی را تشخیص داد تا در پرتو آن به تمیز میان شادیهای واقعی و شادی های کاذب دست پیدا کرد؟

تعبیر زیبایی در قرآن راجع دنیا و آخرت وجود دارد که می تواند سوال شما را جواب دهد قرآن تفاوت آخرت را با دنیا این گونه بیان می کند که «و الاخره خیر وابقی» یعنی آخرت دو خصوصیت دارد که دنیا از آن بی بهره است، در آخرت هم خیر است و هم تداوم. بر همین اساس می توانید امور دنیایی را از امور آخرتی تشخیص داد. شادی ناشی از مواد مخدر، رقص و آواز که نه خیری در آن است و نه تداومی دارد، براساس فلسفه الهی از مقولات دنیوی هستند. دنیا هر چیزی است که ما را از خدا غافل بدارد و به امور غیر مفید ورود گذر بکشاند.

دانشجویی که به خاطر بی برنامه گی اش دچار شکست تحصیلی شده اگر انسان سالم و واقع بینی باشد، نباید دچار ناامیدی شود و توانایی هایش (فراموش کند و به چیزهایی پناه ببرد که حقیقتا از حل مسائل او ناتوانند. او باید بفهمد علت شکستش چه بود؟ و درصدد برخورد منطقی با آن باشد)

یکی از عوامل مهمی که نشاط و شادی جوانان دانشجو را با تهدید رو به رو می کند، مشکلاتی است که دانشجویان متناسب با سنین جوانی و صفت دانشجویی خود با آن روبه رو می شوند، خوب است راهکاراهایی برای برخورد با این مشکلات پیشنهاد دهید؟

بهترین راه برای برخورد با مشکلات و حل آن این است که جوان دانشجو مسائل و مشکلات زندگی دوران جوانی خودش را به چیزهای غیر قابل کنترل تبدیل نکند، خیلی از دانشجویان را دیده ایم که برای مثال استعداد کم، شانس و حتی قسمت و خواست خدا را در تحلیل مشکلات زندگی خود وارد می کنند. روشی که من برای برخورد با مشکلات جوانان پیش می گیرم این است که اول از شخص می خواهم مشکلاتش را یادداشت کند، بعد به او می گویم کدام یک از این مشکلات غیر قابل تغییرند، برای مثال این که پدر یا مادر کسی فوت کرده، عاملی غیر قابل تغییر است و من باید آنرا بپذیریم و راضی باشم و با استدلال هایی آن را برای خودم حل کنم.

مثال دیگر، برایتان بیاوریم که کسی باور کردنی نباشد این که عدۀ قابل توجهی از دانشجویان دختر ما از جنسیت خودشان راضی نیستند. آدم اگر از جنسیت خودش راضی نباشد نمی تواند شادی و نشاط داشته باشد. اما یک سر مشکلات قابل حل است. البته برخی در دراز مدت و برخی در کوتاه مدت. من سعی می کنم به جوانان بیاموزم که باید با عزم قاطع به مصاف مشکلات و عوامل قابل حل رفت. همین اندازه که شخص در یابد بسیاری از مسائل قابل حل است و کنترل آنها در اختیار خود اوست موجب شادی اش می شود وقتی مسائل پیش رویتان را مرتب کردید، خواهید دید که حل آنها بسیار ساده تر از آن چیزی است که در تصور اول داشتید.

حضرت علی (ع) می فرماید: مشکلات تو دو دسته اند یا قابل حل هستند یا غیرقابل حل. اگر غیر قابل هستند صبر کن و اجر صبر را خدا به تو می دهد و این صبر بر قضای الهی است اگر قابل حل هستند یک لحظه از دنبال راه حل رفتن دوری و غفلت نکن در مشکلات قابل حل نباید بگوییم راضی ام به رضای خدا.

و در آخر خوب است به چند عامل که در فراهم ساختن شادی و نشاط و سعادت انسان نقش اساسی دارد اشاره داشته باشیم.

1- در وهلۀ اول ایمان و جهان بینی نقش بسزایی در شاد بودن انسانها خواهد داشت.

2- و دیگری که در پرتو آن ایمان و اعتقاد صحیح برای انسان حاصل می شود و در ایجاد شادی موثر است زهد و قناعت است.

3- عامل مهم دیگر داشتن نظم و برنامه در زندگی است.

4- ارتباط با افرادی است که درک محضرشان به زندگی انسان معنا می دهد

5- برقرار کردن ارتباط عاشقانه با خدا می باشد.

6- داشتن ارتباط اجتماعی سالم و دو طرفه با همنوعان خود.

7- داشتن جسمی سالم و توجه به تغذیه مناسب و سالم و ورزش کردن.

8- ارتباط با طبیعت نیز شادی آور است. یکی از روانشناسان می گوید: آنهایی که دلبسته یک چیز مرده اند وجودشان هم مرده است. (رحیمی، فیض الله (1385) مجموعه مقالات آسیب شناسی، جلد 12)

اگر خواهان یک ساعت شادی هستید، چرت بزنید.

اگر خواهان یک روز شادی هستید به مسافرت بروید.

اگر خواهان شادی یک ساله هستید ثروتی به ارث ببرید.

اما، اگر خواهان شادی برای همه عمر هستید از کاری که می کنید لذت ببرید

 

+ نوشته شده در  89/09/22ساعت 21:27  توسط  فيض اله رحيمي   |